کتاب مقدس می گوید مسیح خدا نیست!! (1)

به نام خدا

 

دلایلی که مسیحیت برای الوهیت مسیح اقامه می کند و اثبات سستی آن با استفاده از خود کتاب مقدس:

 

در کتاب مقدس [هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید] بر وحدانیت و یگانگی خداوند تأکید شده است. از زمان حضرت آدم تا زمان حضرت مسیح تمام پیامبران بر یگانگی خداوند شهادت داده و بر آن تأکید می کردند. اما وجود برخی از آیات انجیل ها و سایر رسالات عهد جدید این باور را در میان مسیحیان به وجود آورد که حضرت مسیح و روح القدس نیز خدا هستند.

 

مسیحیت در مواجهه با آیاتی از عهد عتیق که بر یگانگی خدا تأکید می کند چنین موضع گرفت که خدا در ذات و جوهر یکی است اما از نظر شخص سه تاست. برای درک بهتر تثلیث بهتر است به فقراتی از اعتقاد نامه آتاناسیوس توجه کنیم:

«... ما در تثلیث یک خدا را عبادت می کنیم و تثلیث در وحدت... نه به معنای تقسیم ذات... الوهیت پدر، پسر و روح القدس همه یکی است یعنی در حال هم شأن و در عظمت مثل هم جاودانه اند... پدر، پسر و روح القدس مخلوق نیستند... همان طور که پدر قادر مطلق است، پسر و روح القدس نیز قادر مطلقند... در این تثلیث هیچ کدام از اشخاص قبل یا بعد از دیگری و بزرگتر یا کوچکتر از دیگری نیست بلکه هر سه شخص با هم و مثل هم جاودانه و هم شأنند...»

[آیین کاتولیک / جورج برانتل / فصل چهارم / ص 84]

 

اگر چه اعتقاد به تثلیث تا سالیان متمادی محل نزاع و اختلاف بود، اما با گذشت چند قرن و بخصوص در زمان قسطنطنین این اختلاف رنگ باخت و جای خود را به تثلیثی فراگیر در تمام مذاهب مسیحی داد.

البته با وجود گذشت بیست قرن از تولد مسیحیت هنوز هم فرقه هایی از درون این دین، منکر تثلیث هستند و همچنان بر یگانگی خدا تأکید دارند.

 

معتقدین به تثلیث به چد دلیل تمسک کرده اند:

 

1)     فقراتی از کتاب مقدس که عیسی را خدا یا فرزند خدا می داند. 

2)     وجود صفات الهی در آن حضرت.

3)     پرستش آن حضرت توسط مردم در زمان حیات ایشان که مسیح هم از آن نهی نکرد.

4)     تولد خارق العاده و خارج از جریان طبیعی.

 

به اعتقاد مسیحیان این دلیل ها برای ایمان به الوهیت عیسی کافی است. به اختصار به بررسی این دلیل ها خواهیم پرداخت:

 

برای مطالعه مقاله لطفاْ به «ادامه مطلب» رجوع کنید:

ادامه نوشته

کتاب مقدس می گوید مسیح خدا نیست!! (2)

به نام خدا

 

دلایلی که مسیحیت برای الوهیت مسیح اقامه می کند و اثبات سستی آن با استفاده از خود کتاب مقدس:

 

ادامه مقاله را در «ادامه مطلب» مطالعه نمایید:

ادامه نوشته

کتاب مقدس می گوید مسیح خدا نیست!! (3)

به نام خدا

 

دلایلی که مسیحیت برای الوهیت مسیح اقامه می کند و اثبات سستی آن با استفاده از خود کتاب مقدس:

 

برای مطالعه مقاله لطفاْ به «ادامه مطلب» رجوع کنید:

ادامه نوشته

پدران انگور ترش خوردند و دندانهای پسران کند گردید!

 

به نام خدا

أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى ﴿36﴾ وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى ﴿37﴾ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴿38﴾ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴿38﴾ وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿نجم 39﴾

يا بدانچه در کتاب‏هاى موسى [آمده] خبر نيافته است (36) و [نيز در نوشته‏هاى] همان ابراهيمى كه وفا كرد (37) كه هيچ بردارنده‏اى بار گناه ديگرى را بر نمى‏دارد (38) و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست (نجم 39)

پذیرش اصل اساسی فدا در مسیحیت ، لاجرم بر این پایه قرار می گیرد ، که خداوند عادل نباشد!!!

 زیرا لازمه پذیرش آن این است که :

1)      خداوند گناهی را که پدری مرتکب شده بر فرزندان و فرزندانِ فرزندان آن پدر تا ابد بیاندازد!!

2)      خداوند فرد دیگری را به دست همین فرزندان آن پدر بکشد تا گناه پدر آنها را که خودش بر گردن پسران آن پدر انداخته بود ، پاک کند!!!

آیا به چنین خداوندی می شود گفت ، عادل!؟؟ آیا کشتن کسی به خاطر گناه دیگری با عدالت می تواند سازگار باشد!؟؟

آیا بنا بر خود کتاب مقدس در عهد عتیق ، این امکان پذیر است که خداوند گناه حضرت آدم را بر گردن انسانهایی که از نسل او هستند بیاندازد تا بعداً با فرستادن و کشتن مسیح این گناه پدرشان و بی عدالتی خودش را پاک کند!؟ یا اینکه این یک بدعت اشتباه و خطا از سوی پولس و قبل از آن عوام بنی اسرائیل بوده که به صورت این ضرب المثل در میانشان رایج بوده : «پدران انگور ترش خوردند و دندانهای پسران کند گردید!» و بعدها نویسندگان انجیل ها آنرا اقتباس کردند؟

حالا نگاه کنیم به تورات در سفر تثنیه:

לֹֽא־יוּמְת֤וּ אָבֹות֙ עַל־בָּנִ֔ים וּבָנִ֖ים לֹא־יוּמְת֣וּ עַל־אָבֹ֑ות אִ֥ישׁ בְּחֶטְאֹ֖ו יוּמָֽתוּ׃ ס

لایومتو  ابوت  علبنیم  وبنیم  لایومتو   علابوت  ایش  بحطاو  یومتو

پدران به عوض پسران کشته نشوند، و نه پسران به عوض پدران خود کشته شوند. هر کس برای گناه خود کشته شود.

(تثنیه دواریم 24: 16)

و در جای دیگر تورات:

20 و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: 21 «خود را از این جماعت دور کنید تا ایشان را در لحظه‌ای هلاک کنم.» 22 پس ایشان به روی در‌افتاده، گفتند: «ای خدا که خدای روحهای تمام بشر هستی، آیا یک نفر گناه ورزد، و بر تمام جماعت غضبناک شوی؟»

(اعداد بمیدبار 16: ۲۰ - ۲۲)

 

و در جای دیگر هنگامیکه ابراهیم می خواهد شفاعت قوم لوط را نماید به این اشاره می کند که اگر فرد عادلی در میان آنها بود از داور تمام جهان بعید است که او را با ستمکاران قوم بکشد!! که خداوند می گوید حتی اگر ۱۰ نفر عادل هم میان آنها باشد آنها را عذاب نمی کنم!! (و البته مشخص است که عادلی میان آنها نبود ، که عذاب شدند.)

و ابراهیم نزدیک آمده، گفت: آیا عادل را با شریر هلاک خواهی کرد؟.....حاشا از تو که مِثل این کار بکنی که عادلان را با شریران هلاک سازی و عادل و شریر مساوی باشند. حاشا از تو آیا داور تمام جهان، انصاف نخواهد کرد؟ 

(پیدایش برشیت 18: ۲۳ و ۲۵)

 

و تاکیدی دیگر و مستقیم در اینجا:

 

1 موت، مجازات گناه و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: 2 «شما چه‌ کار دارید که این مثل را درباره زمین اسرائیل می‌ زنید و می‌ گویید: پدران انگور ترش خوردند و دندانهای پسران کند گردید.» ....

19 لیکن شما می‌ گویید چرا چنین است؟ آیا پسر متحمل گناه پدرش نمی باشد؟ اگر پسرانصاف و عدالت را بجا آورده، تمامی فرایض مرا نگاه دارد و به آنها عمل نماید، او البته زنده خواهد ماند. 20 هر ‌که گناه کند او خواهد مرد. پسر متحمل گناه پدرش نخواهد بود و پدر متحمل گناه پسرش نخواهد بود. عدالت مرد عادل بر خودش خواهد بود و شرارت مرد شریر بر خودش خواهد بود. ....

29 لیکن شما‌ ای خاندان اسرائیل می‌گویید: که طریق خداوند موزون [عادلانه] نیست! ای خاندان اسرائیل آیا طریق من غیر موزون است و آیا طریق شما غیر موزون نیست؟ 30 بنابراین خداوند یهوه می‌گوید: ای خاندان اسرائیل من بر هر یک از شما موافق رفتار خودش داوری خواهم نمود. پس توبه کنید و از همه تقصیرهای خود بازگشت نمایید تا گناه موجب هلاکت شما نشود.

(حزقیال 18: 1 – 2 و 19 – 20 و  29 – 30)

 

در اینجا کاملاً روشن است که حتی از نظر کتاب مقدس این نظریه فدا شدن مسیح برای پاک کردن گناه حضرت آدم که بر گردن انسان ها انداخته شده ، در تضاد با عدالت خداوند و محال است!!!

اگر بپذیریم که خداوند از کرده خودش در انداختن گناه پدری بر فرزندان و فرزندانِ فرزندان آن پدر پشیمان شده و با قربانی کردن مسیح خواسته است تا آن را با قتل بی گناهی دیگر جبران کند!! آیا این خودش باز هم نمی تواند نشانه بر ضعف دیگری در خداوند ، و آن غیر حکیم  و غیر علیم بودن او باشد!؟؟

آیا چنین خداوندی قابل اعتماد و اتکاء می تواند باشد!؟

 

خداوند مرا ببخشد که مجبور بودم این الفاظ زشت و ناشایست را در مورد آن وجود والا و گرامی و بزرگوار و عادل و حکیم و علیم و مهربان بیان کنم.

 

این مطلب بر گرفته و از وبلاگ : «گفتمان مسلمانان و مسیحیان» بود که ما آنرا گسترش دادیم