شِیلُو آن پیامبر موعود


 

به نام خدا

 

هنگامیکه حضرت یعقوب در شُرف مرگ بود، برای یهودا اینچنین پیش گویی کرد که نبوت و قانونگذاری در نسل او خواهد بود و حتی آن مرد الاغ سوار [که کنایه از مسیح است] نیز از نسل او پدید می آید، و در نسل او همچنان باقیست تا اینکه «شِیلو» بیاید ؛ و با آمدن «شِیلو» این نبوت و قانونگذاری از یهودا به او منتقل می شود!

 

تورات معروف لنینگراد 1008 میلادی

Hebrew OT: Westminster Leningrad Codex:

לֹֽא־יָס֥וּר שֵׁ֙בֶט֙ מִֽיהוּדָ֔ה וּמְחֹקֵ֖ק מִבֵּ֣ין רַגְלָ֑יו עַ֚ד כִּֽי־יָבֹ֣א שִׁילֹה כ (שִׁילֹ֔ו ק) וְלֹ֖ו יִקְּהַ֥ת עַמִּֽים

عصا(نبوت) از يهودا دور نخواهد شد، و نه‌ قانونگذاری(کتاب) از ميان‌ پاهای‌ او، تا شِیلُو (کسی که ستایش برای اوست) بیاید، و فرمان‌برداری ِ‌ امتها از آن او خواهد بود.

(پیدایش ۴۹ : ۱۰)

 

کتاب مقدس های کنونی :

عصا از يهودا دور نخواهد شد، و نه‌ فرمان‌فرمایی از ميان‌ پاهای‌ او، تا شیلوه بیاید، و فرمان‌برداری ِ‌ امتها از آن او خواهد بود.

(پیدایش ۴۹ : ۱۰)

 

البته در ترجمه های کتاب مقدس های کنونی از کلمه شي لوه استفاده می شود و به (کسی که این به او تعلق دارد) معنی می شود ولی می بینیم که در ترجمه پنج کتاب موسی اِوِرِت فاکس که خودش هم عبرانی است نه مسیحی ، شِی لُو Shai lo یا شِی لُه به معنای (کسی که حمد به او تعلق دارد - کسی که خصال پسندیده به او تعلق دارد) آمده است. حتی گاهی کلمه شِلو راهم آورده اند که معنی آن (کسی که متعلق به اوست) می باشد. هدف از تمامی اینها اجنتاب از آوردن معنای اصلی بوده است!

توجه : «ה - ه» و «ו - و» آخر خوانده نمی شود بلکه به صورت «اُ» تلفظ می شود!

 

اینجا مستقیماً به نام محمد (ص) اشاره شده است.

محمد: [م ُ ح َم ْ م َ] (ع ص) ستوده (نصاب). به غایت ستوده . ستایش شده . || آنکه خصال پسندیده ٔ وی بسیار است (از اقرب الموارد).

احمد: [اَ مَ] (ع ن تف) احسن . بغایت ستوده . ستوده تر. حمید تر. مستدعی بسیار حمد.

 

در این آیه آمده که قانون و شریعت [מְחֹקֵק مِحُقِق به معنای قانون گذاری آمده است] و فرمانروایی [שֵׁבֶט شِبِط عصا ، سمبل فرمانداری و رهبری است] که در دستان یهوداست [جلعاد از آن من است و منسی از آن من. و افرایم خود سر من. و یهودا عصای سلطنت من. (زبور 108: 8)] ، از دستان یهودا خارج نمی شود تا زمانیکه شِیلُو بیاید. و نکته اساسی در همین جاست که تنها سبط باقی مانده از بنی اسرائیل از هشت قرن قبل از میلاد به بعد تنها سبط یهوداست که به همین دلیل به بنی اسرائیل یهودی یعنی منتسب به همان یهودا گفته می شود!

ای خاندان یعقوب که به نام اسرائیل مسمی هستید و از آب (نسل) یهودا صادرشده‌اید، و به اسم یهوه قسم می‌خورید و خدای اسرائیل را ذکر می‌نمایید، اما نه به صداقت و راستی، این را بشنوید.

(اشعیاء 48: 1)

در مزمور 110 به این امر اشاره شده که برای آن سَرور ، عصای حکم و نبوت از صهیون خواهد آمد؛ و به عبارتی : عصای حکم و نبوت و رهبری ای که نزد انبیاء بنی اسرائیل بود ، به آن سَرور منتقل می شود ، از یهودا خارج می شود و به او داده می شود و او کاهنی ابدیست و تا ابد شریعت و رسالتش خواهد ماند و دیگر منسوخ نمی شود!!:

مزمور داود یهوه به سَروَر من گفت: «به ‌دست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم.» 2 خداوند عصای قوت تو را از صهیون خواهد فرستاد. در میان دشمنان خود حکمرانی کن. 3 هنگامی که به قدرت برسی، قوم تو در لباس تقوی و پرهیزکاری، به حضورت خواهند آمد، و نیروی تو همچون شبنم صبحگاهی هر روز تازه ‌تر خواهد شد. 4 خداوند قسم خورده است و پشیمان نخواهد شد که «تو کاهن هستی تا ابدالاباد، به رتبه ملکیصدق.» 5 آن سَروَر که به ‌دست راست توست؛ در روز غضب خود پادشاهان را شکست خواهد داد. 6 در میان امتها داوری خواهد کرد. از لاشه ها پر خواهد ساخت و سر آنها را در زمین وسیع خواهد کوبید. 7 از نهر سر راه خواهد نوشید. بنابراین سر خود را بر‌خواهد افراشت.

(زبور 110: 1 – 7)

 

توجه داشته باشید که او داور میان تمامی امت ها خواهد بود ؛ نه فقط بنی اسرائیل!! در حالیکه مسیح نیز همانطور که گفته است خود را فرستاده شده صرفاً و تنها برای بنی اسرائیل می داند و البته کتاب مقدس هم این گفته او را تایید می کند!!

و این هم بشارت به آمدن آن مسیح بیت لحمی که از یهوداست و بنده خداوند است؛ و با این اشارۀ بسیار مهم که شِیلُو که فرمان ‌برداریِ‌ همه امتها از آن اوست ، نمی تواند این مسیح بیت لحمی باشد ، چونکه به کنایه می گوید : او بر قوم اسرائیل ، حکمرانی خواهد نمود و همچنین می گوید : با عصا بر رخسار داور اسرائیل خواهند زد:

 

حکمران از بیت لحم ای دختر افواج، الان در فوجها جمع خواهی شد! ایشان به ضد ما سنگرها بسته‌اند. با عصا بر رخسار داور اسرائیل خواهند زد. 2 و تو ‌ای بیت لحم افراته اگر ‌چه در شهرهای یهودا کوچک هستی، از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر قوم من اسرائیل حکمرانی خواهد نمود و نسل او از قدیم وجود داشته است. 3 بنابراین ایشان را تا زمانی که زن حامله بزاید تسلیم خواهد نمود و بقیه برادرانش با بنی‌ اسرائیل باز خواهند گشت 4 و خواهد ایستاد و در قدرت الهی ، در کبریایی نام خداوند خدایش خواهد چرانید (هدایت می کند) و با آرامش ساکن خواهند شد زیرا اینک تا اکناف زمین بزرگ خواهد گردید.

(میکا 5: 1 – 4)

 

و مسیح در اینجا می گوید:

عیسی در جواب گفت: «من فقط برای گوسفندان گمشدهٔ قوم اسرائیل فرستاده شده‌ام.»

(انجیل متی باب ۱۵: 24)

 

آیا در اینجا و روشنی و وضوح نمی گوید که او تنها پیامبری فرستاده شده برای بنی اسرائیل است!؟

پس شیلو نمی تواند از بنی اسرائیل باشد، یا مسیح (ع) که از بنی اسرائیل و یهودا بوده نیز نمی تواند باشد!!! او کسی غیر از بنی اسرائیلیان است!!!

که یاد آور این پیشگویی است :

نبی‌ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر‌آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت.

( تثنیه 18: 18)

و در جای دیگر در تکمیل پیشگویی ها و اینکه آن نبی از بنی اسرائیلیان نیست آمده :

וְלֹֽא־קָ֨ם נָבִ֥יא עֹ֛וד בְּיִשְׂרָאֵ֖ל כְּמֹשֶׁ֑ה אֲשֶׁר֙ יְדָעֹ֣ו יְהוָ֔ה פָּנִ֖ים אֶל־פָּנִֽים׃

ولاقم نبیا عود بیشرال کمشه اشر یدعو یهوه فنیم الفنیم.

بر نخیزد پیامبر دیگری در اسرائیل مانند موسی، آنچنان پیامبری که تکلم می کند رو برو با خدا.

(تثنیه 34: 10)

و یقیناً این برادران بنی اسرائیل ، بنی عیسو نیستند چونکه عیسو بنا برگفته خود تورات برکت نگرفت:

عیسو چون سخنان پدر خود را شنید، نعره‌ای عظیم و بی‌نهایت تلخ برآورده، به پدر خود گفت: «ای پدرم، به من، به من نیز برکت بده!» 35 گفت: «برادرت به حیله آمد، و برکت تو را گرفت

(پیدایش 17: 34- 35)

و در عین حال می دانیم که بنا بر خواست خداوند از بنی عیسو اثری باقی نماد چنانکه در عهد عتیق کتاب عوبدیا آمده :

و خاندان یعقوب آتش و خاندان یوسف شعله و خاندان عیسو کاه خواهند بود و در میان ایشان مشتعل شده، ایشان را خواهد سوزانید و برای خاندان عیسو بازمانده ای نخواهد ماند زیرا خداوند فرموده است.

(عوبدیا 1: 18)

و از بنی عیسو دیگر در عصر حاضر هم بازمانده ای نیست و البته که کسی را هم سراغ نداریم که از بنی عیسو به نبوت رسیده باشد!

 

روحانیون یهودی در قرن اول میلادی از یحیی این پرسش های سه گانه را کرده اند:

این است شهادت یحیی وقتی یهودیان اورشلیم، كاهنان و لاویان را پیش او فرستادند تا بپرسند كه او كیست. او از جواب دادن خودداری نكرد، بلكه به طور واضح اعتراف نموده گفت: «من مسیح نیستم.» آنها از او پرسیدند «پس آیا تو الیا هستی؟» پاسخ داد: «خیر.» آنها پرسیدند: «آیا تو آن نبی هستی؟» پاسخ داد: «خیر.»

(انجیل یوحنا 1: 19 – 21)

 

آیا تو مسیح هستی؟ من مسیح نیستم!!

آیا تو الیا هستی؟ خیر الیا نیستم!!

آیا تو آن نبی هستی؟ خیر آن نبی نیستم!!

و در ادامه باز هم همین مورد تکرار می شود:

از او پرسیدند: «اگر تو نه مسیح هستی و نه الیا و نه آن نبی، پس چرا تعمید می‌دهی؟»

(انجیل یوحنا 1: 25)

 

یحیایی که آخرین پیامبر بنی اسرائیل قبل از مسیح است! در حالیکه تمامی انبیاء بنی اسرائیل که قرار بود بیایدند آمده اند و رفته اند! ولی هنوز آن نبی موعود نیامده است!!!

و در حالیکه مسیح هم همزمان با یحیی آمده بود و نبوت در بنی اسرائیل را تمام کرد ولی آن نبی هنوز نیامده بود!!!

 

پس این برادران بنی اسرائیل چه کسانی می توانند باشند به غیر ازهمان بنی اسماعیل که برکت یافته و در موردش پیشگویی شده :

و اما در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده امیر از وی پدید آیند، و امتی عظیم از وی بوجود آورم.

(پیدایش 17: 20)

پس آن نبی تنها می تواند از بنی اسماعیل باشد و این آیه هم نشان دهنده این نکته است و همچنین یاد آور دوازده امام بزرگوار جانشین پیامبر می باشد.

بقیه در ادامه مطلب ...
ادامه نوشته

مسیح چگونه خدایست!!

به نام خدا

با سلام

در اینجا چند سوال برای من درباره اینکه چگونه امکان دارد که مسیح خداوند باشد مدت هاست که در ذهنم پیش آمده که آنها را در چندین وبلاگ مسیحی گذاشتم و سوال کردم ولی کسی به آنها جوابی نداد در اینجا اینها را می گذارم شاید کسی جوابی برای آنها داشت :

1) اگر ۳ تا یکی است وقتی حضرت مسیح مُرد پس پدر و روح القدس هم چون با او یکی بودند پس باید مرده باشند و اگر نمردند ((پس یکی نیستند و جدا از همند)) !!؟؟؟

2) وقتی خدا مرد دنیا را چه کسی اداره می کرد و خدای مرده را چه کسی زنده کرد !!؟؟
(( پدر که با خدای مرده یکی بود !!))

3) حضرت مسیح که خدا بود در انجیل وقتی که عبادت می کرد خودش را می پرستید !!؟؟ (لوقا ۶: ۱۲یا عبرانیان ۸: ۲) اگر پدر را می پرستید و خودش را نمی پرستید ((پس باید از هم جدا باشند !!؟))

و در آن روزها بر فراز کوه برآمد تا عبادت کند و آن شب را در عبادت خدا به صبح آورد.(لوقا ۶: ۱۲)

4) وقتی که مولودی متولد می شود از والد خود جدا می شود وگرنه مولود نشده ! چطور مسیح از پدر مولود شده و جدا نشده و واحد هستند و گفته می شود مولود است !!؟

۵) مسیح پسر خدا چطور می توانست ازلی باشد در حالیکه به یقین والد از مولود قدیم تر است !! پس پسر خدا هرگز موجودی ازلی نمی تواند باشد!؟؟

۶) روح القدس چگونه می توانست ازلی باشد در حالیکه توسط پدر و پسر فرستاده شده است !! پس باید پدر و پسری باشند تا روح القدس فرستاده شود !؟؟ پس دیگر نمی توانند هر سه ازلی باشند !!!

۷) اصلا چرا پدر پسر را متولد کرد و همچنین روح القدس بوجود آمد برای همکاری در تمام مراحل آفرینش مگر عاجز از اداره جهان بود !!؟؟

۸) اگر سه تا یکی هستند پس چرا سلسله مقام متفاوت دارند !!؟

" چون خدای پدر اقتدار و حکمرانی بر همه‌چیز را به مسیح سپرده است، البته روشن است که خود خدای پدر زیر این اقتدار و سلطه نمی‌باشد . سرانجام، وقتی مسیح بر تمام دشمنان خود پیروزی یافت، آنگاه خود او نیز که فرزند خداست، خود را تحت فرمان پدرش خدا قرار خواهد داد تا خدا که او را بر همه‌چیز مسلط ساخته بود، بر کُلّ عالم هستی حاکم شود (اول قرنطیان ۱۵ : ۲۷ - ۲۸) "

۹) " ... و روح او را به بیابان برد و مدت چهل روز ابلیس او را تجربه می نمود...(لوقا ۴ : ۱ - ۲) سوال من در این مورد است که مسیح خداوند برای چه و در چه مورد باید مورد آزمایش مخلوقش ابلیس قرار بگیرد !؟ آیا برای اینکه ایمانش به خداوند مشخص شود !؟؟

۱۰) " پس ابلیس او رابه کوهی بلند برده، تمامی ممالک جهان را درلحظه‌ای بدو نشان داد. (لوقا ۴ : ۵) " سوال من این است که چگونه شیطان که مخلوق خداوند قادر بزرگ است او را بلند کرد و به بیابان برد تا او را آزمایش کند


۱۱)
" پس ابلیس او را به کوهی بسیار بلند برد و همه‏ی ممالک جهان را بدو نشان داده به وی گفت: اگر مرا سجده کنی، همانا این همه را به تو خواهم بخشید" مگر نه اینکه شیطان خودش مخلوقی از مخلوقات خداوند و جزیی از کل عالم خلقت است چطور این جزء می خواهد در ازاء سجده خداوند به خودش ! کل ممالک زمین را که ذره ای از کل هستی هم نیست را به عنوان پاداش اگر قبول می کرد به او بدهد !!؟

۱۲) شیطان
که از هر انسانی بهتر خدا را میشناخت [ حتی از پیش از خلقت انسان] چطور در خدا بودن عیسی شک داشت!؟؟ او که تفاوت روح خداوند و یک انسان ساده را تشخیص می داد و نیازی به " اگر پسر خدا هستی، خود را به زیر انداز"  تا او را بشناسد نداشت ، چونکه اگر یک نبی ساده هم بود با معجزه ای می توانست این کار را بکند!؟

۱۳) بنابر مسیحیت ٬ مسیح در هنگام بزرگسالی تازه شروع به دعوت خود کرد . سوال من این است مسیح پسر خدا تا پیش از آن چکار میکرد چون قاعدتاً خدا (مسیح) احتیاجی به رشد سنی برای عاقل و بالغ شدن ندارد پس چرا تا قبل از آن کسی متوجه حضور آن نبود حتی یحیی فامیل او و نبی خدا هم متوجه نشد تا آنجا که می گوید : "« آیا تو همان شخصی هستی که قرار است بیاید و یا ما در انتظار شخص دیگری باشیم ؟ » ( متی باب 11)"  حداقل در اسلام او از کودکی سخن میگفت و نبوت میکرد!؟

۱۴) اگر هر انسانی از همان هنگام تولد گناهکار به دنیا می آید مگر هنگامی که مسیحی شود که آن وقت گناه اولیه او با مسیحی شدن بخشیده شود در ازاء قربانی شدن مسیح سرنوشت نوزادانی که در همان هنگام نوزادی از دنیا می روند چه می شود !؟ ((یعنی مسیحی نشده اند و گناهکارند پس قاعدتاً باید مستقیماً عازم جهنم شوند !!؟))

اگر قرار باشد گناهی را که کسی دیگری مرتکب شده برگردن ما بگذارند ((این نشان دهنده عادل نبودن  و ظالم بودن خدا نیست؟؟)) که آنگاه نیاز به این داشته باشد تا کس دیگری به خاطر آن قربانی شود تا باز هم خدا بخاطر مردن او گناه مرا ببخشد !!!!!؟؟

خدا به حضرت ابراهیم که پس از سالها صاحب پسری شد رحم کرد و نگذاشت قربانیش کند و بدون قربانی کردن پسرش عمل قربانی او را کریمانه پذیرفت پس چطور نمی توانست گناه اولیه انسانهای بیچاره را که ((کس دیگری انجام داده بود)) را و ظالمانه بر گردن دیگران گذاشته شده بود را ببخشد !!! که نیاز به این بود که پسر خودش را بفرستند تا ((انسانها او را قربانی کنند)) تا گناهانشان را خداوند با کشتن پسر خودش پاک کند!!؟؟

۱۵) هنگامی که مسیح روی صلیب بود فریاد زد : " ایلی، ایلی، لما سبقتنی؟ یعنی : خدای من، خدای من، چرا مرا ترک كردی؟ (متی 27: 46) " در اینجا مسیح که خودش خداست از که یاری می جوید !؟؟؟

۱۶) اگر مسیح خودش با پدر یکی بود و خدا بود ، چگونه وسیله ای برای حمد کردن  خداست !!؟ پیوسه خدا را به وسیله عیسی حمد گوییم و با صداهای خود نام او را تمجید نماییم ، این است قربانی ما به درگاه خدا (عبرانیان ۱۳:۱۵)

۱۷) چرا در عهد عتیق، تورات و کتاب های مختلف انبیاء پیشین از این یگانه پسر خداوند ]مسیح[ هیچ اثری و صحبتی نیست!؟ چرا درباره خدا بودن روح القدس در آن اثری و صحبتی نیست!؟ در عهد عتیقی که حتی درباره چگونه سوار شتر شدن افراد هم مفصل صحبت کرده و توضیح داده چگونه به مهمترین مطلب عالم، یعنی تثلیث خداوند و اینکه خداوند یگانه پسری دارد که مسیح است، اشاره ای هم نشده!!؟؟؟

۱۸) چرا یهودیان از قدیم تا به امروز همچنان منتظر پیامبری به نام مسیح هستند، نه خداوندی که مسیح باشد!؟؟

ادامه نوشته

تناقض  👈مسیح صد در صد خدا ، و صد در صد انسان❗

تناقض 👈مسیح صد در صد خدا ، و صد در صد انسان❗


🔽🔽🔽



۱. تناقض منطقی (Logical Contradiction)

اگر "خدا بودن" به ◀️معنای نامحدود ، جاودانه ، نادیدنی ، نادسترس‌پذیر ، بدون جسم و بی‌نیاز باشد❗


و "انسان بودن" به ◀️معنای محدود ، فانی ، دیدنی ، جسم‌دار و نیازمند باشد❗

آنگاه 👈نمی‌توان یک موجود را هم‌زمان هم ۱۰۰٪ خدا و هم ۱۰۰٪ انسان دانست ، 👈چون این دو ماهیت ذاتاً ناسازگارند‼️


مغالطه: این دیدگاه، اصل «قانون عدم تناقض» (Law of Non-Contradiction) را نقض می‌کند ، که می‌گوید 👈چیزی نمی‌تواند هم «الف» و هم «نفی الف» در یک زمان و از یک جهت باشد‼️


---

۲. ابهام در اصطلاحات (Equivocation)

برخی مسیحیان وقتی با این تناقض روبه‌رو می‌شوند، 👈تعریف واژه‌ها را تغییر می‌دهند❗ مثلاً می‌گویند:


«عیسی از نظر الهی خدا بود ، اما از نظر بشری انسان بود.»


این جمله در ظاهر مشکل را حل می‌کند، 👈اما در واقع نوعی ابهام در کاربرد واژه‌هاست❗


مغالطه: اگر قرار است «طبیعت الهی» و «طبیعت انسانی» از هم جدا باشند، 👈پس دیگر نمی‌توان گفت "یک شخصِ واحد" هم‌زمان دارای هر دو طبیعت است بدون تناقض❗◀️مگر اینکه دو شخص متفاوت باشند‼️ که این خود یک بدعت (به نام نسطوریانیسم) در مسیحیت شمرده شده است‼️


---

نتیجه بی‌طرفانه این است:

ادعای «۱۰۰٪ خدا و ۱۰۰٪ انسان بودن» از دیدگاه منطق صوری ، غیرممکن و متناقض است❗ 👈مگر اینکه یکی از واژه‌ها یا مفاهیم را تغییر دهیم یا تعریف نکنیم❗که در این صورت هم وارد مغالطه‌های دیگر می‌شویم❗


‌✳️✳️✳️

«راز دو سوار ؛ 👈الاغ‌سوار و 👈شترسوار❗» در کتاب اشعیاء

«راز دو سوار ؛ 👈الاغ‌سوار و 👈شترسوار❗» در کتاب اشعیاء


🔽🔽🔽‌



مقدمه: در میان نبوت‌های کتاب مقدس، تصویری رمزآلود از «یک جفت سوار؛ یکی الاغ‌سوار و دیگری شترسوار» در باب ۲۱ کتاب اشعیاء توجه را به خود جلب می کند. این مقاله به بررسی این فقره با استناد به اصل متن عبری و دیگر شواهد کتاب مقدس می‌پردازد تا پرده از هویت این دو سوار بردارد.



1️⃣ متن اصلی نبوت: کتاب اشعیاء، باب ۲۱، آیه ۱ و آیات ۶ تا ۹، چنین می‌گوید:

‌דָּבָר מִמִּדְבָּר יָם כְּסוּפוֹת בַּנֶּגֶב לַחֲלֹף מִמִּדְבָּר בָּא מִארֶץ נוֹרָאָה׃ (۱)

‌וְרָאָ֗ה רֶ֤כֶב צֶ֙מֶד֙ פָּֽרָשִׁ֔ים רֶ֥כֶב חֲמֹרִ֖ים רֶ֣כֶב גְּמַלִּ֑ים וְהִקְשִׁ֤יב קֶ֙שֶׁב֙ רַֽב־קָֽשֶׁב׃ (۷)


«وحی درباره‌ی بیابانِ دریا:
👈همچون طوفان‌هایی که از جنوب می‌گذرند❗
این نیز 👈از بیابان ، از سرزمین هراسناک ، می‌آید❗

.... و دید: 👈یک جفت سوار ،
الاغ‌سوار و شترسوار ،
و با دقت بسیار گوش فرا داد.»



2️⃣ تحلیل معنایی: کلمه عبری «צֶ֛מֶד» (tsemed) به معنای «👈یک جفت» یا «👈یک زوج» است و بر دو سوار تأکید دارد❗ «רֹכֵ֣ב עַל־חֲמ֑וֹר» به معنای «سوار بر الاغ» و «רֹכֵ֖ב עַל־גָּמָֽל» به معنای «سوار بر شتر» است.


3️⃣ شواهد دیگر کتاب مقدس:


ا🅰️ اشعیاء، باب ۴۰، آیه ۳:

קֹ֣ול קֹורֵ֔א בַּמִּדְבָּ֕ר פַּנּ֖וּ דֶּ֣רֶךְ יְהוָ֑ה יַשְּׁרוּ֙ בָּעֲרָבָ֔ה מְסִלָּ֖ה לֵאלֹהֵֽינוּ׃

صدای ندا کننده‌ای در بیابان: راه خداوند را راست سازید و 👈 شاهراهی برای خدای ما در صحرا بسازید❗



ا🅱️ مزامیر، باب ۶۸، آیه ۴:

שִׁ֤ירוּ ׀ לֵֽאלֹהִים֮ זַמְּר֪וּ שְׁ֫מֹ֥ו סֹ֡לּוּ לָרֹכֵ֣ב בָּ֭עֲרָבֹות בְּיָ֥הּ שְׁמֹ֗ו וְעִלְז֥וּ לְפָנָֽיו׃


برای خدا سرود بخوانید و به نام او ترنم نمایید و 👈شاهراهی درست کنید برای آن سواری که در صحراها است❗ نام او خداوند است! به حضورش به وجد آیید



4️⃣ نتیجه‌گیری: با توجه به اصل متن عبری و شواهد کتاب مقدس ، تصویر ✨یک جفت سوار؛ الاغ‌سوار و شترسوار✨ نمادی از دو شخصیت برجسته است که هر یک نقشی مهم در تاریخ ادیان ایفا می‌کنند❗

👈اشاره به بیابان نیز بر محل آغاز مأموریت ویژه این شخصیت تأکید دارد❗ این نبوت همچنان موضوع تأمل پژوهشگران است و پرسش درباره هویت این دو سوار، در فضای گفت‌وگوی ادیان جایگاهی ویژه دارد.

یک 👈جفت سوار؛ الاغ‌سوار❗ و شترسوار❗

یک 👈جفت سوار؛ الاغ‌سوار❗ و شترسوار❗

مقدمه

یکی از نبوت‌های مهم کتاب اشعیاء، تصویری از دو سوار است: یکی الاغ‌سوار و دیگری شترسوار. این تصویر نمادین، قرن‌ها موضوع بحث و تفسیر بوده است. این مقاله، با استناد به متن کتاب مقدس، این نبوت را بررسی کرده و به نقش این دو سوار در تاریخ ادیان می‌پردازد.

🔽🔽🔽



۱. متن نبوت در کتاب اشعیاء


در باب ۲۱ کتاب اشعیاء، چنین آمده است:

הִנֵּ֥ה זֶ֖ה בָּ֣א רֶכֶב־אִ֑ישׁ צֶ֥מֶד פָּרָשִׁ֖ים


«اینک، سواری می‌آید ؛ 👈یک جفت سوار، الاغ‌سوار و شترسوار‼️»


(اشعیاء ۲۱: ۷)

این عبارت، به‌ 👈وضوح از «یک جفت سوار» سخن می‌گوید❗ که هریک بر مرکبی متفاوت سوار است: یکی بر 👈الاغ و دیگری بر 👈شتر.

این تفاوت در مرکب‌ها ، بیانگر تمایز هویت این دو شخصیت است.

🌸

۲. تطبیق نبوت با شخصیت‌های تاریخی

در بررسی تاریخی، الاغ‌سوار به عیسی مسیح و شترسوار به پیامبر اسلام، محمد، اشاره دارد. این تطابق بر اساس شواهدی از کتاب مقدس و سنت‌های هر دو دین به‌دست می‌آید:

۱. عیسی مسیح، 👈الاغ‌سوار در انجیل متی آمده است:

«و شاگردان رفتند و همان‌طور که عیسی به آنان فرموده بود عمل کردند. 👈الاغی را آوردند و بر آن، جامه‌های خود را گستردند و عیسی بر آن نشست❗»

(متی ۲۱: ۶-۷)




۲. حضرت محمد ، شترسوار اشاره به شترسوار، با زندگی پیامبر اسلام ارتباط دارد که به‌عنوان ساکن بیابان‌های عربستان و استفاده از شتر در سفرهای خود و‌ 👈به ویژه ورود به مدینه در ابتدای هجرت با شتر در میان استقبال مردم‼️


🌸


۳. ارتباط نبوت با بیابان

نبوت اشعیاء با اشاره به بیابان آغاز می‌شود:

קֹ֣ול קֹורֵ֔א בַּמִּדְבָּ֕ר פַּנּ֖וּ דֶּ֣רֶךְ יְהוָ֑ה יַשְּׁרוּ֙ בָּעֲרָבָ֔ה מְסִלָּ֖ה לֵאלֹהֵֽינוּ׃

«صدای ندا کننده‌ای 👈در بیابان: راه خداوند را راست سازید❗ و 👈شاهراهی برای خداوند ما در عربه‼️»

(اشعیاء باب ۳ فقره ۴۰)



و در مزامیر آمده است:

שִׁ֤ירוּ לֵֽאלֹהִים֮ זַמְּר֪וּ שְׁמֹ֥ו סֹ֡לּוּ לָרֹכֵ֣ב בָּ֭עֲרָבֹות בְּיָ֥הּ שְׁמֹ֗ו וְעִלְז֥וּ לְפָנָֽיו׃


«برای خدا سرود بخوانید و به نام او ترنم نمایید و 👈شاهراهی درست کنید برای آن سواری که در صحراها است‼️ نام او خداوند است! به حضورش به وجد آیید!»

(مزامیر باب چهارم : ۶۸)

اشاره‌ی مکرر به 👈بیابان و عربه، جایگاه جغرافیایی مأموریت این پیامبران را مشخص می‌سازد. عیسی در سرزمین‌های حاصلخیز فلسطین ظاهر شد، اما محمد در بیابان‌های عربستان مبعوث شد، جایی که فرهنگ استفاده از شتر رایج بود❗

🔽🔽🔽


۴. نتیجه‌گیری

نبوت «یک جفت سوار؛ الاغ‌سوار و شترسوار» تصویری نمادین از 👈دو پیامبر بزرگ است که هر یک مأموریتی خاص داشتند. تطابق این تصویر با عیسی مسیح و محمد، با شواهد کتاب مقدس و ویژگی‌های تاریخی آنان هماهنگ است❗

این نبوت نه‌تنها به تفاوت مأموریت‌های آنان اشاره دارد، بلکه ارتباط معنوی و ادامه‌ی مسیر نبوت را نیز نشان می‌دهد.



.

تطبیق سه نبوت مهم درباره نبی موعود و بنده خداوند که امت ها را هدایت می کند

بسم الله الرحمن الرحیم

اشعیا باب چهل‌ و دو (آیات ۱ تا ۲۵) – ترجمه دقیق فارسی از عبری:

۱ اینک 👈بنده من که او را تأیید می‌کنم، برگزیده‌ام که جانم از او خشنود است؛ 👈روح خود را بر او نهادم، او عدالت را برای امت‌ها به ارمغان خواهد آورد‼️


۴ 👈ضعف نخواهد کرد و شکست نخواهد خورد تا عدالت را بر زمین برقرار سازد❗ و جزایر منتظر شریعت او خواهند بود❗


۵ چنین می‌گوید خداوند خدا، که آسمان‌ها را آفرید و آنها را گسترانید؛ او که زمین را با آنچه از آن بیرون می‌آید پهن کرد، و نَفَس را به قوم بر آن داد، و روح را به آنانی که در آن سیر می‌کنند:

۶ من یهوه 👈 تو را به راستی خوانده‌ام، و دستت را گرفته‌ام، و تو را نگاه داشته‌ام، 👈و تو را به عهد قوم و نور امت‌ها قرار دادم‼️


۷ تا 👈چشمان نابینا را باز کنی، و زندانیان را از زندان بیرون آوری، و 👈آنان را که در تاریکی نشسته‌اند از خانه‌ی اسارت❗

۸ من یهوه هستم، این نام من است؛ و جلال خود را به دیگری نخواهم داد و ستایش خود را به بت‌ها نخواهم سپرد.

۹ آنچه پیشتر بود واقع شد، و امور جدید را اعلام می‌کنم؛ پیش از آنکه برویند، شما را از آنها آگاه می‌سازم.

۱۰ برای یهوه سرود نو بخوانید، و ستایش او را از اقصا نقاط زمین، ای کسانی که به دریا می‌روید، و هر چه در آن است، ای جزایر و ساکنان آنها!

۱۱ 👈بیابان و شهرهایش صدا دهند، دهکده‌هایی که ✨قیدار✨ ساکن است❗ بانگ زنند، ساکنان سِلع آواز بخوانند، از قلّه‌های کوه فریاد زنند❗

۱۲ جلال را به یهوه بدهند، و در جزایر تسبیح او را بیان کنند.❗



۱۶ 👈کوران را به راهی که نمی‌شناختند هدایت خواهم کرد❗ ایشان را به مسیرهایی که نمی‌دانستند خواهم برد؛ تاریکی را پیش روی ایشان به نور و ناهمواری را به هموار تبدیل خواهم کرد❗ این کارها را خواهم کرد و ایشان را ترک نخواهم نمود❗

۱۷ آنان که بر بت‌های تراشیده توکل دارند، و به بت‌های ریخته‌شده می‌گویند: «شما خدایان ما هستید»، پس‌روی خواهند کرد و به سختی شرمنده خواهند شد.


۲۱ یهوه به 👈سبب عدالتش، شریعت را بزرگ و مجید می‌سازد❗


۲۳ کیست در میان شما که به این گوش دهد⁉️ که 👈به آینده توجه کند و بشنود⁉️

۲۴ چه کسی یعقوب را به تاراج سپرد و اسرائیل را به غارت‌کنندگان⁉️ 👈 آیا نه یهوه، که ما را علیه او گناه کردیم و 👈 به راه‌های او نخواستیم راه رویم❗ و به شریعت او گوش ندادیم⁉️


۲۵ پس غضب خشم خود و شدت جنگ را بر ایشان ریخت، و آنان را در آتش سوزانید، اما نفهمیدند؛ و ایشان را در آتش سوزانید، ولی دل ندادند❗

اکنون تطبیق سه نبوت مهم را بررسی می‌کنیم که هر یک به شخصی موعود اشاره دارند و در آنها مفاهیمی مانند شریعت، امت‌ها، عدالت، و محل ظهور نقش اساسی دارند:

🔽🔽🔽

۱.

پیدایش باب چهل و نه آیه ۱۰ – شیلو

> לא יסור שבט מיהודה ומחוקק מבין רגליו עד כי יבא שילו ולו יקהל עמים

> "عصا از یهودا دور نخواهد شد، و نه قانون‌گذاری از میان پاهای او، تا شِیلو (کسی که ستایش برای اوست) بیاید، و فرمانبرداریِ امتها از آنِ او خواهد بود."



نکات کلیدی:

شیلو شخصی است که حق پادشاهی و فرمان‌بری امت‌ها به او داده می‌شود.

او باید پس از 👈زوال سلطنت یهودا ظاهر شود‼️

متن، آینده‌ای 👈جهانی برای مأموریت او ترسیم می‌کند‼️



۲.

اشعیا باب چهل و دو آیات ۱ تا ۴ و آیه ۱۱ – عبد یهوه

> הֵן עַבְדִּי אֲשֶׁר תִּחְפָּצוּ בּוֹ נַפְשִׁי אִתּוֹ רוּחִי נָתַתִּי אֲרוֹךְ בְּגַוְּיו כִּי תוֹרָה נָשָׁא וְחָלַק אֶת הַצֶּדֶק אֶל עַמוֹ וּמַטִּיל מִשְׁפַּט אֲנַע אֶת כָּל עַמִּים וְכִּי יָפְקִין וַיְהוֹדִּי אֶת עַם גוֹלָם וַאְרֶץ"

> "اینک بنده من که از خوشنودم. روح من بر او است، شریعت را برای امت‌ها جاری خواهد کرد. او باز نمی‌ایستد و تا برپا کردن عدالت در زمین ثابت خواهد ماند."



نکات کلیدی:

👈عبد خدا شخصی است که 👈مأمور عدالت و 👈قانون‌گذاری است‼️


👈ظهور او به ✨جزایر✨ (مناطق دور) و ساکنان ✨قیدار✨ (عربستان) مربوط است‼️

👈مأموریتی جهانی دارد‼️




۳.

تثنیه باب هجده آیه ۱۸ – نبی چون موسی

> נָבִיא מִקִּרְבֶּךָ מִאַחֶיךָ כָּמוֹנִי יָקוּם לְךָ אֵתֶן אֶת־דְּבַרַי בְּפִיו וְדִבֶּר אֵלֵיהֶם אֵת כָּל־אֲשֶׁר אֲצַוֶּנִי

> "نبی‌ای از 👈میان برادران ایشان❗👈مثل تو، برایشان برمی‌انگیزم؛ و 👈کلماتم را در دهان او خواهم گذاشت❗ و او هر آنچه امر فرمایم به ایشان خواهد گفت."




نکات کلیدی:

نبی‌ای موعود از 👈غیر بنی‌اسرائیل اما از ✨برادران✨ بنی‌اسرائیل (یعنی اسماعیلیان).

او مانند موسی، حامل وحی و شریعت است‼️

کلام خدا مستقیماً در دهان او نهاده می‌شود‼️



---

تطبیق و جمع‌بندی:


🔽🔽🔽


بر اساس این تطبیق، می‌توان استدلال کرد که هر سه نبوت به یک چهره واحد اشاره دارند: شخصی از 👈 نسل غیر اسرائیلی (برادران بنی‌اسرائیل = اسماعیلیان)، که مأموریت جهانی، شریعت الهی، و قدرت رهبری امت‌ها را در دست می‌گیرد❗

👈ارتباط با قیدار ، بیابان ، و جزایر به نفع تطبیق این شخصیت با ظهور پیامبر اسلام (ص) در منطقه حجاز است❗

کتاب مقدس می گوید مسیح خدا نیست!! (1)

به نام خدا

 

دلایلی که مسیحیت برای الوهیت مسیح اقامه می کند و اثبات سستی آن با استفاده از خود کتاب مقدس:

 

در کتاب مقدس [هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید] بر وحدانیت و یگانگی خداوند تأکید شده است. از زمان حضرت آدم تا زمان حضرت مسیح تمام پیامبران بر یگانگی خداوند شهادت داده و بر آن تأکید می کردند. اما وجود برخی از آیات انجیل ها و سایر رسالات عهد جدید این باور را در میان مسیحیان به وجود آورد که حضرت مسیح و روح القدس نیز خدا هستند.

 

مسیحیت در مواجهه با آیاتی از عهد عتیق که بر یگانگی خدا تأکید می کند چنین موضع گرفت که خدا در ذات و جوهر یکی است اما از نظر شخص سه تاست. برای درک بهتر تثلیث بهتر است به فقراتی از اعتقاد نامه آتاناسیوس توجه کنیم:

«... ما در تثلیث یک خدا را عبادت می کنیم و تثلیث در وحدت... نه به معنای تقسیم ذات... الوهیت پدر، پسر و روح القدس همه یکی است یعنی در حال هم شأن و در عظمت مثل هم جاودانه اند... پدر، پسر و روح القدس مخلوق نیستند... همان طور که پدر قادر مطلق است، پسر و روح القدس نیز قادر مطلقند... در این تثلیث هیچ کدام از اشخاص قبل یا بعد از دیگری و بزرگتر یا کوچکتر از دیگری نیست بلکه هر سه شخص با هم و مثل هم جاودانه و هم شأنند...»

[آیین کاتولیک / جورج برانتل / فصل چهارم / ص 84]

 

اگر چه اعتقاد به تثلیث تا سالیان متمادی محل نزاع و اختلاف بود، اما با گذشت چند قرن و بخصوص در زمان قسطنطنین این اختلاف رنگ باخت و جای خود را به تثلیثی فراگیر در تمام مذاهب مسیحی داد.

البته با وجود گذشت بیست قرن از تولد مسیحیت هنوز هم فرقه هایی از درون این دین، منکر تثلیث هستند و همچنان بر یگانگی خدا تأکید دارند.

 

معتقدین به تثلیث به چد دلیل تمسک کرده اند:

 

1)     فقراتی از کتاب مقدس که عیسی را خدا یا فرزند خدا می داند. 

2)     وجود صفات الهی در آن حضرت.

3)     پرستش آن حضرت توسط مردم در زمان حیات ایشان که مسیح هم از آن نهی نکرد.

4)     تولد خارق العاده و خارج از جریان طبیعی.

 

به اعتقاد مسیحیان این دلیل ها برای ایمان به الوهیت عیسی کافی است. به اختصار به بررسی این دلیل ها خواهیم پرداخت:

 

برای مطالعه مقاله لطفاْ به «ادامه مطلب» رجوع کنید:

ادامه نوشته

کتاب مقدس می گوید مسیح خدا نیست!! (2)

به نام خدا

 

دلایلی که مسیحیت برای الوهیت مسیح اقامه می کند و اثبات سستی آن با استفاده از خود کتاب مقدس:

 

ادامه مقاله را در «ادامه مطلب» مطالعه نمایید:

ادامه نوشته

کتاب مقدس می گوید مسیح خدا نیست!! (3)

به نام خدا

 

دلایلی که مسیحیت برای الوهیت مسیح اقامه می کند و اثبات سستی آن با استفاده از خود کتاب مقدس:

 

برای مطالعه مقاله لطفاْ به «ادامه مطلب» رجوع کنید:

ادامه نوشته

پدران انگور ترش خوردند و دندانهای پسران کند گردید!

 

به نام خدا

أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى ﴿36﴾ وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى ﴿37﴾ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴿38﴾ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴿38﴾ وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿نجم 39﴾

يا بدانچه در کتاب‏هاى موسى [آمده] خبر نيافته است (36) و [نيز در نوشته‏هاى] همان ابراهيمى كه وفا كرد (37) كه هيچ بردارنده‏اى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد (38) و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست (نجم 39)

پذیرش اصل اساسی فدا در مسیحیت ، لاجرم بر این پایه قرار می گیرد ، که خداوند عادل نباشد!!!

 زیرا لازمه پذیرش آن این است که :

1)      خداوند گناهی را که پدری مرتکب شده بر فرزندان و فرزندانِ فرزندان آن پدر تا ابد بیاندازد!!

2)      خداوند فرد دیگری را به دست همین فرزندان آن پدر بکشد تا گناه پدر آنها را که خودش بر گردن پسران آن پدر انداخته بود ، پاک کند!!!

آیا به چنین خداوندی می شود گفت ، عادل!؟؟ آیا کشتن کسی به خاطر گناه دیگری با عدالت می تواند سازگار باشد!؟؟

آیا بنا بر خود کتاب مقدس در عهد عتیق ، این امکان پذیر است که خداوند گناه حضرت آدم را بر گردن انسانهایی که از نسل او هستند بیاندازد تا بعداً با فرستادن و کشتن مسیح این گناه پدرشان و بی عدالتی خودش را پاک کند!؟ یا اینکه این یک بدعت اشتباه و خطا از سوی پولس و قبل از آن عوام بنی اسرائیل بوده که به صورت این ضرب المثل در میانشان رایج بوده : «پدران انگور ترش خوردند و دندانهای پسران کند گردید!» و بعدها نویسندگان انجیل ها آنرا اقتباس کردند؟

حالا نگاه کنیم به تورات در سفر تثنیه:

לֹֽא־יוּמְת֤וּ אָבֹות֙ עַל־בָּנִ֔ים וּבָנִ֖ים לֹא־יוּמְת֣וּ עַל־אָבֹ֑ות אִ֥ישׁ בְּחֶטְאֹ֖ו יוּמָֽתוּ׃ ס

لایومتو  ابوت  علبنیم  وبنیم  لایومتو   علابوت  ایش  بحطاو  یومتو

پدران به عوض پسران کشته نشوند، و نه پسران به عوض پدران خود کشته شوند. هر کس برای گناه خود کشته شود.

(تثنیه دواریم 24: 16)

و در جای دیگر تورات:

20 و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: 21 «خود را از این جماعت دور کنید تا ایشان را در لحظه‌ای هلاک کنم.» 22 پس ایشان به روی در‌افتاده، گفتند: «ای خدا که خدای روحهای تمام بشر هستی، آیا یک نفر گناه ورزد، و بر تمام جماعت غضبناک شوی؟»

(اعداد بمیدبار 16: ۲۰ - ۲۲)

 

و در جای دیگر هنگامیکه ابراهیم می خواهد شفاعت قوم لوط را نماید به این اشاره می کند که اگر فرد عادلی در میان آنها بود از داور تمام جهان بعید است که او را با ستمکاران قوم بکشد!! که خداوند می گوید حتی اگر ۱۰ نفر عادل هم میان آنها باشد آنها را عذاب نمی کنم!! (و البته مشخص است که عادلی میان آنها نبود ، که عذاب شدند.)

و ابراهیم نزدیک آمده، گفت: آیا عادل را با شریر هلاک خواهی کرد؟.....حاشا از تو که مِثل این کار بکنی که عادلان را با شریران هلاک سازی و عادل و شریر مساوی باشند. حاشا از تو آیا داور تمام جهان، انصاف نخواهد کرد؟ 

(پیدایش برشیت 18: ۲۳ و ۲۵)

 

و تاکیدی دیگر و مستقیم در اینجا:

 

1 موت، مجازات گناه و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: 2 «شما چه‌ کار دارید که این مثل را درباره زمین اسرائیل می‌ زنید و می‌ گویید: پدران انگور ترش خوردند و دندانهای پسران کند گردید.» ....

19 لیکن شما می‌ گویید چرا چنین است؟ آیا پسر متحمل گناه پدرش نمی باشد؟ اگر پسرانصاف و عدالت را بجا آورده، تمامی فرایض مرا نگاه دارد و به آنها عمل نماید، او البته زنده خواهد ماند. 20 هر ‌که گناه کند او خواهد مرد. پسر متحمل گناه پدرش نخواهد بود و پدر متحمل گناه پسرش نخواهد بود. عدالت مرد عادل بر خودش خواهد بود و شرارت مرد شریر بر خودش خواهد بود. ....

29 لیکن شما‌ ای خاندان اسرائیل می‌گویید: که طریق خداوند موزون [عادلانه] نیست! ای خاندان اسرائیل آیا طریق من غیر موزون است و آیا طریق شما غیر موزون نیست؟ 30 بنابراین خداوند یهوه می‌گوید: ای خاندان اسرائیل من بر هر یک از شما موافق رفتار خودش داوری خواهم نمود. پس توبه کنید و از همه تقصیرهای خود بازگشت نمایید تا گناه موجب هلاکت شما نشود.

(حزقیال 18: 1 – 2 و 19 – 20 و  29 – 30)

 

در اینجا کاملاً روشن است که حتی از نظر کتاب مقدس این نظریه فدا شدن مسیح برای پاک کردن گناه حضرت آدم که بر گردن انسان ها انداخته شده ، در تضاد با عدالت خداوند و محال است!!!

اگر بپذیریم که خداوند از کرده خودش در انداختن گناه پدری بر فرزندان و فرزندانِ فرزندان آن پدر پشیمان شده و با قربانی کردن مسیح خواسته است تا آن را با قتل بی گناهی دیگر جبران کند!! آیا این خودش باز هم نمی تواند نشانه بر ضعف دیگری در خداوند ، و آن غیر حکیم  و غیر علیم بودن او باشد!؟؟

آیا چنین خداوندی قابل اعتماد و اتکاء می تواند باشد!؟

 

خداوند مرا ببخشد که مجبور بودم این الفاظ زشت و ناشایست را در مورد آن وجود والا و گرامی و بزرگوار و عادل و حکیم و علیم و مهربان بیان کنم.

 

این مطلب بر گرفته و از وبلاگ : «گفتمان مسلمانان و مسیحیان» بود که ما آنرا گسترش دادیم

تا ملکوت خدا نیاید، از میوه مو دیگر نخواهم نوشید!

 

به نام خدا

 

آنگاه پیاله‌ای بدست گرفت و شکر کرد و آن را به شاگردان داد و فرمود: بگیرید و میان خود تقسیم کنید، زیرا به شما می‌گویم که تا ملکوت خدا نیاید، از میوه مو دیگر نخواهم نوشید.

(لوقا 22: 17 – 18)

هیچ فکر کرده اید که چرا مسیح این پیشگویی را کرد و گفت که تا ملکوت خداوند نیاید دیگر از میوه مو نخواهم خورد!؟ مگر خوردن یا نخوردن میوه مو چه اهمیتی داشت که آنرا بخواهد به حواریونش به عنوان یک پیش بینی بگوید!!؟؟ واقعاً اهمیت آن در چیست؟آیا این یک نشانه برای آیندگانش بوده!؟ مگر کس دیگری را هم قرار بوده به جای مسیح بگیرند!؟؟؟ 

در زیر خواهیم دید که خودِ مسیح هم این اشتباه را پیش گویی کرده بود:

آنچه می‌گویم مربوط به همهٔ شما نیست. من کسانی را كه برگزیده‌ام می‌شناسم. امّا این پیشگویی کتاب ‌مقدّس باید تحقّق یابد آن كس كه با من غذا ميخورد (یهودا اسخریوطی) پاشنه خود را بر ضد من بلند کرده است.]به من خیانت کرده است] دارم به شما ميگويم، قبل از اينكه آن زمان شود، شما ممکن است باور کنید که من (مسیح) او (یهودا)هستم.

(یوحنا 13: 18- 19)

در ادامه هنگامی که آن شخصی را که همه فکر می کنند مسیح است به حضور پیلاطس می آوردند تا او را محاکمه کنند در پاسخ این سوال که آیا تو پادشاه یهود هستی ، می گوید : تو می گویی که هستم!! یعنی که نیستم و تو می گویی هستم!!!! به طوری که پیلاطس او را خطا کار تشخیص نمی دهد و می گوید من در او خطایی و تقصیری نمی بینم!!!:

 

پیلاطس از او پرسید: «آیا تو پادشاه یهودیان هستی؟» عیسی جواب داد: «تو می‌گویی!» پیلاطس سپس به سران كاهنان و جماعت گفت: «من در این مرد هیچ تقصیری نمی‌بینم.»

(لوقا 23: 3 – 4) و همچنین در (متی 27: 11 – 13) و همچنین در (مرقس 15: 2 – 4)

 

اگر مسیح بود و در پاسخ پرسش پیلاطس ، او را تایید کرده بود ، و گفته بود که من پادشاه اسرائیل هستم!!! آیا می شود که پیلاطس به کاهنان یهود گفته باشد: من در او تقصیری نمی بینم!!!؟؟؟

می شود رفته باشد در حضور پیلاطس و ادعای پادشاهی یهودیان را بکند و او آن را حتی به عنوان یک شورشی هم ، مجرم نداند!!!!؟؟؟؟

و در پایان هنگامیکه او را بر صلیب قرار می دهند مقداری شراب ترشیده(سرکه) می نوشد ، که کاملاً با این پیشگویی مسیح که تا ملکوت خدا نیاید، از میوه مو دیگر نخواهم نوشید، تضاد آشکار دارد!!!:

 

و بعد چون عیسی دید که همه‌ چیز به انجام رسیده است تا کتاب تمام شود، گفت: «تشنه‌ام.» و در آنجا ظرفی پر از شراب ترشیده(سرکه) گذارده بود. پس اسفنجی را از شراب ترشیده(سرکه) پر ساخته، و بر زوفا گذارده، آنرا آورده به دهان او گذاشت. چون عیسی شراب ترشیده را گرفت، گفت: «تمام شد.» و سر خود را پایین آورده، جان بداد.

(یوحنا 19: 28- 30)

 

پس بنا بر پیشگویی خودِ مسیح آنها او را با آن شخصی که او را به یهودیان و رومیان تحویل داده بود یعنی یهودا اسخریوطی اشتباه گرفتند و او را که با مسیح اشتباه گرفته بودند به صلیب کشیدند!!!!

بعداً هم از سرنوشت آن مرد خائن به مسیح خبرِ دقیقی در دست نیست ، بنا بر روایتی خودکشی کرد و بنا بر روایت دیگر بر زمین خورد و شکمش ترکید! و مُرد!!

***********

این بر گرفته از مطلب یکی از دوستان بزرگوار است که ما آن را کمی گسترش دادیم.

ادامه نوشته

چگونگی خلقت و مراحل آن از دید کتاب مقدس

 

به نام خدا

بهتر است نگاهی بیاندازیم به چگونگی خلقت از دیدگاه کتاب مقدس:

1 در آغاز، هنگامـي‌ كـه‌ خـدا آسمانها و زميـن‌ را آفريد،  2  زمين‌، خالي‌ و بي‌ شكل‌ بود، و روح‌ خدا روي‌ توده‌هاي‌ تاريكِ بخار حركت‌ مي‌كرد.[در متن عبری : و باد וְר֣וּחַ را خداوند روی توده های تاریکِ بخار حرکت می داد]  3  خدا فرمود: «روشنايي‌ بشود.» و روشنايي‌ شد.  4  خدا روشنـايي‌ را پسنديد و آن‌ را از تاريكـي‌ جدا ساخت‌. 5  او روشنايي‌ را «روز» و تاريكي‌ را «شب»  ناميد. شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز اول‌ بود.

6  سپس‌ خدا فرمود: «توده‌هاي‌ بخار از هم‌ جدا شوند تا آسمان‌ در بالا و اقيانوسها در پايين‌ تشكيل‌ گردند.»  7و8  خدا توده‌هاي‌ بخار را از آبهاي‌ پايين‌ جدا كرد و آسمان‌ را به‌ وجود آورد. شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز دوم‌ بود.

9و10  پس‌ از آن‌ خدا فرمود: «آبهاي‌ زير آسمان‌ در يكجا جمع‌ شوند تا خشكي‌  پديد آيد.» و چنين‌ شد. خدا خشكي‌ را «زمين» و اجتماع‌ آبها را «دريا» ناميد و خدا اين‌ را پسنديد.  11و12  سپس‌ خدا فرمود: «انواع‌ نباتات‌ و گياهان‌ دانه‌دار و درختان‌ ميوه‌ دار در زمين‌ برويند و هر يك‌، نوع‌ خود را توليد كنند.» همينطور شد و خدا خشنود گرديد.  13  شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز سوم‌ بود.

14و15  سپس‌ خدا فرمود: «در آسمان‌ اجسام‌ درخشاني‌ باشند تا زمين‌ را روشن‌ كنند و روز را از شب‌ جدا نمايند و روزها، فصلها و سالها را پديد آورند.» و چنين‌ شد.  16  پس‌ خدا دو روشنايي‌ بزرگ‌ ساخت‌ تا بر زمين‌ بتابند: روشنايي‌ بزرگتر براي‌ حكومت‌ بر روز و روشنايي‌ كوچكتر براي‌ حكومت‌ بر شب‌. او همچنين‌ ستارگان‌ را ساخت‌.  17  خدا آنها را در آسمان‌ قرار داد تا زمين‌ را روشن‌ سازند،  18  بر روز و شب‌ حكومت‌ كنند، و روشنايي‌ و تاريكي‌ را از هم‌ جدا نمايند. و خدا خشنود شد.  19  شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز چهارم‌ بود.

20  سپس‌ خدا فرمود: «آبها از موجودات‌ زنده‌ پر شوند و پرندگان‌ بر فراز آسمان‌ به‌ پرواز درآيند.» 21و22 پس‌ خدا حيوانات‌ بزرگ‌ دريايي‌ و انواع‌ جانوران‌ آبزي‌ و انواع‌ پرندگان‌ را آفريد. خدا از اين‌ نيز خشنود شد و آنها را بركت‌ داده‌، فرمود: «موجودات‌ دريايي‌ بارور و زياد شوند و آبها را پُرسازند و پرندگان‌ نيز روي‌ زمين‌ زياد شوند.»  23  شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز پنجم‌ بود.

24  سپس‌ خدا فرمود: «زمين‌، انواع‌ جانوران‌ و حيوانات‌ اهلي‌ و وحشي‌ و خزندگان‌  را به‌ وجود آوَرَد.» و چنين‌ شد.  25  خدا انواع‌ حيوانات‌ اهلي‌ و وحشي‌ و تمام‌ خزندگان‌ را به‌ وجود آورد، و از كار خود خشنود گرديد.

26  سرانجام‌ خدا فرمود: «انسان‌ را شبيه‌ خود بسازيم‌، تا بر حيوانات‌ زمين‌ و ماهيان‌ دريا و پرندگان‌ آسمان‌ فرمانروايي‌ كند.»  27  پس‌ خدا انسان‌ را شبيه‌ خود آفريد. او انسان‌ را زن‌ و مرد خلق‌ كرد  28  و ايشان‌ را بركت‌ داده‌، فرمود: «بارور و زياد شويد، زمين‌ را پُر سازيد، بر آن‌ تسلط‌ يابيد، و بر ماهيان‌ دريا و پرندگان‌ آسمان‌ و همه‌ حيوانات‌ فرمـانروايي‌ كنيد.  29  تمام‌ گياهان‌ دانه‌دار و ميوه‌هاي‌ درختان‌ را براي‌ خوراك‌ به‌ شما دادم‌،  30  و همه‌ علفهاي‌ سبز را به‌ حيوانات‌ و پرندگان‌ و خزندگان‌ بخشيدم‌.»

31  آنگاه‌ خدا به‌ آنچه‌ آفريده‌ بود نظر كرد و كار آفرينش‌ را از هر لحاظ‌ عالي‌ ديد. شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز ششم‌ بود.

 

ادامه در باب بعدی:

1 به این ترتیب آسمانها و زمین و هر چه در آنها بود، تکمیل گردید. 2 با فرارسیدن روز هفتم، خدا کار آفرینش را تمام کرده، دست از کار کشید. 3 خدا روز هفتم را برکت داده، آن را مقدس اعلام فرمود، زیرا روزی بود که خدا پس از پایان کار آفرینش، آرام گرفت.

 

(باب اول و ابتدای باب دوم سفر پیدایش کتاب مقدس)

 

نکات جالب :

در روز اول: خداوند روشنایی را بوجود آورد و شب را ، در حالیکه هنوز خورشید را خلق نکرده بود!!

در روز دوم: خداوند آسمان و دریاها را پدید آورد ، در حالیکه هنوز زمین را خلق نکرده بود!! و البته ستارگان و خورشید را!!

در روز سوم : خداوند پس از خلقت زمین ، ابتدا گیاهان دانه دار میوه دار را رویانید ، در حالیکه گیاهانِ اولیه بی دانه و بدون میوه بودند!! و البته حیاتی که از دریا آغاز شده است هنوز شکل نگرفته بود!!

در روز چهارم: خداوند ستارگان را آفرید و خورشید و ماه را!!

در روز پنجم: خداوند موجودات دریایی را خلق کرد و همچنین پرندگان را ، در حالیکه هنوز خزندگان که قبل از پرندگان بودند را بوجود نیاورده بود!!

در روز ششم: خداوند حیوانات اهلی [از گروه پستانداران مانند گاو و گوسفند و بز ....] را آفرید و همچنین گروه خزندگان و انسان را ، در حالیکه خزندگان میلیون ها سال پیش از پستانداران بوجود آمده بودند!!

در روز هفتم: کار خداوند تمام شد و استراحت کرد!

 

نکته جالب و اساسی اینجاست که زمین ، مرکزِ جهانِ خلقت می باشد!

 

 

مثال هایی درباره کلمه باد וְר֣וּחַ:

 

آنها را خواهی افشاند و باد וְר֣וּחַ آنها را برداشته، گردباد آنها را پراکنده خواهد ساخت. لیکن تو از خداوند شادمان خواهی شد و به قدوس اسرائیل فخرخواهی نمود.

(اشعیاء 41: 16)

پس چشمان خود را برافراشته، نگریستم و اینک دو زن بیرون آمدند و باد וְר֣וּחַ در بالهای ایشان بود و بالهای ایشان مثل بالهای لک لک بود و ایفا را به میان زمین و آسمان برداشتند.

(زکریا 5: 9)

او گفت: «بیرون آی و به حضور خداوند درکوه بایست.» و اینک خداوند عبور نمود و باد וְר֣וּחַ عظیم سخت کوهها را منشق ساخت و صخره ها را به حضور خداوند خرد کرد اما خداوند در باد וְר֣וּחַ نبود. و بعد از باد וְר֣וּחַ ، زلزله شد اما خداوند در زلزله نبود...

(اول پادشاهان 19: 11)

 

تسلی دهنده وعده داده شده حضرت مسیح ، ⬅️همان نبی موعود حضرت موسی است‼️

بسم الله الرحمن الرحیم

مسیح وعده داد که بعد از رفتنش بنا بر آنچه در انجیل کنونی باقیمانده ، «تسلی دهنده ای» می آید❗️ نکته جالب اینکه بشارتی که مسیح داده ، بسیار شبیه به بشارتی که حضرت موسی داده بود ، درباره آمدن «آن نبی موعود» است❗️

ܐܠܐ ܐܢܐ ܫܪܪܐ ܐܡܪ ܐܢܐ ܠܟܘܢ ܕܦܩܚ ܠܟܘܢ ܕܐܢܐ ܐܙܠ ܐܢ ܓܝܪ ܐܢܐ ܠܐ ܐܙܠ ܐܢܐ «ܦܪܩܠܛܐ» ܠܐ ܐܬܐ ܠܘܬܟܘܢ ܐܢ ܕܝܢ ܐܙܠ ܐܫܕܪܝܘܗܝ ܠܘܬܟܘܢ

الا انا شررا امر انا لکون دفقح لکون دانا ازل ان جیر انا لا ازل انا «فرقلطا» لا اتا لوتکون ان دین ازل اشدریوهی لوتکون (انجیل آرامی ۱۶: ۷)

و من به شما راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید تر است، زیرا اگر نروم «تسلی دهنده» نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم. و چون او آید، جهان را بر گناه وعدالت و داوری ملزم خواهد نمود. اما بر گناه، زیرا که به من ایمان نمی آورند. و اما بر عدالت، از آن سبب که نزد پدر خود می‌روم و دیگر مرا نخواهید دید. و اما بر داوری و فتوی، از آنرو که بررئیس این جهان حکم شده است. «و بسیار چیزهای دیگر نیز دارم به شما بگویم، لکن الان طاقت تحمل آنها را ندارید. ولیکن چون او یعنی روح راستی آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلم نمی کند بلکه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر‌خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد زیرا که از آنچه آن من است خواهد گرفت و به شما خبر‌خواهد داد.

(انجیل یوحنا 16: 7 – 14)

نبی‌ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر‌آنچه به او اَمر فرمایم به ایشان خواهد گفت. او به نام من سخن خواهد گفت و هرکس را که از او اطاعت نکند، مجازات خواهم کرد . و اما نبی‌ای که جسارت نموده، به اسم من سخن گوید که به گفتنش امر نفرمودم، یا به اسم خدایان غیر سخن گوید، آن نبی البته کشته شود. و اگر در دل خود گویی: «سخنی را که خداوند نگفته است، چگونه تشخیص نماییم.» هنگامی که نبی به اسم خداوند سخن گوید، اگر آن چیز واقع نشود و به انجام نرسد، این امری است که خداوند نگفته است، بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته است. پس از او نترس.

(تثنیه ، باب هجدهم ؛ فقره 18 تا 22)

توجه داشته باشیم که طبق انجیل یوحنا در زمان ظهور مسیح ، بنی اسرائیل همچنان چشم انتظار آمدن دو شخصیت موعود بودند ، که تا پیش آن هنوز ظهور نکرده بودند

👇👇👇👇👇👇👇

1⃣ مسیح موعود

2⃣ نبی موعود

این است شهادت یحیی وقتی یهودیان اورشلیم، كاهنان و لاویان را پیش او فرستادند تا بپرسند كه او كیست. او از جواب دادن خودداری نكرد، بلكه به طور واضح اعتراف نموده گفت: «من مسیح نیستم.» آنها از او پرسیدند «پس آیا تو الیا هستی؟» پاسخ داد: «خیر.» آنها پرسیدند: «آیا تو آن نبی هستی؟» پاسخ داد: «خیر.»

(انجیل یوحنا 1: 19 – 21)

و در ادامه باز هم همین مورد تکرار می شود:

از او پرسیدند: «اگر تو نه مسیح هستی و نه الیا و نه آن نبی، پس چرا تعمید می‌دهی؟»

(انجیل یوحنا 1: 25)

یا در اینجا بعد از دیدن معجزه حضرت عیسی علیه السلام ، در بین مردم دو دستگی ایجاد شد❗️در اینکه : این مرد کیست

بسیاری از کسانی‌ که این سخن را شنیدند گفتند: «این مرد واقعاً همان نبی است» دیگران گفتند: «او مسیح است.» و عدّه‌ای هم گفتند: «آیا مسیح از جلیل ظهور می‌کند؟ مگر کتاب‌ مقدّس نمی‌گوید كه مسیح باید از خاندان داوود و اهل دهكدهٔ داوود یعنی بیت‌ لحم باشد؟» به این ترتیب دربارهٔ او در میان جمعیّت «دو دستگی» به وجود آمد.

(انجیل یوحنا 7: 40 – 43)

پس آنچه واضح است این است که تا زمان ظهور عیسی مسیح علیه السلام ، هنوز آن نبی موعود نیامده بوده ، چونکه حضرت مسیح آخرین فرستاده در میان بنی اسرائیل بود❗️👈پس آن نبی چه کسی بوده که آمدنش از زمان حضرت موسی بشارت داده شده بود

بعضی از روحانیان مسیحی می گویند این تسلی دهنده ای که مسیح وعده داده طبق انجیل کنونی می آید ، باید روح القدس باشد ❗️👈ولی این گفته آنان با کتاب مقدس در تضاد و تعارض آشکار است!! چونکه روح القدس بارها قبل از آمدن مسیح در میان مردم حاضر شده بود و آمدن او چیزه جدیدی نبود که منوط به رفتن مسیح باشد ❗️

مثلاً در اینجا 🔽🔽🔽

و خداوند موسی‌ را خطاب‌ كرده‌،گفت‌ : آگاه‌ باش‌ بَصَلْئیل‌ بن‌ اوری‌ بن‌ حور را از سبط‌ یهودا به‌ نام‌ خوانده‌ام‌. و او 👈را به‌ روح‌ خدا پر ساخته‌ام‌❗️👉 و به‌ حكمت‌ و فهم‌ و معرفت‌ و هر هنری‌

[کتاب مقدس ؛ تورات ؛ سفر خروج ؛ باب سی و یکم ؛ فقره ۱ -۳]

یا در اینجا خود مسیح می گوید : نازل شدن 💥روح‌القدس💥 بر افراد حتی شامل گناهکاران هم می شود ❗️

و کیست از شما که پدر باشد و پسرش از او نان خواهد، سنگی بدو دهد⁉️ یا اگر ماهی خواهد، به عوض ماهی ، ماری بدو بخشد⁉️

یا اگر تخم مرغی بخواهد، عقربی بدو عطا کند⁉️

پس اگر شما با آنکه شریر هستید❗️می دانید باید چیزهای نیکو را به فرزندانتان باید بدهید 👈چند مرتبه زیادتر پدر آسمانی شما💥روح‌القدس💥را خواهد داد به هر که از او درخواست کند ❗️ 👉

[انجیل لوقا ؛ باب یازدهم ، فقره ۱۱ - ۱۳]

یا در بسیاری موارد دیگر که ما چند مثل می آوریم

و چون بني اسرائيل نزد خداوند فرياد كردند، خداوند براي بني اسرائيل نجات دهنده اي يعني عُتْنَئيل بن قناز برادر كوچك كاليب را برپا داشت،‌ و او ايشان را نجات داد❗️و👈روح👉خداوند بر او نازل شد‌❗️

[داوران 3: 9-10]

*

از👈روح تو کجا بروم⁉️و از حضور تو کجا بگریزم⁉️

[مزمور ۱۳۹ فقره : ۷]

*

و آن‌ زن‌ پسری‌ زاییده‌، او را شَمْشُون‌ نام‌ نهاد. و پسر نمو كرد و خداوند او را بركت‌ داد. و👈روح👉 ‌خداوند در لشكرگاه‌ دان‌ در میان‌ صُرْعَه‌ و اَشْتَأوُل‌ به‌ برانگیختن‌ او شروع‌ نمود❗️

[داوران ، باب ۱۳ ، فقره ۲۴ - ۲۵]

*

و👈روح‌ خداوند بر وی‌ مستقر شده‌ ❗️ آن (شیر) را درید به طوریکه بزغاله دریده شود ، و چیزی در دستش نبود ؛ و پدر و مادر خود را از آنچه کرده بود اطلاع نداد

‌[سفر داوران ؛ باب چهاردهم ، فقره : ۶]

‌و👈روح‌ خداوند بر وی‌ مستقر شده‌ ❗️ به اشقَلون رفت و از اهل آنجا سی نفر را کشت ، و اسباب آنها را گرفته ، دسته های رخت را به آنانی که معما را بیان کرده بودند ، داد و خشمش افروخته شده ، به خانه پدر خود برگشت

[سفر داوران ؛ باب چهاردهم ؛ فقره : ۱۹]

*

در زمان او [اشعیا] ، خورشید واپس رفت ؛ زندگی پادشاه را دراز ساخت . ۲۴ 👈به قدرت روح👉، آخر زمان را بدید ، محنت زدگان صهیون را تسلی داد. ۲۵ از آینده تا ابد پرده برگرفت ، و امور نهانی را پیش از آن که روی دهند ، آشکار ساخت

[کتاب مقدس کاتلولیک ها و ارتودکس ها ؛ کتاب یشوع بن سیرا ؛ باب چهل و هشتم : فقره : ۲۳ - ۲۵]

*

زیرا که او [یحیی] در نزد خداوندگار بزرگ می شود و شراب و خمر نخواهد آشامید❗️و هم از شکم مادرِ خود به 👈روح القدس مملو و پُر خواهد گشت ❗️❗️


[انجیل لوقا ؛ باب نخست ، فقره 15]


و چون الیزابت سلام کردن مریم را شنید طفل در رحِمِ او جسته و 👈الیزابت به 👈روح القدس مملو و پُر گشت❗️❗️



[انجیل لوقا ؛ باب نخست ، فقره 41]


و اینک کسی بود در اورشلیم به نام شمعون [پِطرس] که مرد عادل و متقی بود و منتظر تسلی اسرائیل می بود و 👈روح القدس بر او بود❗️



[انجیل لوقا ؛ باب دوم ، فقره 25]

بشارت به آمدن «بنده خدا»


به نام خدا

 

بشارت به آمدن کوروش و در ادامه اش پیامبر اسلام و امام زمان در باب 41 و 42 کتاب اشعیاء نبی (ع):

 

21 خداوند، پادشاه اسرائیل، چنین می‌گوید:«ای خدایان ملّتها، دعوی خود را ارائه، و قانع کننده ‌ترین دلیلهای خود را مطرح کنید! 22 بیایید و بگویید چه چیز در حال وقوع است، تا معنی آن را وقتی واقع می‌شود، بدانیم. اتّفاقات گذشته را برای دادگاه بیان کنید و معنی آن را به ما بگویید. 23 حوادث آینده را به ما بگویید، آنگاه خواهیم دانست که شما خدایان هستید! باعث امر خیری شوید، یا بلایی نازل کنید، ما را بترسانید و متحیّر کنید. 24 شما چیزی نیستید و کارتان هم پوچ است، و آنها که شما را می‌پرستند، آدمهای رجس هستند.»

(اشعیاء 41: 25) کسی را از مشرق آفتاب برگزیده‌ام، تا از شمال حمله کند که اسم مرا خواهد خواند. او حکمرانان را مثل گِل لگدمال، و همچون کوزه‌ گری آنها را مانند گِل پایمال می‌کند. 26 کدام‌ یک از شما، این را پیش بینی کرده بود، تا ما می‌توانستیم بگوییم که حقّ با شما بود؟ هیچ‌ یک از شما حتّی یک کلمه دربارهٔ آن چیزی نگفت، و هیچ‌ کس چیزی از شما نشنید. 27 من، خداوند، برای اولین بار این خبر را به صهیون دادم، من قاصدی به اورشلیم فرستادم تا بگوید، 'قوم شما می‌آیند، آنها به وطن خودشان برمی‌گردند.

ما در اینجا با دو نکته مواجه می شویم:

 

1-    خداوند در قسمت ابتدایی از فقره 21 تا 24 پیروان خدایان باطل را به مهاجه می کشاند که اگر خدایان شما حق هستند اتفاقات گذشته را شرح کنند و یا از آینده خبری صحیح بیاوردند!

 

2-    خداوند در بخش دوم از فقره 25 تا 27 از آمدن کسی از شرق خبر می دهد که پادشاهان ظالم را در هم می کوبد و بنی اسرائیل را آزاد کرده و به اورشلیم باز می گرداند!! این احتمال دارد احتمال دارد که کوروش باشد که هنوز در زمان اشعیاء نبی متولد نشده است و از سمت شمالِ بابل پس از نبرد در شهر اُپیس و بعد تصرف شهر سیپار به سوی بابل آمد.

 

در اینجا باب 41 تمام می شود و باب 42 (بنده خدا) با این شروع می شود:

 

(اشعیاء 42 : 1) خداوند می‌گوید:«این است بندهٔ من که به او قدرت می‌بخشم. کسی‌ که من او را برگزیده‌ام و از او خشنود هستم. او را از روح خود پُر کرده‌ام، و اوعدالت را برای تمام ملّتها خواهد آورد. 2 او فریاد نمی‌زند، صدای خود را بلند نمی‌کند، و کسی سخنان او را در کوچه‌ها نخواهد شنید. 3 او نیِ خمیده را نخواهد شکست و چراغ کم نور را خاموش نمی‌کند. او عدالت پایدار برای همه به ارمغان خواهد آورداو امید و جر‌أت خود را از دست نمی‌دهد. تا عدالت را بر تمام روی زمین استوار نماید. مردم سرزمینهای دوردست با اشتیاق منتظر تعالیم و شریعت او هستند.» خدا آسمانها را آفرید و آنها را گسترش داد، او زمین و هرچه را در آن زیست می‌کند، شکل داد و به تمام انسانها زندگی و نفس بخشید. اکنون خداوند -‌ خدا-به بندهٔ خود می‌گوید: 6 «من، خداوند، تو را خوانده‌ام و به تو قدرت بخشیده‌ام تا عدالت را در تمام روی زمین اجرا کنی. به وسیلهٔ تو من با تمام مردم جهان پیمانیمی‌بندم؛ و به وسیلهٔ تو به همهٔ ملّتها نوری می‌بخشم.  تو چشمان کوران را باز می‌کنی، و زندانیان را از سیاه ‌چال آزاد می‌سازی. 8 من تنها خداوند، خدای تو هستم. هیچ خدایی در جلال من شریک نیست و هیچ بُتی از ستایش من سهمی ندارد.»

9 سرود ستایش

هرچه پیشگویی کرده بودم، به وقوع پیوسته است!!!!!!!!!. اکنون از چیزهای تازه ‌تری ‌قبل از آنکه شروع شوند، به شما خبر می‌دهم.....

 

نکات مهم:


دولت اسرائیل در انتهای قرن هشتم پیش از میلاد توسط آشور در سال ۷۲۲از میان رفت!

دولت آشور در انتهای قرن هفتم پیش از میلاد در سال ۶۱۲ از میان رفت!

دولت یهودا در ابتدای قرن ششم پیش از میلاد توسط بابل در سال ۵۹۷ از میان رفت!

دولت بابل در انتهای قرن ششم پیش از میلاد توسط کوروش در سال ۵۳۹از میان رفت!

دوران زندگی اشعیاء قرن هشتم تا هفتم پیش از میلاد و نبوت از 740 تا سال ۶۸۱ در یهودا بوده!!!

یهودیان از سبط یهودا در قرن ششم پیش از میلاد توسط کوروش در سال ۵۳۹ آزاد شدند!

دوران حکومت کوروش قرن ششم پیش از میلاد از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ می باشد!!!


پس تنها واقعه مهم تاریخی صورت گرفته در زمان زندگانی حضرت اشعیاء سقوط دولت شمالی اسرائیل بوده است که برای همیشه نابود شدند!!!

 

1-    نکته عجیب در این مطالب بالا این است که عبارتی در انتها، از فقره 9 از باب 42 آمده که اصلاً از نظر زمانی امکان پذیر و صحیح نمی تواند باشد!کوروش هنوز در زمان اشعیاء نبی متولد نشده است. و البته دولت یهودا همچنان در این زمان پا برجا است و مرکز این دولت هم اورشلیم است!! از دولت شمالی اسرائیل که مرکز آن سامره بود نه اورشلیم و در زمان اشعیاء(ع) سرنگون شد هم، اسیرانی که به آشور رفتند باز نگشتند!!

 

2-    مورد بعدی مربوط به پیش بینی آمدن بنده خداوند است که :

 

الف) عدالت را بر تمام روی زمین استوار می کند! و این شامل تنها بنی اسرائیل نیست!

 ب) مردم سرزمینهای دوردست با اشتیاق منتظر تعالیم و شریعت او هستند! و البته بعد از موسی(ع) چه کسی را داریم که شریعتی داشته باشد!؟                                                                                                   

 

و یادآور : عصا از يهودا دور نخواهد شد، و نه‌ قانونگذاری از ميان‌ پاهای‌ او، تا شِی لُو (کسی که ستایش برای اوست) بیاید، و فرمان‌برداری ِ‌ امتها از آن او خواهد بود.

(پیدایش ۴۹ : ۱۰)

 

و یادمان نرود که تنها واقعه مهم تاریخی صورت گرفته در زمان زندگانی حضرت اشعیاء سقوط دولت شمالی اسرائیل بوده است که برای همیشه از صحنه تاریخ حذف شد!!! و فقره 9 تا آخر از باب 42 یقیناً بعداً اضافه شده است!!!

 

آن مرد شتر سوار از عَرَبه

به نام خدا

هنگامیکه گفته می شود امام رضا در بحث با آن روحانی یهودی از کتاب اشعیاء نبی مطلبی آوردند در این مضمون که شتر سوار و الاغ سواری می آیند ، که الاغ سوار حضرت مسیح و شتر سوار حضرت محمد هستند گفته می شود که چنین چیزی نیامده است !

درسته به خصوص در ترجمه های فارسی نظیر این :

وحی درباره بیابان بحر: چنانکه گردباد در جنوب می‌آید، این نیز از بیابان از زمین هولناک می‌آید (1).....و چون فوج سواران جفت جفت و فوج الاغان وفوج شتران را بیند آنگاه به دقت تمام توجه بنماید (7)....و اینک فوج مردان و سواران جفت جفت می‌آیند و او پاسخ داده، گفت: بابل سقوط کرد سقوط کرد و تمامی تمثال های تراشیده خدایانش را بر زمین شکسته‌اند.(9)

(اشعیا 21 : 1 – 9)

اگر بخوانیم چنین چیزی دیده نمی شود، جدای از اینکه این خود نشانه ای از ادامه دار بودن تحریف و جرح و تعدیل در کتاب مقدس است، می بینیم که آنها برای اینکه حقیقت را پنهان کنند حاضرند حتی در کتاب مقدس خودشان هم تصرف کنند تا مبادا کسی به سوی حق متوجه شود!!

در انجیل متی باب 21 از فقره 1 تا 5 به موضوع جالبی اشاره می کند که حضرت مسیح یکی از نشانه های ظهورش را همان پیش بینی آن نبی می داند که الاغ سواری وارد شهر می شود.... و برای همین دستور می دهد تا شاگردانش الاغی برای او تهیه کنند تا با الاغ وارد شود!!!

"و چون نزدیک به اورشلیم رسیده، وارد بیت‌فاجی نزد کوه زیتون شدند. آنگاه عیسی دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، بدیشان گفت: «در این قریه‌ای که پیش روی شما است بروید و در حال، الاغی با کره‌اش بسته خواهید یافت. آنها را باز کرده، نزد من آورید . وهرگاه کسی به شما سخنی گوید، بگویید خداوند بدین ها احتیاج دارد که فی الفور آنها را خواهد فرستاد.» و این همه واقع شد تا سخنی که نبی گفته است تمام شود که «دختر صهیون را گویید اینک پادشاه تو نزد تو می‌آید با فروتنی و سواره بر الاغ و بر کره الاغ."

(متی 21: 4 و 5)

‌ای دختر صهیون بسیار وجد بنما و ای دختر اورشلیم آواز شادمانی بده اینک پادشاه تو نزد تو می‌آید. او عادل و صاحب نجات و حلیم می‌باشد و بر الاغ و بر کره بچه الاغ سوار است.

(زکریا 9:9)

خوب حالا متن اصلی عبری آن ترجمه عجیب بالا را می آوریم

متن عبری تورات:

מַשָּׂא מִדְבַּר־יָם כְּסוּפֹות בַּנֶּגֶב לַחֲלֹף מִמִּדְבָּר בָּא מֵאֶרֶץ נֹורָאָה ...... וְרָ֣אָה רֶ֗כֶב צֶ֚מֶד פָּֽרָשִׁ֔ים רֶ֥כֶב חֲמֹ֖ור רֶ֣כֶב גָּמָ֑ל וְהִקְשִׁ֥יב קֶ֖שֶׁב רַב־קָֽשֶׁב ...... וְהִנֵּה־זֶ֥ה בָא֙ רֶ֣כֶב אִ֔ישׁ צֶ֖מֶד פָּֽרָשִׁ֑ים וַיַּ֣עַן וַיֹּ֗אמֶר נָפְלָ֤ה נָֽפְלָה֙ בָּבֶ֔ל וְכָל־פְּסִילֵ֥י אֱלֹהֶ֖יהָ שִׁבַּ֥ר לָאָֽרֶץ

مشا مدبر یم کسوفوت بنجب لحلف ممدبر با مارص نوراه (1)

..... وراه رکب صمد فرشیم رکب حمور رکب جمل وهقشیب قشب رب قشب (7)

...... وهنهزه با رکب ایش صمد فرشیم ویعن ویامر نفله نفله ببل وکلفسیلی الهیه شبر لارص (9)

وحی درباره بیابان بحر: چنانکه طوفان از بیابان (جنوب) می‌آید، این نیز از بیابان (جنوب) از زمین هولناک می‌آید (1)

.... ببیند «یک جفت مَرکَب سوار، سوار بر الاغ ، سوار بر شتر» آنگاه گوش کند توجه کند به دقت تمام توجه کند (7)

.... و اینک «یک جفت سوار می‌آیند» و او پاسخ داده، گفت: بابل سقوط کرد سقوط کرد و تمامی تمثال های تراشیده خدایانش را بر زمین شکسته‌اند. (9)

(اشعیاء 21 : 1 – 9)

در کتاب مقدس بشارت به آمدن دو سوار آمده است که مشخص شد که یکی از آنها مسیح بوده است ، پس سوار دوم کیست؟ آن شتر سوار چه کسی است؟

در کتاب مقدس بشارت به آمدن سواری از صحراها آمده که از شاهراهی به نام «شاهراه قدوسیت» می آید! آن سواری که از صحراها می آید چه کسی است؟

ما در اینجا مطالب مرتبط به این موضوع را گردآوری کرده ایم

خب حالا اگر این پیشگویی اشعیاء نبی را بگذارید کنار این پیشگویی دیگر کتاب اشعیاء در باره آمدن «دو سرور ، یکی از راهی نزدیک و دیگری از شاهراهی در عربه»:

קֹ֣ול קֹורֵ֔א בַּמִּדְבָּ֕ר פַּנּ֖וּ דֶּ֣רֶךְ יְהוָ֑ה יַשְּׁרוּ֙ בָּעֲרָבָ֔ה מְסִלָּ֖ה לֵאלֹהֵֽינוּ׃

قول قورا بمدبر فنو درک یهوه یشرو بعربه مسله لالهینو

qwōl qwōrē’ bammiḏəbār pannû dereḵə yəhwâ yaššərû bā‘ărāḇâ məsillâ lē’lōhênû:

صدای ندا کننده‌ای در بیابان: «راه خداوند را راست سازید» و «شاهراهی برای خداوند ما در عربه».

(اشعیاء 40: 3)

و برای یکی دیگر از آنها در مزامیر آمده:

שִׁ֤ירוּ ׀ לֵֽאלֹהִים֮ זַמְּר֪וּ שְׁ֫מֹ֥ו סֹ֡לּוּ לָרֹכֵ֣ב בָּ֭עֲרָבֹות בְּיָ֥הּ שְׁמֹ֗ו וְעִלְז֥וּ לְפָנָֽיו׃

شیرو لالهیم زمرو شمو سلو لرکب بعربوت بیه شمو وعلزو لفنیو

برای خدا سرود بخوانید و به نام او ترنم نمایید و شاهراهی درست کنید برای آن سواری که در صحراها است. نام او خداوند است! به حضورش به وجد آیید!

(مزامیر 68: 4)

و

آدمهای لنگ، مثل آهو جست و خیز می‌کنند، می‌رقصند، و آنهایی که لال هستند، با شادی فریاد می‌زنند. نهرهای آب در بیابان(عربه) جاری خواهد شد. 7 شنهای سوزان مبدّل به دریاچه می‌شوند، و زمین خشک، پر از چشمه‌‌های آب خواهد شد. جایی‌ که منزلگاه شغالان بود، اکنون در آن خزه می‌روید و تبدیل به نِیستان شده است. 8 در آنجا شاهراهی خواهد بود، به نام «شاهراه قدّوسیت».

(اشعیاء 35: 6 – 8)

و حالا عربه کجاست؟ عربه سرزمینی واقع در شمال غربی شبه جزیره عربستان بین فلسطین و بین النهرین و در حدود اردن کنونی ، معروف به عربستان سنگی ، و محل سکونت اعراب مستعربه(عرب شده) نَبَطی ، از بنی اسماعیل و از نسل پسر ارشد اسماعیل به نام نبایوت هستند که نامشان را از او گرفته اند!

وجالب اینجاست که یحیی در پاسخ پرسش کاهنان و لاویان ، خود را آن ندا کننده معرفی می کند ، در بشارت آمدن همان الاغ سوار:

امرانا قلا دقرا بمدبرا داشوو اورحه دمریا ایکنا دامر اشعیا نبیا (انجیل آرامی 1: 23)

(یحیی)گفت: «من صدای ندا کننده‌ای در بیابانم که «راه خداوند را راست کنید»، چنانکه اشعیاء نبی گفت.»

(انجیل یوحنا 1: 23)

و آمدن آن دو سرور موعود آنچنان برای بنی اسرائیل روشن بود که موجب اختلاف بین آنها هم شد که عیسی کدام یک از آنهاست؟

بسیاری از کسانی‌ که این سخن را شنیدند گفتند: «این مرد واقعاً همان نبی است» دیگران گفتند: «او مسیح است.» و عدّه‌ای هم گفتند: «آیا مسیح از جلیل ظهور می‌کند؟ مگر کتاب‌ مقدّس نمی‌گوید كه مسیح باید از خاندان داوود و اهل دهكدهٔ داوود یعنی بیت‌ لحم باشد؟» به این ترتیب دربارهٔ او در میان جمعیّت «دو دستگی» به وجود آمد.

(انجیل یوحنا 7: 40 – 43)

خب حالا مسئله اساسی اینجاست الاغ سوار بنا بر گفته عهد عتیق و خود مسیح در انجیل کنونی ، مسیح می باشد! پس شتر سوار چه کسی است که قرار است بیاید؟؟

البته شما مسلمانان حتماً متوجه شدید که آن شتر سوار کیست!؟ محمد(ص) بود که در اولین روز ورود به مدینه ، با شتر وارد شهر شد و آن شتر ماموریت داشت تا محل استقرار پیامبر و محل ساخت مسجد النبی را نشان دهد!

"خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند! و «آنانی که از او نفرت دارند ازحضورش بگریزند»! 2 چنانکه دود پراکنده می‌شود، ایشان را پراکنده ساز، و چنانکه موم پیش آتش گداخته می‌شود، همچنان شریران به حضور خدا هلاک گردند. 3 اما صالحان شادی کنند و در حضور خدا به وجد آیند و به شادمانی خرسند شوند 4 برای خدا سرود بخوانید و به نام او ترنم نمایید و «شاهراهی درست کنید برای آن سواری که در صحراها است». نام او خداوند است! به حضورش به وجد آیید! 5 «پدر یتیمان و داور (یاور) بیوه‌ زنان»، خداست در مسکن قدس خود."

(مزامیر 68: 1 – 5)

یک موردی هم هست که حیفم می آید به آن اشاره نکنم و آن دره مکه و چشمه زمزم است نام دیگر شهر «مکه» ، «بکه» است که در آیه 96 آل عمران هم به آن اشاره شده است:

إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ ﴿96﴾

در حقيقت نخستين خانه‏اى كه براى [عبادت] مردم نهاده شده همان است كه در بکه [مكه] است و مبارك و براى جهانيان [مايه] هدايت است (96)

1 چه دل پذیر است خانه های تو! ای یهوه صبایوت ......4 خوشا بحال آنانی که در خانه ات ساکنند که تو را دائم تسبیح می‌خوانند، سلاه. 5 خوشا به حال انسانی که از تو نیرو می‌یابد و شاهراه های تو در دلهای ایشان است. 6 چون از دره بکا عبور می کنند، آنجا را چشمه سار می‌سازند ؛ بله باران آن را به برکات می‌پوشاند.

(مزامیر 84: 1 – 6)

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

منظور از آن نوری که از سینا و سعیر و فاران می آید چیست؟

 

به نام خدا

 

וַיֹּאמַ֗ר יְהוָ֞ה מִסִּינַ֥י בָּא֙ וְזָרַ֤ח מִשֵּׂעִיר֙ לָ֔מֹו הֹופִ֙יעַ֙ מֵהַ֣ר פָּארָ֔ן וְאָתָ֖ה מֵרִבְבֹ֣ת קֹ֑דֶשׁ מִֽימִינֹ֕ו [אֵשְׁדָּת כ] (אֵ֥שׁ ק) (דָּ֖ת ק) לָֽמֹו׃

ویامر یهوه مسینی با وزرح مشعیر لمو هوفیع مهر فارن واته مرببت قدش میمینو اشدت لمو

 

و این است برکتی که موسی، مرد خدا، قبل از وفاتش به بنی‌اسرائیل برکت داده، گفت: «خداوند از سینا آمد، و از سعیر بر ایشان طلوع نمود. و از جبل فاران درخشان گردید. و با ده ها هزار مقدسین آمد، و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد. به درستی که قوم خود را دوست می‌دارد. و جمیع مقدسانش در دست تو هستند. و نزد پاهای تو نشسته، هر یکی از کلام تو بهره‌مند می شوند»

(تثنیه 33: 1- 2)

 

عصا(نبوت) از يهودا دور نخواهد شد، و نه‌ قانونگذاری(کتاب) از ميان‌ پاهای‌ او، تا شِیلُو (کسی که ستایش برای اوست) بیاید، و فرمان‌برداری ِ‌ امتها از آن او خواهد بود.

(پیدایش ۴۹ : ۱۰)

 

خب در اینجا این سوال پیش می آید که منظور از نور و مکان ها چیست؟ این 3 مکان کجا هستند و مربوط به چه چیز و چه کسانی می شود؟

1)    سینا

2)    سعیر

3)    فاران

در مورد اول سینا همه می دانیم که کوهی است که بنا بر نظر همه علمای یهودی و مسیحی و مسلمان محل نزول تورات بر حضرت موسی می باشد و آغاز نبوت حضرت موسی است، و در مورد آن بحثی نیست.

البته بعضی از افراد مغرض برای اینکه حقیقت را رد کنند، می گویند که هر 3 نور گفته شده تنها مربوط به خود حضرت موسی می شود و بس در حالیکه حضرت موسی هیچگاه وارد سعیر نشد!! و حتی پادشاه سعیر هم با درخواست حضرت موسی و عبور آنها مخالفت کرده بود!! حتی در باب 21 از سفر خروج هم آمده که این آوارگی و بعد جنگ با کنعان سبب شد که بنی اسرائیل به خدا و موسی اعتراض کرده گفتند: «چرا ما را از مصر بیرون آوردید تا در این بیابان بمیریم؟ در اینجا نه چیزی برای خوردن هست و نه چیزی برای نوشیدن !...  و البته گرفتار آن عذاب مارها شدند!!

و موسی، رسولان از قادش نزد پادشاه ادوم(سعیر) فرستاد که «برادر تو اسرائیل چنین می‌گوید:... و چون نزد خداوند فریاد برآوردیم، او آواز ما را شنیده، فرشته ‌ای فرستاد و ما را از مصر بیرون آورد. و اینک ما در قادش هستیم، شهری که در آخر مرز توست. تمنا اینکه از زمین تو بگذریم..... ادوم وی را گفت: «از من نخواهی گذشت و الا به مقابله تو با شمشیر بیرون خواهم آمد.» بنی‌ اسرائیل در جواب وی گفتند: «از راههای عام خواهیم رفت و هرگاه من و مواشیم از آب تو بنوشیم قیمت آن را خواهم داد، فقط بر پایهای خود می‌ گذرم و بس.» گفت: «نخواهی گذشت.» بدینطور ادوم راضی نشد که اسرائیل را از حدود خود راه دهد، پس اسرائیل از طرف او رو گردانید.

(اعداد 20: 15 – 21)

و از کوه هور به راه دریای سرخ کوچ کردند تا زمین ادوم(سعیر) را دور زنند، و دل قوم به ‌سبب راه، تنگ شد.

(اعداد 21: 4)

و باید توجه داشته باشیم که حضرت موسی وارد سرزمین مقدس و سرزمین سعیر(ادوم) نشد و در همان صحرای سینا درگذشت !! پس سعیر و فاران ارتباطی با وحی حضرت موسی نمی تواند داشته باشد!!!

که دلیل دیگر آن هم برای تکمیل این بحث این فقره از کتاب حبقوق است :

خدا از تیمان (سعیر) آمد و قدوس از کوه فاران، سلاه . جلال اوآسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملوگردید. (حبقوق 3: 3)

حبقوق نبی که در قرن ششم پیش از میلاد و چندین قرن پس از حضرت موسی ظهور کرده دیگر نیازی نمی بیند که به مورد نخست یعنی سینا ، اشاره ای کند!! چرا؟

دلیل آن غیر از این است که آن امری وقوع یافته ، بدیهی و روشن برای بنی اسرائیل بود و مربوط به تاریخ گذشته آنها!!؟ او تنها بشارت به دو مورد بعدی که سعیر(تیمان) و فاران باشند ، را می آورد!! که هنوز در زمان او به وقوع نپیوسته بودند!! و مربوط به آینده می شدند!!!

 

ولی دو مورد دیگر یکی سعیر و دیگری فاران نشان دهنده چه کسانی است؟

[شاید منظور از فاران کل شبه جزیره عربستان باشد!!؟؟؟]

سعیر یا تیمان یا ادوم سرزمین قوم بنی عیسو برادر حضرت یعقوب است که بنا بر گفته خود کتاب مقدس از برکت محروم شد و البته آنچه که در آن کسی هم شکی ندارد این است که از این نسل هیچ پیامبری مبعوث نشد!! پس دلیل اینکه می گوید "از سعیر طلوع نمود" در این آیه چیست؟

درست است که از نسل عیسو کسی به نبوت نرسید ولی از سرزمین تحت حکومت سعیریان شخصی بزرگ ظهور کرد یا به عبارتی طلوع کرد و آن مسیح با انجیل نورانیش بود!!

پس بهتر است به تاریخ رجوع کنیم سعیریان پس از اینکه وارد سرزمین یهودیه شدند در سال 47 پیش از میلاد بر یهودیه تسلط یافتند و تا سال 70 میلادی که توسط رومیان کاملاً از صحنه تاریخ ناپدید شدند یهودیه [و از جمله بیت الحم و اورشلیم] را در اختیار گرفتند، که انتی پطر و پسرش هیرود اعظم از آنها می باشند و حضرت مسیح در دوره حکومت آنها به دنیا آمد و رشد کرد و ظهور نمود و عروج کرد!!!

سعیریان برای مدتی کوتاه حاکم یهودیه شدند و پس از آن هم برای همیشه با تاریخ خداحافظی کردند و این پیشگویی به وقوع پیوست:

وحی درباره دومه[ادوم] : کسی از سعیر به من ندا می‌کند که «ای دیده بان از شب چه خبر؟ ای دیده بان از شب چه خبر؟» دیده بان می‌گوید: صبح می آید، و همچنین شب[صبح می‌آید، ولی دوباره شب خواهد شد]. اگر پرس و جو میخواهید پرس و جو کنید، بازگشت نموده، بیایید.» 

(اشعیاء 21: 11 – 12)

و در کل تاریخ تاریک آنها در کتاب مقدس که همیشه به بدی از آنها یاد شده بود اینها تنها مواردی بود که نوری در تاریکی برای آنها درخشید!!

ولی در مورد فاران و آن درخشش نهایی، فاران در هر کجا که باشد طبق گفته تورات محل زندگی اسماعیل بود!!!

و در صحرای فاران، ساکن شد[اسماعیل]. و مادرش زنی از زمین مصر برایش گرفت. (پیدایش 21:21)

 و حالا برگردیم به بحث تاریخی که اعراب چه کسانی هستند؟

اعراب کلاً به دو گروه تقسیم می شوند یکی اعراب قحطانی که اعراب اصیل بودند و در جنوب شبه جزیره عربستان زندگی می کردند و احتمالاً منشاء تمامی اقوام سامی نژاد از آنها بوده است و دیگری اعراب عدنانی [که عدنان خودش نواده اسماعیل بود و نامش هم بر این قبایل عرب ماند] یا عرب شده ها که در اصل بنی اسماعیلیانی بودند که عرب شده بودند و به زبان عربی تکلم می کردند! که این خود باعث فخر فروشی و خود برتر بینی قحطانی ها بر عدنانی ها بود که تا پس از زمان ظهور اسلام نیز تا مدتی همچنان ادامه داشت!

این دو گروه از اقوام عرب زبان از نظر دینی هم با هم تفاوت داشتند قحطانی ها خداوند را کلاً قبول نداشتند و ارباب انواعی مانند خورشید را پرستش می کردند که به آنها همان کافران گفته شده!! در حالی که عدنانی ها خداوند (الله) و به قول خودشان خدای اسماعیل و ابراهیم را قبول داشتند! ولی به مرور زمان دچار شرک شدند و همانگونه که مسیحیان پس از یهود دچار همین مشکل شدند و برای خداوند پسری قائل شدند ، آنها هم برای خداوند دخترانی قائل شدند که به همین دلیل به آنها مشرکان می گفتند!

ما در خود عهد عتیق در این باره که بنی اسماعیل به میان اعراب رفتند نشانه هایی داریم مانند:

عرب و فرمانروایان سرزمین قیدار برای کالاهای تو برّه، گوسفند و بُز می‌دادند. (حزقیال 27: 21)

یا

وحی درباره عرب: ای قافله های ددانیان در جنگل عرب منزل کنید. 14 ‌ای ساکنان زمین تیما تشنگان را به آب استقبال کنید و فراریان را به خوراک ایشان پذیره شوید. 15 زیرا که ایشان از شمشیرها فرار می کنند. از شمشیر برهنه و کمان زه شده و ازسختی جنگ. 16 زانرو که خداوند به من گفته است بعد از یکسال موافق سالهای مزدوران تمامی شوکت قیدار تلف خواهد شد. 17 و بقیه شماره تیراندازان و جنگاوران بنی قیدار قلیل خواهد شد چونکه یهوه خدای اسرائیل این را گفته است. . (اشعیاء 21: 13 – ۱۷)

توضیح اینکه ددانیان و بنی قیدار از نسل اسماعیل بودند!

و البته قریش هم یکی از مهمترین قبایل عدنانی شمال عربستان محسوب می شد که به دلیل اینکه پرده دار و کلید دار کعبه بودند بر ثروت و قدرت آنها افزوده شد.

پیامبر اسلام از همین قوم و از بنی اسماعیلیانی بودند که در واقع عرب شده بودند و از نسل اسماعیلی که در فاران زندگی می کرد و تنها پیامبری که از نسل اسماعیل آمد و همراه خود آن نور قرآن را آورده بود

که انسان را به یاد این پیشگویی درباره آن «بنده برگزید» خداوند می اندازد:

من، خداوند، تو را خوانده‌ام و به تو قدرت بخشیده‌ام تا عدالت را در تمام روی زمین اجرا کنی. به وسیلهٔ تو من با تمام مردم جهان پیمانی می‌بندم؛ و به وسیلهٔ تو به همهٔ ملّتها نوری می‌بخشم. (اشعیاء 42 – بنده خدا : 6)

وعهده آمده بود که :

نبی‌ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو(موسی) مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر‌آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت.( تثنیه 18: 18)

که البته لازم به گفتن دوباره نیست که این نبی نمی تواند از بنی اسرائیل باشد چونکه آمده:

بر نخیزد پیامبر دیگری در اسرائیل مانند موسی، آنچنان پیامبری که تکلم می کند رو برو با خدا. (تثنیه 34: 10)

 و از بنی عیسو نیست چونکه خود سعیریان که فرزندان عیسو بودند برکت نیافتند و بنا بر گفته خداوند، نسلشان هم  کلاً منقرض شد که این هم پیشگویی شده بود:

و خاندان یعقوب آتش و خاندان یوسف شعله و خاندان عیسو کاه خواهند بود و در میان ایشان مشتعل شده، ایشان را خواهد سوزانید و برای خاندان عیسو بازمانده ای نخواهد ماند زیرا خداوند فرموده است. (عوبدیا 1: 18)

پس نبی موعود و آن درخشش نور از نسل همان برادری بود که برکت گرفته و درباره اش گفته شده بود:

و اما در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده امیر از وی پدید آیند، و امتی عظیم از وی بوجود آورم. (پیدایش 17: 20)

******************************************************

فقط یک نکته اساسی: لازم است که در پایان برای تکمیل صحبت های پیشین درباره سعیر بگویم و آن اینکه هیچ می دانید که ما در کتاب مقدس 2 سعیر داریم!!

1)     سعیری که به ادوم معروف است!

2)     سعیری که کوهی است در چند کیلومتری بیت الحم!!!

 

این بر پایه فقره ۱۰ از باب ۱۵ کتاب یوشع استوار است که گفته شده :

و این حد از بعله به طرف مغرب به کوه سعیر برگشت، و به طرف شمال از جانب کوه یعاریم که کسالون باشد گذشت، و نزد بیت شمس بزیر آمده، از تمنه گذشت.(یوشع 15: 10)

اتفاقاً این را پس دیدن یک سایت مسیحی معروف یعنی سایت http://biblos.com/ متوجه شدم که در آنجا یکی را Mount Seir (Bozrah)  و دیگری را که در نزدیکی بیت الحم است Mount Seir 2 نامیده است!!

قرآن کدام کتاب مقدس را می گوید؟

 

 به نام خدا

یک مسئله ای که برای بعضی ها سوال بر انگیز شده ، این است که خداوند هنگامیکه از تورات و انجیل در قرآن سخن می گوید منظورش کدام تورات و انجیل است؟

تورات و انجیلی که بر حضرت موسی و عیسی نازل شد یا تورات و انجیلی که اکنون و یا حداقل در زمان نزول قرآن وجود داشته ؟

در واقع ما در قرآن با دو تورات و دو انجیل مواجه هستیم!!!

الف ) در جایی که خداوند می فرماید :

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ ﴿بقره 87﴾

و همانا به موسى كتاب [تورات] را داديم و پس از او پيامبرانى را پشت‏ سر هم فرستاديم و عيسى پسر مريم را معجزه‏هاى آشكار بخشيديم و او را با روح القدس تاييد كرديم پس چرا هر گاه پيامبرى چيزى را كه خوشايند شما نبود برايتان آورد كبر ورزيديد گروهى را دروغگو خوانديد و گروهى را كشتيد (87)

وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿بقره 53﴾

و آنگاه كه موسى را كتاب و فرقان [=جداكننده حق از باطل] داديم شايد هدايت‏ يابيد (53)

وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿مائده 46﴾

و عيسى پسر مريم را به دنبال آنان [=پيامبران ديگر] درآورديم در حالى كه تورات را كه پيش از او بود تصديق داشت و به او انجيل را عطا كرديم كه در آن هدايت و نورى است و تصديق‏كننده تورات قبل از آن است و براى پرهيزگاران رهنمود و اندرزى است (46)

در اینجا خداوند از تورات و انجیلی سخن می گوید که مانند قرآن وحی الهی هستند و مایه هدایت ، و نوری از جانب پروردگار. که در جای دیگر اشاره می کند که در آن اختلاف کردند و آن را تحریف نمودند! که نکته جالب اینجاست که این تحریفات و به نظر حودشان شاید اصلاحات تا به امروز هم ادامه داشته شما تورات های بحرالمیت یا حتی تورات جدیدتره لنینگراد سال 1008 میلادی را با همین تورات های امروزی مقایسه کنید تفاوت هایی دارند!!

وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ وَلَوْلَا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ ﴿فصلت 45﴾

و به راستى موسى را كتاب [تورات] داديم پس در آن اختلاف واقع شد و اگر از جانب پروردگارت فرمان [مهلت] سبقت نگرفته بود قطعا ميانشان داورى شده بود و در حقيقت آنان در باره آن به شكى سخت دچارند (فصلت 45)

در حقیقت هنگامیکه دولت اسرائیل توسط دولت آشور و دولت یهودا توسط دولت بابل نابود شدند و معبد ویران شد تورات نیز از میان رفت! در آن روزگار مانند امروز نبود که هر کسی بتواند در خانه اش کتاب مقدس داشته باشد تورات در معبد وجود داشت و شاید سالی یک بار برای مردم خوانده می شد! پس همان تعداد انگشت شمار هم در هجوم نبو کدنصر به بیت المقدس از میان رفتند ، و پس از بازگشت از اسرات و گذشتن هفتاد سال از نابودی بیت المقدس یهودیان به رهبری عزرا تازه شروع کردند به بازسازی تورات !!

 تورات از چهار چیز تشکیل شد:

1) آنچه اصیل و دقیق بود و در ذهن روحانیان هنوز باقی مانده بود!

2) آنچه تنها یاد و خاطره و سایه ای از آن در ذهنشان مانده بود!!

۳) آنچه تحت تاثیر اقوام اطراف خودشان از آنها اقتباس کرده بودند!!

۴) آنچه خودشان مطابق با میل و علاقه و آرزوهای خودشان در کتاب قرار می دادند!!!

که این مسایل و صلاح دید ها تا هزار سال بعد هم همچنان در کتاب عهد عتیق ادامه پیدا کرد

در مورد انجیل که اصلاً این چیزی که به نام انجیل می شناسیم نوشته کسانی است که سال ها پس از مسیح و حتی در مورد انجیل یوحنا بنا بر نظر کارشناسان اواخر قرن اول یا اوایل قرن دوم میلادی تدوین شد ! و آن هم نه توسط حواریون بلکه توسط کسانی که یا شاگرد پولس بودند مانند لوقا و مرقس و یا نا شناس هستند ! مثلاً در انجیل متی نویسند با ضمیر سوم شخص از چگونگی ایمان آوردن شخصی به نام متی سخن می گوید :

در باب 9 بند 9 همین انجیل آمده « چون عيسي از آنجا مي گذشت مردي را مسمي به متي به باج گاه ديد و به او گفت : مرا متابعت کن . متي نيز به دنبال او روانه شد » حال چگونه می توان متصور بود که خود متی اینچنین برای خود نوشته باشد!!!

که آن را هم پیوسته در حال اصلاح کردن بودند: در سال 383 کشیشی بنام " هیرونیموس " به دستور " داماسوس " اسقف روم مامور شد دست نوشته هائی که در آنزمان وجود داشته اند گرد آوری کند ، و بنا به گزارش های هیرونیموس برای هماهنگ ساختن انجیلها در 3500 محل دست برد و اصلاحات کرد .

در واقع پیدا کردن حقایق در کتاب مقدس کنونی مانند یافتن طلا در یک معدن است، که به صورت رگه هایی از طلای ناب در میان سایر سنگ ها قرار گرفته اند و محک آن قرآن و روایات صحیح است.

ب) خداوند در مواردی هنگامیکه از تورات و انجیل سخن می گوید منظورش همین کتاب هایی است که اکنون و یا در همان هنگام نزول قرآن بوده

مثلاً در اینجا :

أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿هود 17﴾

آیا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از [خویشان] او پیرو آن است و پیش از وى كتاب موسى راهبر و مایه رحمت بوده است [دروغ مى‏بافد] آنان [كه در جستجوى حقیقت‏اند] به آن مى‏گروند و هر كس از گروه‏هاى [مخالف] به آن كفر ورزد آتش وعده‏گاه اوست پس در آن تردید مكن كه آن حق است از جانب پروردگارت ولى بیشتر مردم باور نمى‏كنند (17)

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿اعراف 157﴾

همانان كه از اين فرستاده پيامبر درس نخوانده كه [نام] او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند پيروى مى‏كنند [همان پيامبرى كه] آنان را به كار پسنديده فرمان مى‏دهد و از كار ناپسند باز مى‏دارد و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال و چيزهاى ناپاك را بر ايشان حرام مى‏گرداند و از [دوش] آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است برمى‏دارد پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند آنان همان رستگارانند (157)

در اینجا هنگامیکه این کتاب ها را به عنوان شاهدینی برای پیامبرش می آورد پس باید منظورش همین کتاب های کنونی  باشد (هر چند از هنگام نزول قرآن تا به حال هم باز در آن ها تغییراتی داده شده ، همان طور که گفتم از مقایسه تورات لنینگراد و تورات قرن حاضر!!) ولی منظور کتاب مقدسی است که اکنون در اختیار است؛ چونکه اگر قرار باشد من به دادگاه بروم و به قاضی بگویم که شاهدی دارم ولی او را نمی توانم بیاورم چونکه مرده است !! که نمی توان اسم آن را شاهد گذاشت.

البته این هیچ منافاتی با اینکه کتاب مقدس تحریف شده است و یقیناً همان کتاب اصیل اولیه نیست ندارد! زیرا همان طور که گفتم در این کتاب به ویژه در عهد عتیق یاد و خاطره ای و آثاری از آن کتاب اصیل اولیه نازل شده و سخنان پیامبران در لابلای نوشته هایش هنوز وجود دارد !!!

مانند :

לֹֽא־יָס֥וּר שֵׁ֙בֶט֙ מִֽיהוּדָ֔ה וּמְחֹקֵ֖ק מִבֵּ֣ין רַגְלָ֑יו עַ֚ד כִּֽי־יָבֹ֣א שִׁילֹה כ (שִׁילֹ֔ו ק) וְלֹ֖ו יִקְּהַ֥ת עַמִּֽים

عصا از یهودا دور نخواهد شد. و نه قانونگذاری از میان پایهای وی تا شِی لُو (کسی که ستایش و حمد برای اوست) بیاید. ومر او را اطاعت امتها خواهد بود. (تورات لنینگراد : پیدایش 49: 10)

 

البته این مورد یکی از مواردیست که در تورات امروزی آنرا باز هم اصلاح کردند و شیلوه کرده اند!!

یا

و این است برکتی که موسی، مرد خدا، قبل از وفاتش به بنی‌اسرائیل برکت داده، گفت: «خداوند از سینا آمد، و از سعیر برایشان طلوع نمود. و از جبل فاران درخشان گردید. و با کرورهای مقدسین آمد، و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد . (تثنیه 33: 1- 2)

یا

خدا از تیمان (سعیر) آمد و قدوس از جبل فاران، سلاه (סלה = سِلَه) . جلال اوآسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملوگردید. (حبقوق 3: 3)

یا

نبی‌ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر‌آنچه به او اَمر فرمایم به ایشان خواهد گفت. او به نام من سخن خواهد گفت و هرکس را که از او اطاعت نکند، مجازات خواهم کرد . و اما نبی‌ای که جسارت نموده، به اسم من سخن گوید که به گفتنش امر نفرمودم، یا به اسم خدایان غیر سخن گوید، آن نبی البته کشته شود.» و اگر در دل خود گویی: «سخنی را که خداوند نگفته است، چگونه تشخیص نماییم.» هنگامی که نبی به اسم خداوند سخن گوید، اگر آن چیز واقع نشود و به انجام نرسد، این امری است که خداوند نگفته است، بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته است. پس از او نترس. (تثنیه 18: 18 – 22)

 یا

 

الا انا شررا امر انا لکون دفقح لکون دانا ازل ان جیر انا لا ازل انا فَرقلِطا لا اتا لوتکون ان دین ازل اشدریوهی لوتکون (انجیل آرامی ۱۶: ۷)

 و من به شما راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید تر است، زیرا اگر نروم فارقلیطا (درانجیل آرامی) نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم. و چون او آید، جهان را بر گناه وعدالت و داوری ملزم خواهد نمود. اما بر گناه، زیرا که به من ایمان نمی آورند. و اما بر عدالت، از آن سبب که نزد پدر خود می‌روم و دیگر مرا نخواهید دید. و اما بر داوری، از آنرو که بررئیس این جهان حکم شده است. «و بسیار چیزهای دیگر نیز دارم به شما بگویم، لکن الان طاقت تحمل آنها را ندارید. ولیکن چون او یعنی روح راستی آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلم نمی کند بلکه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر‌خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد زیرا که از آنچه آن من است خواهد گرفت و به شما خبر‌خواهد داد. (انجیل یوحنا 16: 7 – 14)

عمانوئیل چگونه می تواند مسیح باشد؟!

 

به نام خدا

 

یکی از دروغ های بزرگ مبلغین مسیحی همین است که می گویند عمانوئیل کتاب اشعیاء ، عیسی بن مریم (ع) است!! حالا ما متن کتاب اشعیاء را می گذاریم تا شما خودتان قضاوت کنید:

 

1 پیامی از جانب خداوند برای آحاز پادشاه،

وقتی آحاز پادشاه، پسر یوتام و نوهٔ عزیا، در یهودیه فرمانروایی می‌کرد، جنگ شروع شد. رصین، پادشاه سوریه و فِقَح، فرزند رملیا -‌پادشاه اسرائیل- به اورشلیم حمله کردند ولی نتوانستند آن را فتح کنند. 2 وقتی این خبر که سربازان سوری وارد قلمرو اسرائیل شده‌اند به پادشاه یهودا رسید، او و تمام مردم از ترس مثل درختان بید در برابر باد به خود می‌لرزیدند. 3 خداوند به اشعیا گفت: «تو به همراه پسرت -‌شاریاشوب- به دیدن آحاز پادشاه برو. تو او را در کوچهٔ پارچه‌ بافان، در انتهای جوی آبی که از استخر بالایی جاری است خواهی یافت. 4 به او بگو: هوشیار و آرام باش، نترس و نگران نباش، خشم رصین و سربازان سوری و فقح پادشاه از دود کُندهٔ نیم سوخته بیشتر نیست. 5 سوریه به اتّفاق اسرائیل و پادشاهان آن توطئه کرده‌‌اند 6 آنها می‌خواهند با ایجاد ترس مردم را نسبت به خود متحیّر و یهودیه را اشغال کنند، و آن وقت پسر طبئیل را به تخت سلطنت بنشانند.

7 «امّا من، خداوند متعال اعلام می‌کنم که چنین چیزی هرگز واقع نخواهد شد. 8 چرا؟ چون سوریه از پایتختش -‌دمشق- قویتر نیست و قدرت دمشق هم از قدرت رصین پادشاه بیشتر نمی‌باشد. امّا در مورد اسرائیل:

«در ظرف شصت و پنج سال چنان خُرد خواهد شد که دیگر چیزی به عنوان یک ملّت از آن باقی نماند.»

 9 علامت عمانوئیل

اسرائیل از سامره پایتخت آن قویتر نیست، سامره هم از فقح پادشاه قویتر نیست. اگر ایمان شما ناپایدار باشد، شما هم پایدار نخواهید بود. 10 خداوند پیام دیگری برای آحاز فرستاد و به او گفت: 11 «از خداوند -‌خدای خود- بخواه تا به تو علامتی بدهد، خواه آن علامت از دنیای مردگان باشد و خواه از اوج آسمانها.» 12 آحاز گفت: من خدا را آزمایش نمی‌کنم و علامتی نخواهم خواست. 13 اشعیا در جواب گفت: بشنوید ای خاندان داوود، صبر و تحمّل مردم را از بین بردید، آن کافی نبود؟ و حالا می‌خواهید شکیبایی خدا را هم از بین ببرید؟ 14 پس در این صورت خداوند خودش به شما علامتی خواهد داد و آن این است که دختر باکره ای حامله شده پسری خواهد زایید که نامش «عمانوئیل» خواهد بود. 15 «تا وقتی‌که به سن بلوغ برسد و فرق نیکی و بدی را بداند» غذای او شیر و عسل خواهد بود 16 «قبل از فرا رسیدن آن روز»، سرزمینهای آن دو پادشاهی [سوریه و اسرائیل] که شما از آنها می‌ترسید، متروک خواهد شد.

(اشعیاء 7: 1 – 16)

 

در اینجا به عینه اشاره به این دارد که خداوند نشانه ای برای یهودا قرار می دهد تا آنها باور کنند که آن دو دولت در ظرف مدت 65 سال نابود خواهند شد و قبل از فرا رسیدن روز نابودی دو کشور سوریه و اسرائیل [دولت شمالی بنی اسرائیلیان و دشمن یهودا] عمانوئیل به دنیا آمده و آنقدر رشد می کند که فرق نیکی و بدی را بداند!!!!

خب این دو دولت حدود 700 سال قبل از میلاد توسط دولت آشور از میان رفتند!

خب پس یقیناً این عمانوئیل هم باید قبل از این نابودی به دنیا آمده باشد!!

پس این چه ارتباطی با عیسی بن مریم دارد؟؟!!!

حضرت داود علیه السلام نبی و پیامبر بود!!

به نام خدا

در کمال تعجب در یهودیت و مسیحیت عقیده بر این هست که حضرت داوود پیامبر نبود و 👈تنها یک پادشاه بود❗️

در حالیکه فراموش می کنند که بزرگترین بخش کتاب مقدس یعنی مزامیز که یهودیان و مسیحیان اعتقاد به آسمانی بودن آن دارند❗️👈منسوب به حضرت داوود علیه السلام هست❗️


چگونه امکان دارد که نویسنده مزامیر و بزرگ ترین بخش کتاب مقدس ، نبی و پیامبر نباشد⁉️


با این وجود در کتاب مقدس به طور واضح و آشکار این موضوع اعلام می شود ، هنگامیکه 👈روح القدس بر پطرس و حواریان قرار گرفت و آنها شروع به سخن گفتن به زبان های مختلف کردند ، پطرس اینچنین درباره داود گفت:

🔽


۲۹ ای برادران ، می‌توانم دربارهٔ داودِ پَطرِیارْخ با شما بی محابا سخن گویم که او وفات نموده ، دفن شد و مقبره او تا امروز در میان ماست.

۳۰ 👈پس چون نبی بود‼️ و دانست که خدا برای او قسم خورد که از ذریّت صُلب او بحسب جسد ، مسیح را برانگیزاند تا بر تخت او بنشیند


[کتاب مقدس ، اعمال رسولان ، باب دوم ، فقره 29 و 30]

آیا مسیحیت برده داری را تایید کرده است !؟

به نام خدا

در این پست به موضوع می پردازیم که آیا مسیحیت با برده داری مخالفت کرده است یا خیر ؟ آیا به قول مبلغان مسیحی این تنها در اسلام بوده که مردم می توانستند برده داشته باشند ! یا در یهودیت و مسیحیت  هم اینچنین بوده !؟؟ آیا کتاب مقدس برده داری را نهی کرده است !؟؟

ما این را می دانیم که در اروپای مسیحی شده و بعداٌ در قاره های جدید کشف شده آمریکا و استرالیا تا همین قرن نوزدهم تجارت برده و استفاده از بردگان به عنوان نیروی کار مجانی برای قرن ها رواج کامل و گسترده ای داشت ! بدون اینکه حتی با کوچکترین مخالفتی از سوی کلیسا مواجه شود .

حالا می خواهیم ببینیم که نظر کتاب مقدس در این باره چیست :

عهد جدید:

" ‌ای غلامان، مطیع آقایان خود باشید با کمال ترس؛ و نه فقط صالحان و مهربانان را بلکه کج خلقان را نیز " (رساله اول پطرس ۲: ۱۸)

یا

" غلامان را نصیحت نما که آقایان خود را اطاعت کنند و در هر امر ایشان را راضی سازند و نقیض گو نباشند؛ 10 و دزدی نکنند بلکه کمال دیانت را ظاهر سازند تا تعلیم نجات‌دهنده ما خدا را در هر چیز زینت دهند. " (عهد جدید تیتوس 2: 9)

یا

" ‌ای غلامان، آقایان جسمانی خود را در هر چیز اطاعت کنید، نه به خدمت حضور مثل جویندگان رضامندی مردم، بلکه به اخلاص قلب و از خداوند بترسید. 23 و آنچه کنید، از دل کنید بخاطر خداوند نه به بخاطر انسان. 24 " (غلاطیان 3 : 23- ۲۴)

یا

" ای آقایان، با غلامان خود عدل و انصاف رابه ‌جا آرید، چونکه می‌دانید شما را نیز آقایی هست در آسمان. " (غلاطیان 4: 1)

عهد عتیق :

" اگر به برده نیاز دارید می‌توانید از اقوامی که در اطراف شما هستند، خریداری کنید. 45 همچنین می‌توانید فرزندان بیگانگانی را که در بین شما زندگی می‌کنند، حتّی اگر در سرزمین شما به دنیا آمده باشند، بخرید. 46 آنها تا زنده هستند، غلام شما می‌باشند و می‌توانید آنها را بعد از خود برای فرزندانتان واگذارید، امّا شما نباید با اسرائیلی بدرفتاری کنید. " (لاویان 25: 44-46)

یا

" اگر کسی دختری را بخرد تا با او ازدواج کند ولی بعداً از او خوشش نیاید، آنگاه می‌باید به پدرش بازفروخته شود و ارباب او حق ندارد وی را به بیگانگان بفروشد. زیرا به او خیانت کرده است. " (خروج 21: 8)

یا

"اگر کسی غلام یا کنیز خود را با عصا بزند به طوری که در همان وقت بمیرد باید مجازات شود. ولی اگر یکی دو روز بعد بمیرد، مجازات نشود؛ چون آن غلام یا کنیز جز دارایی او بوده و همین ضرر برای او کافی است. " (خروج 21: 20-21)

یا

" اگر کسی غلام یا کنیز خود را طوری بزند که چشمش از بین برود، او را در عوض چشمش آزاد کند. اگر دندان او را بشکند، او را در عوض دندانش آزاد کند. " (خروج 21: 26)

یا

" چون بیرون روی تا با دشمنان خود جنگ کنی، و یهوه خدایت ایشان را به ‌دستت تسلیم نماید و ایشان را اسیر کنی [در جنگ شما را پیروز گرداند و شما اسیرانی بگیرید] ، 11 و در میان اسیران زن خوب صورتی دیده، عاشق او بشوی و بخواهی او را به زنی خود بگیری، 12 پس او را به خانه خود ببر و او سَر خود را بتراشد و ناخن خود را بگیرد. 13 و رخت اسیری خود را بیرون کرده، در خانه تو بماند، و برای پدر و مادر خود یک ماه ماتم گیرد، و بعد از آن به او درآمده، شوهر او بشو و او زن تو خواهد بود."

(تثنیه 21: 10 – 13)

 

ادامه بحث را در "ادامه مطلب" پیگیر شوید

ادامه نوشته

آیا پولس رسول از أَنصَارَ اللَّه بود؟

به نام خدا

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ ﴿صف ۱۴﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ياوران خدا باشيد، همان‏گونه كه عيسى‌بن‌مريم به حواريون گفت‏: «چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند؟!» حواريون گفتند: «ما ياوران خدائيم.» در اين هنگام گروهى از بنى‌اسرائيل ايمان آوردند و گروهى كافر شدند. ما كسانى را كه ايمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تأييد كرديم و سرانجام بر آنان پيروز شدند. (الصف ۱۴)

آیا پولس هم جزء این دسته بوده است !؟؟

اسامی دوازده حواری مسیح در کتاب مقدس

انجیل متی

انجیل لوقا

1) شمعون (پطروس)

1) شمعون (پطروس)

2) اندریاس(برادر پطروس)

2) اندریاس(برادر پطروس)

3) یعقوب پسر زبدی

3) یعقوب

4) یوحنا(برادر یعقوب بن زَبدَی)

4) یوحنا

5) فیلیپس

5) فیلیپس

6) بارتولما

6) بارتولما

7) توما

7) توما

8) متی( متی باجگیر)

8) متی

9) یعقوب پسر حلفی

9) یعقوب پسر حلفی

10) لَبَی (تَدی) ؟؟؟؟

10) یهودا پسر یعقوب ؟؟؟؟

11) شمعون قانوی

11) شمعون (شمعون فدایی)

12) یهودای اسخریوطی

12) یهودای اسخریوطی

 

در هیچ کدام از این لیستها اسم پولس نیست چرا ؟؟ چونکه جز حواریون نبود !!!

«پولس» هرگز عيسى را نديد؛ از حواريون نيز تنها پطرس و يعقوب را ديده بود !!!!

پس بنابراین با خیال راحت می شود گفت که پولس جزء حواریون نبود !!!!

و پولس جزء انصار الله گفته شده در این آیه ۱۴ سوره صف نیست که عده ای آمده اند و با این مغلطه می خواهد بر قرآن ایراد وارد کنند !!!

ولی چند نکته جالب و مهم :

می بینیم که در لیست های انجیل لوقا و متی در اعلام اسامی حواریون هم ، با هم هماهنگی ندارند

لبی (تدی) در متی ××××× یهودا پسر یعقوب در لوقا

شاید اینهم اختلاف در دید باشه ؟؟ چونکه در مسیحیت برای توجیه اشتباهات کتاب مقدس گفته می شود که، 
اختلاف در دید نویسندگان آنهاست !! یا شاید روح القدس در اون لحظه حواسش جای دیگه ای بوده!؟؟ خدا می دونه

نکته دوم :
اینها (نویسندگان کتاب مقدس) اگر همان حواریون هستند ، چرا حداقل درباره اسامی حواریون دیگر با هم متفق القول نیستند!؟؟

شما فرض کن توی یه کلاس 12 نفره هستید ! خوب حالا شما که بعد از گذشت چند سال که در همه شرایط با هم بودید امکان دارد که ندانید چه کسی همکلاسی شما بوده!!؟ یا حتی ندانید که چه کسی همکلاسی شما نبوده!!؟ که حتی در این مورد هم انجیل های منتسب به حواریون!! هم متفق و هم نظر نیستند !؟؟

پس در اینجا هم مطمئن می شویم که نویسندگان این انجیل های چهار گانه هم ارتباطی با حواریون مسیح نداشته اند !!! نه این انجیل متی نوشته حواری مسیح بوده و نه آن لوقا در ارتباط با حواریون !!! بلکه این کتاب ها را برای اینکه در بین مردم مقبولیتی داشته باشد به نام آنها منتسب کرده اند !!

آیا در انجیل ها ، در ثبت شجره‌نامه‌ی مکتوب مسیح ، اشتباه عددی رخ داده است؟

به نام خدا

با مطالعه شجره نامه حضرت عیسی در " انجیل لوقا "با " انجیل متی " متوجه می شویم که این دو شجره نامه با هم ابداْ هم همخوانی و هماهنگی ندارند و این برای کتاب مقدس که گقته می شود کلام خداست و نویسندگان آن در زیر نظر و پشتیبانی روح القدس [یکی از سه اقنوم خداوند] نوشته شده جای تعجب دارد :

انجیل متی

انجیل لوقا

ابراهیم

ابراهیم

1) اسحاق

1) اسحاق

2) یعقوب

2) یعقوب

3) یهودا

3) یهودا

4) فارص

4) فارص

5) حصرون

5) حصرون

6) ارام

6) ارام

7) عمیناداب

7)عمیناداب

8) نحشون

8) نحشون

9) شلمون

9) شلمون

10) بوعز

10) بوعز

11) عوبید

11) عوبید

12) یسی

12) یسی

13) داوود *******

13) داوود *******

از زمان داوود تا به اسارت رفتن بابل

از زمان داوود تا به اسارت رفتن بابل

1) سلیمان

1) ناتان

2) رحبعام

2) متاتا

3) ابیا

3) مینان

4) آسا

4) ملیا

5) یهوشافاط

5) ایلیاقیم

6) یورام

6) یونان

7) عزیا

7) یوسف

8) یوتام

8) یهودا

9) آحاز

9) شمعون

10) حزقیا

10) لاوی

11) منسی

11) متات

12) آمون

12) یوریم

13)یوشایاه

13) الیعازر

14) یکنیا

14) یوسی

------

15) عیر

------

16) ایلمودام

------

17) قوسام

------

18) آدی

------

19) ملکی

------

20) نیری

این زمان یهودیان به بابل تبعید شدند.(متی 11:1)

این زمان یهودیان به بابل تبعید شدند.(متی 11:1)

1) شالتیئیل

1) شالتیئیل

2) زروبابل

2) زروبابل

در اینجا دو نسب نامه به هم میرسند!!

در اینجا دو نسب نامه به هم میرسند!!

3) ابیهود

3) ریسا

4) ایلیاقیم

4) یوحنا

5) عازور

5) یهودا

6) صادوق

6) یوسف

7) یاکین

7) شمعی

8) ایلیهود

8) متاتیا

9)العازر

9) مأت

10) متان

10) نجی

11) یعقوب

11) حسلی

-------

12) ناحوم

-------

13) آموس

-------

14) متاتیا

-------

15) یوسف

-------

16)ینا

-------

17) ملکی

-------

18) لاوی

------

19) متات

------

20) هالی

12) یوسف

21) یوسف

13)عیسی مسیح

22)عیسی مسیح

 در اینجا چند نکته مهم وجود دارد :

 

1) بر خلاف گفته انجیل متی از زمان اسارت بابل تا مسیح با حساب خودش هم 13 نسل بیشتر نمی شود نه 14 نسل !!!!

2) بین زروبابل تا مسیح اختلاف نسل ها در انجیل متی با لوقا به 9 نسل می رسد !!!

3) از زروبابل به قبل تا داوود اشخاص دو نسب نامه ابدا ٌ با هم همخوانی ندارند!!!!

4) در قسمت داوود تا ابراهیم هم با حساب خود داوود در متی 13 نسل هستند نه 14 نسل !!!

5) تعداد نسل ها از داوود تا ابراهیم در متی و لوقا 6 نسل اختلاف دارند!!!

ولی اساسی ترین مسئله ، مسیح پدری انسانی نداشت و یوسف  شوهر مادر او بود یعنی نسب خونی با او نداشت !!! حالا چطور می شود که از طریق او نسبش به حضرت داوود برسد!؟؟؟

 

ادامه نوشته

نظر مسیح را بپذیریم یا نظر پولس را !؟؟

به نام خدا

بنا بر نظر باطنی مسیحیان و البته با راهنمایی ها و ارشادات روحانی پولس! خداوند بعد از هزاران سال که از خلقت انسان هوشمند هوشمند گذشت و دید که بله، انسانها از نظری شعوری پیشرفت کرده اند جامعه و زندگی اجتماعی تشکیل داده اند و آمادگی اش را پیدا کرده اند که وضعیت روابط اجتماعی و فرهنگی شان سرو سامانی بگیرد، پس به واسطه حضرت موسی و کتابش تورات، شریعت و قانون زندگی را فرستاد تا انسان ها بر طبق آن زندگی کنند و چندین نبی دیگر را نیز برای حفظ و استحکام آن مبعوث کرد و بنا بر نظر اولیه خداوند به این صورت رستگار شوند!! خداوند متوجه شد که اشتباه کرده!!! پس پشیمان شد و پیش خودش گفت که همان روش چندین هزار سال قبل که مردم روش الهی برای زندگی نداشتند بهتر از این بود که من برایشان این راه و رسم زندگی را تعیین کردم!!! برای همین در صدد آمد که این اشتباه را که شریعت تعیین کرده بود و فکر می کرد مردم بهتر هدایت می شوند را جبران کند؛ چونکه مردم از پس از اینکه خداوند این شریعت را گذاشت ، دیگر راه رسیدن به خداوند را خوب نمی توانستند طی کنند( نه که حالا قبل از آن می توانستند!! دیگر کمتر می توانند!!!) پس خداوند فکر ثانویه ای به ذهنش رسید، که با فرستادن یگانه پسرش و قربانی کردن او به دست انسان ها می تواند گناه اولیه و ذاتی انسان ها را که کس دیگری مرتکب شده بود و بر گردن بنی آدم ، البته خودش انداخته بود را ببخشد و در عین حال این اشتباه دیگر خود خداوند هم که شریعت را گذاشته بود ، با این قربانی پاک شود و بتواند این شریعت بیهوده را منسوخ کند!!! و چونکه مسیح خودش پایبند به شریعت بود ، خداوند این ماموریت بزرگ را به پولس سپرد.

نظر پولس درباره شریعت :

پس قانون اوّلیه به این علّت كه بی‌اثر و بی‌فایده بود لغو گردید،  زیرا شریعت موسی هیچ‌کسی یا هیچ چیزی را به كمال نمی‌رسانید، ولی امید بهتری جای آن را گرفته است و این همان امیدی است كه ما را به حضور خدا می‌آورد. (عبرانیان 7: 18و19)

در اینجا کاملاْ آشکار است که نظر مسیحیت بر این قرار دارد که خداوند موجودی است که می تواند خطا کار هم باشد !! و اعمالی انجام دهد که بر خلاف حکمت و علم خداوندی است !! چونکه در ابتدا فکر می کرده که شریعت باعث رشد انسانهاست ولی بعداْ متوجه اشتباه نا آگاهانه خودش شده و با فرستادن فرزندش به همراهی روح القدس این اشتباهش را خواسته با برداشتن شریعت دست و پا گیر بیهوده اش پاک کند !!!

اما اکنون دیگر وظیفه‌ای نسبت به احکام دین یهود ندارید، زیرا در همان زمان که اسیر آنها بودید، «مردید» و حال می‌توانید خدا را بطور حقیقی خدمت کنید، نه به روش سابق یعنی اطاعت از تعدادی امر و نهی، بلکه به روش نوین یعنی بوسیله روح القدس. (رومیان 6:7)

پس چه بگوییم؟ آیا شریعت گناهكار است؟ به هیچ وجه! اگر شریعت نبود من گناه را نمی‌شناختم. مثلاً اگر شریعت نگفته بود: «طمع نكن»، من هرگز نمی‌‌دانستم طمع‌كردن چیست. (رومیان 7:7)

گناه با استفاده از این قانون هر نوع طمع‌كاری را در زندگی من پدید آورد. زیرا گناه بدون شریعت مثل جسد بی‌جان است (رومیان 8:7)

خود من زمانی بی‌خبر از شریعت زنده بودم، امّا همین‌ که این حكم شریعت آمد، گناه جان تازه‌‌ای گرفت و من مُردم و شریعت كه قرار بود به حیات منجر شود، در مورد من، مرگ به بار آورد. 11 زیرا گناه با استفاده از آن حكم شریعت مرا فریب داده، كُشت.

12 بنابراین شریعت به خودی خود مقدّس است و تمام احكام آن مقدّس و عادلانه و نیكوست. 13 آیا مقصود این است كه چیزی نیكو موجب مرگ من شد؟ به ‌هیچ‌وجه! گناه این كار را كرد تا ماهیّت واقعی آن آشكار شود. گناه با استفاده از یک چیز نیكو موجب مرگ من شد تا به وسیلهٔ این حكم شریعت، پستی و شرارت بی‌حد گناه معلوم گردد.

 14 ما می‌دانیم كه شریعت روحانی است؛ امّا من نفسانی هستم و مانند برده‌‌ای به گناه فروخته شده‌‌ام. 15 نمی‌دانم چه‌کار می‌کنم؛ زیرا آنچه را كه دلم می‌خواهد انجام نمی‌دهم، بلكه برخلاف، چیزی را كه از آن تنفّر دارم به عمل می‌آورم. 16 وقتی كاری می‌کنم كه نمی‌‌‌‌‌خواهم بكنم، این نشان می‌دهد كه من با حقانیّت شریعت موافقم. 17 پس در واقع من آن کسی‌که این کار را انجام می‌دهد نیستم؛ بلكه این گناه است كه در من به سر می‌برد. 18 می‌دانم كه در من یعنی در طبیعت نفسانی من جایی برای نیكویی نیست، زیرا اگرچه میل به نیكی كردن در من هست ولی قدرت انجام آن را ندارم. 19 آن نیكی‌ای را كه می‌خواهم، انجام نمی‌دهم، بلكه كار بدی را كه نمی‌‌‌‌‌خواهم، به عمل می‌آورم. 20 اگر كاری را كه نمی‌‌‌‌‌خواهم، ‌انجام می‌دهم، دیگر كنندهٔ آن كار من نیستم، بلكه گناه است كه در من به سر می‌برد.

 21 پس به این قاعدهٔ كلّی پی می‌برم كه: هروقت می‌خواهم كاری نیكو انجام دهم، فقط شرارت از من سر می‌‌زند. 22 باطناً از شریعت خدا لذّت می‌برم، 23 ولی می‌بینم فرمان دیگری بر بدن من حاكم است كه با فرمان حاكم بر ذهن من می‌جنگند و مرا اسیر فرمان گناه می‌سازد، یعنی اعضای بدن مرا مطیع خود نموده است. 24 من چه آدم بدبختی هستم! این بدن، مرا به سوی مرگ می‌کشاند. چه كسی می‌تواند مرا از دست آن آزاد سازد؟ 25 خدا را شکر می‌کنم که به وسیلهٔ خداوند ما عیسی مسیح چنین كاری را كرده است. خلاصه درحالی‌که طبیعت نفسانی من بندهٔ گناه است، با عقل خود شریعت خدا را بندگی می‌کنم.      (رومیان 7: 9-25)

نتیجه می گیریم که شریعتی که خداوند گذاشته کار اشتباهی بوده (کاش پولس زود تر آمده بود) و سبب مرگ است ، چونکه این شریعت انسان را نسبت به گناه آگاه و مرتکب گناه می کند !!

13 زیرا به ابراهیم و ذریت او وعده‌ای كه او وارث جهان خواهد بود از جهت شریعت داده نشد بلكه از عدالت ایمان. 14 زیرا اگر اهل شریعت وارث باشند ایمان عاطل شد و وعده باطل. 15 زیرا شریعت، غضب را موجب می‌شود امّا جایی ‌كه شریعت نیست تجاوز از شریعت هم وجود ندارد . (رومیان 4: 13 تا 15)

نتیجه می گیریم که اگر قانون باشد سرپیچی از قانون هم وجود دارد . پس برای این که سرپیچی از قانون نباشد بهتر است که اصلاً قانون نباشد!!

مثلاً اینطور می شود گفت که پولس می گوید که اگر چراغ قرمزی نباشد دیگر کسی با عبور از آن جریمه نمی شود که حالا بگوییم او مجرم است . پس برای اینکه کسی مجرم نباشد بهتر است چراغ قرمز ها را بر داریم .

حالا بعد از برداشتن چراغ قرمزها چه اتفاقی می افتد و آیا همه مردم جامعه مردمان خوب و اهل رعایت حق خود و دیگران هستند !؟ با خداست !

وحی خداوند به حزقیال نبی : ....اگر پسر انصاف و عدالت را بجا آورده، تمامی فرایض مرا نگاه دارد و به آنها عمل نماید، او البته زنده خواهد ماند. 20 هر ‌که گناه کند او خواهد مرد.

(حزقیال ۱۸: ۱۹ - ۲۰)

نظر مسیح در این باره :

فكر نكنید كه من آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های انبیا را منسوخ نمایم. نیامده‌ام تا منسوخ كنم، بلكه تا آنها را تکمیل نمایم18 یقین بدانید كه تا آسمان و زمین بر جای هستند، هیچ حرف و نقطه‌ای از تورات از بین نخواهد رفت تا همهٔ آن به انجام برسد. 19 پس هرگاه کسی حتّی كوچكترین احكام شریعت را بشكند و به دیگران چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمان پست‌ترین فرد محسوب خواهد شد. حال آنكه هرکس شریعت را نگاه دارد و به دیگران نیز چنین تعلیم دهد، در پادشاهی آسمان بزرگ خوانده خواهد شد .( انجیل متی 5 / 17 و 18 و 19) 

خودتان قضاوت کنید باید نظر مسیح را پذیرفت یا نظر پولس را !؟؟؟ کدام ارجح تر هستند در مسیحیت ؟؟؟

ای وای کو چشم بینا کو گوش شنوا، که بشنود و ببیند!!!، خود مسیح دارد می گوید: که ای مردم، مواظب باشید هوشیار باشید آن کسی که بعد از من می آید و بر خلاف این می گوید، از من نیست!! بلکه او پست‌ترین افراد است!!!

 

یک نکته اساسی که در باب 5 از انجیل متی اهمیت دارد، این است که مسیح قوانین جدیدی را هم، به شریعت اضافه می کند :

 

ادامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

به دوزخ نرفتن بنی اسرائیل


به نام خدا

 

در اینجا شاهدی می آوریم که اسلام دروغ نگفته و واقعاْ یهودیان اعتقاد دارند که به دوزخ نمی روند:

ترجمه Farsi OPV :

7 آنگاه به آن جماعتی که برای تعمید وی بیرون می‌آمدند، گفت: «ای افعی‌زادگان، که شمارا نشان داد که از غضب آینده بگریزید؟ 8 پس ثمرات مناسب توبه بیاورید و در خاطر خود این سخن را راه مدهید که ابراهیم پدر ماست، زیرا به شما می‌گویم خدا قادر است که از این سنگها، فرزندان برای ابراهیم برانگیزاند. 9 و الان نیز تیشه بر ریشه درختان نهاده شده است، پس هر درختی که میوه نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده می‌شود.» 10 پس مردم از وی سوال نموده گفتند: «چه کنیم؟»

ترجمه Far FLB :

7 بسیاری از مردم، برای غسل تعمید نزد یحیی می‌آمدند. یکبار او به عده‌ای از ایشان گفت: «ای مارهای خوش خط و خال، فکر کردید می‌توانید بدون توبه ء واقعی، از عذاب جهنم بگریزید؟ 8 رفتارتان نشان می‌دهد که واقعاً توبه کرده اید یا نه. این فکر را نیز از سرتان بیرون کنید که چون جدتان ابراهیم است، از غضب خدا در امان خواهید ماند، زیرا خدا می‌تواند از این سنگهای بیابان برای ابراهیم فرزندان بوجود آورد! 9 اکنون تیشه داوری خدا بر ریشه درخت زندگی شما گذاشته شده است. هر درختی که میوه خوب ندهد، بریده و در آتش‌انداخته خواهد شد!» 10 از او پرسیدند: «چه باید بکنیم؟» (انجیل لوقا 3 : 7 – 10)

 

در اینجا اعتقاد بنی اسرائیل بر اینکه هرگز مجازات نمی شوند در همان قرن نخستین میلادی ذکر شده است!
 
تکمله بالا قسمت هایی از تلمود:
 
ابراهیم، ارواحی را که محکوم به عقوبت کشیدن در جهنم شده اند ، از آن مکان بیرون می آورد و از ایشان پذیرایی می کند. البته غیر از یهودیانی که با زنان غیر یهودی همبستر شده و یا آنکه پوست ختنه گاه خود را کشیده اند تا نامختون به نظر آیند و شناخته نشوند که یهودی هستند.
(عرووین، 19 الف)
 
یا
 
آتش جهنم بر دانشمندان تورات اثری ندارد. درست مانند خون سمندر که چون خود از آتش پدید آمده است، با مالیدن آن روی بدن، آتش به وی آزار نمی رساند. خداوند می فرماید: مگر نه اینکه کلام من مثل آتش است (ارمیا، 29:23)، پس دانشمندان تورات که سراسر وجودشان آتش است، به طریق اولی که آتش جهنم بر آنها کارگر نیست. حتی گناهکاران اسرائیل که علیرغم گناهکاریشان هنوز به اندازۀ دانه های انار پر از نیکوکاری هستند، به طریق اولی که آتش جهنم بر ارواح آنها مسلط نمی شود (حگیگا، 127 الف)
درست مانند قربانگاه زرّین که روکشی از طلا به ضخامت یک دینار داشت و از آتشی که سالهای بسیار روی آن می سوخت، آسیبی نمی دید.
 
********************************************************
این برگرفته از تحقیقات برخی از دوستان است

انجیل ، کتاب مقدس !؟؟ (1)

به نام خدا

در اینجا برای روشن شدن اینکه انجیل ها واقعاْ کلام خداوند می تواند باشد ، مقاله ای را با اندکی تغییر از یکی از دوستان در این پست قرار می دهیم که بسیار مفید و علمی و دقیق است :

كتاب مقدس مسيحيان شامل دو بخش عهد جديد (new testment) و عهد قديم (old testment) مي باشد ، اين اصطلاح را ، اولين بار پولس مطرح ساخت

و در اواسط قرن دوم ميلادي از جانب كليسا پذيرفته شد . كليساي مسيحيت مجموعه رسالات كتاب مقدس را بیبل مي نامد كه از كلمه يوناني بيبلوس ( به معني كتاب ) گرفته است . بيبل شامل اطلاعات اعتقادي و مذهبي مسيحيان است كه كانن ( در يوناني به معني مقياس) ناميده ميشود
انجيل از كلمه يوناني انگليون ( به معني بشارت و خبر خوب ) گرفته شده است و براي اولين بار توسط مسيحيان يوناني مطرح شد . ( كلمه انجيل براي اولين بار در مرقس 1:1 بكار رفته است ) . عهد جديد شامل رسالات زير مي باشد :
انجيل هاي چهارگانه مرقس ، لوقا ، متي ، يوحنا ( بنا بر باور كليسا اناجيل متي و يوحنا به نام دو نفر از حواريون عيسي ناميده شده است ، مرقس را عموزاده برنابا همكار نزديك پطروس و پولس ، رسولان عيسي خوانده اند ، و لوقا را يكي ازپزشكان همراه پولس دانسته اند)
اعمال رسولان ( بنا بر باور كليسا نوشته لوقا مي باشد)
نامه هاي رسولان ( بنا بر نظر كليسا اين نامه ها نوشته تعدادي از حواريون عيسي است كه براي هيئت اوليه مسيحي نوشته اند و شامل سه بخش است
1_ نامه هاي پولس به روميان ، قرنطيان ، غلاطيان ، افسسيان ، فيلي پيان ، كولسيان ، تسالونيكيان

2_ نامه هاي پاستورال

3_ نامه هاي كاتوليك كه عبارتند از : نامه يعقوب برادر عيسي ، دو نامه پطروس ، سه نامه يوحنا ، نامه يهودا )

و مكاشفه يوحنا

ادامه مطلب ....

ادامه نوشته

انجیل ، کتاب مقدس !؟؟ (2)

در انجيلها سخن از آن است كه عيسي كسبه و كبوتر فروشان را از معبد اورشليم بيرون ريخته است ( متي 21:11 ) حال آنكه هرگز در معبد كبوتر يا حيوان ديگري خريد و فروش نمي شد و اگر داد و ستد براي حيوانات صورت مي گرفته آن هم براي قرباني بوده است و آن هم نه در معبد بلكه در خيابانهاي اطراف صورت مي گرفته . حال معلوم هم نيست چگونه عيسي به تنهائي توانسته همه كسبه را از معبد بيرون كند و با مقاومت فروشندگان هم روبرو نشده باشد ، و جالب است كه خريد و فروش حيوانات قرباني تجارتي مقدس در تورات شناخته شده است!!

ادامه مطلب ...

 

ادامه نوشته

عیسی همان موسای نوین است (تثنیه ۱۸ : ۱۵-۱۸)!؟؟

به نام خدا

در این پست می خواهیم درباره این گفته در یکی از وب لاگها که در تثنیه ۱۸:۱۸ بشارت آمدن مسیح داده شده به بررسی بپردازیم ! آیا واقعاٌ این گفته درست است ؟؟

در اینجا ترجمه مقاله پاپ بندیکت شانزدهم را که آقای شاهپور بارنابا ترجمه کرده و در وبلاگش گذاشته را عیناٌ می آوریم

ادامه نوشته

آیا موعودِ موسی می‌تواند شخص ِ محمد باشد؟

به نام خدا

در تورات آیاتی است که دلالت بر آمدن حضرت محمد می کند که البته

یکی از مهمترین این آیات تثنیه ۱۸: ۱۸ تا ۲۲ است:

نبیا  اقیم لهم مقرب  احیهم  کموک ونتتی   دبری  بفیو ودبر  الیهم ات کلاشر   اصونو (تثنیه عبری 18:18)

"نبی‌ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را

به دهانش خواهم گذاشت و هر‌آنچه به اوامر فرمایم به ایشان خواهد گفت.

 19 و هر کسی‌که سخنان مرا که او به اسم من گوید نشنود، من ازاو مطالبه خواهم کرد. 20 و اما نبی‌ای که جسارت نموده، به اسم من سخن گوید که به گفتنش امرنفرمودم، یا به اسم خدایان غیر سخن گوید، آن نبی البته کشته شود21 و اگر در دل خود گویی: «سخنی را که خداوند نگفته است، چگونه تشخیص نماییم22 هنگامی که نبی به اسم خداوند سخن گوید، اگر آن چیز واقع نشود و به انجام نرسد، این امری است که خداوند نگفته است، بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته است. "

 

ادامه نوشته

آیا قرآن به اهل کتاب تهمت زده است !؟؟


به نام خدا

در وبلاگی نوشته بود که قرآن به اهل کتاب تهمت زده !! و اصلاً در یهود شخصیتی مانند عُزیر قرآن ،که بنا بر گفته قرآن در نزد یهودیان، فرزند خدا یا موجودی الهی ، کسی که مانند مسیح (در مسیحیت ) باشد، وجود نداشته و این تنها گفته قرآن است !!

آیا واقعاً اینچنین است ؟ برخی از مفسرین قرآن گفته اند که عُزیر ، باید " عزرا " باشد!!(حتی بعضی می گویند که ارمیا است) ولی در کتاب مقدس کنونی و یهودیت کنونی البته!! دلیلی بر این نمی توان یافت که این دو نفر در نظر یهودیان شخصیتی خداگونه داشته اند!

 

هر چند این دلیلی بر رد این گفته نیست چونکه ما در کتاب مقدس با شخصیتی هایی نظیر آن باز هم مواجه هستیم که دقیقاً به مانند عُزیر هستند، شخصیتی که مسیح مانند اوست!! ملکی صدق Malkitseḏeq!!

 

" يهود گفتند: «عزير پسر خداست!» و نصارى كفتند: «مسيح پسر خداست!» اين سخنى است كه با زبان خود مى‏گويند، كه همانند گفتار كافران پيشين است; خدا آنان را بكشد، چگونه از حق انحراف مى‏يابند؟! (توبه 30)

آنها « علما و راهبان » خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند، و  « مسيح فرزند مريم » را; در حالى كه دستور نداشتند جز خداوند يكتائى را كه معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاك و منزه است از آنچه همتايش قرار مى‏دهند! (توبه 31)  "

شاید ، عُزیر قرآن می تواند می تواند که همان ((مَلکی صدق)) باشد؛ اتفاقاٌ قرآن تاکید کرده بر "علما و راهبانی" که معبود خویش قرار دادند!!!

 

مَلکیصدق ؛ کاهن و کشیش ابدی ، تجسدی الهی غیر از مسیح ، بویژه در کتاب مقدس رساله عبرانیان باب هفتم ، که در آن گفته شده که مسیح همانند اوست و از عظمت او همین بس که مسیح هم پایه مقام اوست.

و این عقیده یهودیت بوده که به مسیحیت منتقل شده است !!!!!

((بی‌پدر و بی‌مادر وبی نسب نامه و بدون ابتدای ایام و انتهای حیات بلکه شبیه به پسر خدا شده، کاهن دایمی می‌مانَد.)) (عبرانیان 7: 3)

((این موضوع باز هم روشنتر می‌شود؛ آن کاهن دیگری که ظهور می‌کند، "کسی مانند مَلکی‌صدق " است.)) (عبرانیان 7: 15)

((اما در آنجا کسی‌که بر زنده بودن وی شهادت داده می‌شود)) (عبرانیان 7: 8) یعنی مَلکیصدق زنده و جاوید است !!

((رتبهٔ ملکی‌صدق و نه به رتبهٔ هارون؟)) (عبرانیان 7: 11) یعنی مقام او برتر از مقام هارون کاهن اعظم بود

((و هیچ شكّی نیست كه بركت دهنده از بركت گیرنده مهمتر است.)) (عبرانیان 7: 7) منظور بزرگتر بودن مقام مَلکی صدق نسبت به حتی ابراهیم است ، زیرا این او بود که ابراهیم را برکت داد ! پس او از ابراهیم مقامی بالاتر دارد !

 

در اینجا پولس عقاید یهودیان در قرن اول میلادی را بیان می کند !!!

نکته پایانی اینکه هدف از آوردن این مطلب این نیست که بگوییم ملکی صدق همان عزیر است ، بلکه هدف این بود نشان دهیم در نزد اهل کتاب تا حدودی افرادی خداگونه به مانند عزیر وجود داشته اند!

زیرا که بنابر احادیث صحیح به یقین در دورانی حداقل عده ای از بنی اسرائیل عقیده به پسر خدا بودن عزیر را داشته اند چون که در مقابل این سخن قرآن آنها آنرا رد نکردند! بلکه سعی کردند که آنرا به گونه ای توجیه کنند!!!

ارزش والای زن در مسیحیت


به نام خدا

اینجا مطلبی را از یکی از دوستان برایتان عیناٌ نقل می کنیم :

آیا مسیحیت حقوق زن را پاس داشته است؟

آیا زن در کتاب مقدس ارزشمند است؟

 

در مسیحیت وقتی که می خواهند بگویند زن ارزشمند است ،‌ به آیه زیر از کتاب مقدس استناد می کنند:‌

۲۷ .. همة شما که در مسیح تعمید یافتید مسیح را در برگرفتید. ۲۸ هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همة شما در مسیح عیسی یک می‌باشید(غلا ۳ : ۲۸).

از همین رو پیوسته به وضعیت حقوق زن در ادیان مختلف اعتراض می کنند و در حالی که آگاهی کافی ندارند به نقد حقوق زن در اسلام می پردازند.

این در حالی است که پاسخ شایسته و در خوری را در قبال سوالات زیر از ایمانداران مسیحی ندیده ام و امیدوارم اکنون با نظرات خوب مسیحیان آگاه راهنمایی شوم. دوستان خوبم:

اگر شما به حکم ورود بانوان حائض به مسجد معترض هستید ،‌ پس چرا اجازه نمی دهید ،‌ زنان حائض وارد هیکل شوند؟

اگر به حکم نفاس معترضید ،‌ پس چرا معتقدید اگر زنی فرزند پسر به دنیا آورد تا هفت روز نجس است و اگر فرزند دختر به دنیا آورد تا دو هفته؟‌

لاویان ۱۲ : « ۱ و یهُوَه موسی را خطاب کرده گفت: ۲ “بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو: چون زنی آبستن شده پسر نرینه ای بزاید آنگاه هفت روز نجس باشد موافق ایام طَمث حیضش نجس باشد. ۳ و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. ۴ و سی و سه روز در خون تطهیر خود بماند و هیچ چیز مقدس را لمس ننماید و به مکان مقدس داخل نشود تا ایام طُهرش تمام شود. ۵ و اگر دختری بزاید دو هفته بر حسب مدت طَمث خود نجس باشد و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند. »

اولاٌ چرا زن باید نجس باشد. ثانیاٌ چرا برای فرزند دختر این نجاست دو برابر و به اندازه دو هفته است؟‌

 

ادامه اش را در ادامه مطلب حتماً مطالعه فرمایید

 

ادامه نوشته