مسیح چگونه خدایست!!

به نام خدا

با سلام

در اینجا چند سوال برای من درباره اینکه چگونه امکان دارد که مسیح خداوند باشد مدت هاست که در ذهنم پیش آمده که آنها را در چندین وبلاگ مسیحی گذاشتم و سوال کردم ولی کسی به آنها جوابی نداد در اینجا اینها را می گذارم شاید کسی جوابی برای آنها داشت :

1) اگر ۳ تا یکی است وقتی حضرت مسیح مُرد پس پدر و روح القدس هم چون با او یکی بودند پس باید مرده باشند و اگر نمردند ((پس یکی نیستند و جدا از همند)) !!؟؟؟

2) وقتی خدا مرد دنیا را چه کسی اداره می کرد و خدای مرده را چه کسی زنده کرد !!؟؟
(( پدر که با خدای مرده یکی بود !!))

3) حضرت مسیح که خدا بود در انجیل وقتی که عبادت می کرد خودش را می پرستید !!؟؟ (لوقا ۶: ۱۲یا عبرانیان ۸: ۲) اگر پدر را می پرستید و خودش را نمی پرستید ((پس باید از هم جدا باشند !!؟))

و در آن روزها بر فراز کوه برآمد تا عبادت کند و آن شب را در عبادت خدا به صبح آورد.(لوقا ۶: ۱۲)

4) وقتی که مولودی متولد می شود از والد خود جدا می شود وگرنه مولود نشده ! چطور مسیح از پدر مولود شده و جدا نشده و واحد هستند و گفته می شود مولود است !!؟

۵) مسیح پسر خدا چطور می توانست ازلی باشد در حالیکه به یقین والد از مولود قدیم تر است !! پس پسر خدا هرگز موجودی ازلی نمی تواند باشد!؟؟

۶) روح القدس چگونه می توانست ازلی باشد در حالیکه توسط پدر و پسر فرستاده شده است !! پس باید پدر و پسری باشند تا روح القدس فرستاده شود !؟؟ پس دیگر نمی توانند هر سه ازلی باشند !!!

۷) اصلا چرا پدر پسر را متولد کرد و همچنین روح القدس بوجود آمد برای همکاری در تمام مراحل آفرینش مگر عاجز از اداره جهان بود !!؟؟

۸) اگر سه تا یکی هستند پس چرا سلسله مقام متفاوت دارند !!؟

" چون خدای پدر اقتدار و حکمرانی بر همه‌چیز را به مسیح سپرده است، البته روشن است که خود خدای پدر زیر این اقتدار و سلطه نمی‌باشد . سرانجام، وقتی مسیح بر تمام دشمنان خود پیروزی یافت، آنگاه خود او نیز که فرزند خداست، خود را تحت فرمان پدرش خدا قرار خواهد داد تا خدا که او را بر همه‌چیز مسلط ساخته بود، بر کُلّ عالم هستی حاکم شود (اول قرنطیان ۱۵ : ۲۷ - ۲۸) "

۹) " ... و روح او را به بیابان برد و مدت چهل روز ابلیس او را تجربه می نمود...(لوقا ۴ : ۱ - ۲) سوال من در این مورد است که مسیح خداوند برای چه و در چه مورد باید مورد آزمایش مخلوقش ابلیس قرار بگیرد !؟ آیا برای اینکه ایمانش به خداوند مشخص شود !؟؟

۱۰) " پس ابلیس او رابه کوهی بلند برده، تمامی ممالک جهان را درلحظه‌ای بدو نشان داد. (لوقا ۴ : ۵) " سوال من این است که چگونه شیطان که مخلوق خداوند قادر بزرگ است او را بلند کرد و به بیابان برد تا او را آزمایش کند


۱۱)
" پس ابلیس او را به کوهی بسیار بلند برد و همه‏ی ممالک جهان را بدو نشان داده به وی گفت: اگر مرا سجده کنی، همانا این همه را به تو خواهم بخشید" مگر نه اینکه شیطان خودش مخلوقی از مخلوقات خداوند و جزیی از کل عالم خلقت است چطور این جزء می خواهد در ازاء سجده خداوند به خودش ! کل ممالک زمین را که ذره ای از کل هستی هم نیست را به عنوان پاداش اگر قبول می کرد به او بدهد !!؟

۱۲) شیطان
که از هر انسانی بهتر خدا را میشناخت [ حتی از پیش از خلقت انسان] چطور در خدا بودن عیسی شک داشت!؟؟ او که تفاوت روح خداوند و یک انسان ساده را تشخیص می داد و نیازی به " اگر پسر خدا هستی، خود را به زیر انداز"  تا او را بشناسد نداشت ، چونکه اگر یک نبی ساده هم بود با معجزه ای می توانست این کار را بکند!؟

۱۳) بنابر مسیحیت ٬ مسیح در هنگام بزرگسالی تازه شروع به دعوت خود کرد . سوال من این است مسیح پسر خدا تا پیش از آن چکار میکرد چون قاعدتاً خدا (مسیح) احتیاجی به رشد سنی برای عاقل و بالغ شدن ندارد پس چرا تا قبل از آن کسی متوجه حضور آن نبود حتی یحیی فامیل او و نبی خدا هم متوجه نشد تا آنجا که می گوید : "« آیا تو همان شخصی هستی که قرار است بیاید و یا ما در انتظار شخص دیگری باشیم ؟ » ( متی باب 11)"  حداقل در اسلام او از کودکی سخن میگفت و نبوت میکرد!؟

۱۴) اگر هر انسانی از همان هنگام تولد گناهکار به دنیا می آید مگر هنگامی که مسیحی شود که آن وقت گناه اولیه او با مسیحی شدن بخشیده شود در ازاء قربانی شدن مسیح سرنوشت نوزادانی که در همان هنگام نوزادی از دنیا می روند چه می شود !؟ ((یعنی مسیحی نشده اند و گناهکارند پس قاعدتاً باید مستقیماً عازم جهنم شوند !!؟))

اگر قرار باشد گناهی را که کسی دیگری مرتکب شده برگردن ما بگذارند ((این نشان دهنده عادل نبودن  و ظالم بودن خدا نیست؟؟)) که آنگاه نیاز به این داشته باشد تا کس دیگری به خاطر آن قربانی شود تا باز هم خدا بخاطر مردن او گناه مرا ببخشد !!!!!؟؟

خدا به حضرت ابراهیم که پس از سالها صاحب پسری شد رحم کرد و نگذاشت قربانیش کند و بدون قربانی کردن پسرش عمل قربانی او را کریمانه پذیرفت پس چطور نمی توانست گناه اولیه انسانهای بیچاره را که ((کس دیگری انجام داده بود)) را و ظالمانه بر گردن دیگران گذاشته شده بود را ببخشد !!! که نیاز به این بود که پسر خودش را بفرستند تا ((انسانها او را قربانی کنند)) تا گناهانشان را خداوند با کشتن پسر خودش پاک کند!!؟؟

۱۵) هنگامی که مسیح روی صلیب بود فریاد زد : " ایلی، ایلی، لما سبقتنی؟ یعنی : خدای من، خدای من، چرا مرا ترک كردی؟ (متی 27: 46) " در اینجا مسیح که خودش خداست از که یاری می جوید !؟؟؟

۱۶) اگر مسیح خودش با پدر یکی بود و خدا بود ، چگونه وسیله ای برای حمد کردن  خداست !!؟ پیوسه خدا را به وسیله عیسی حمد گوییم و با صداهای خود نام او را تمجید نماییم ، این است قربانی ما به درگاه خدا (عبرانیان ۱۳:۱۵)

۱۷) چرا در عهد عتیق، تورات و کتاب های مختلف انبیاء پیشین از این یگانه پسر خداوند ]مسیح[ هیچ اثری و صحبتی نیست!؟ چرا درباره خدا بودن روح القدس در آن اثری و صحبتی نیست!؟ در عهد عتیقی که حتی درباره چگونه سوار شتر شدن افراد هم مفصل صحبت کرده و توضیح داده چگونه به مهمترین مطلب عالم، یعنی تثلیث خداوند و اینکه خداوند یگانه پسری دارد که مسیح است، اشاره ای هم نشده!!؟؟؟

۱۸) چرا یهودیان از قدیم تا به امروز همچنان منتظر پیامبری به نام مسیح هستند، نه خداوندی که مسیح باشد!؟؟

ادامه نوشته

آیا پولس رسول از أَنصَارَ اللَّه بود؟

به نام خدا

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ ﴿صف ۱۴﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ياوران خدا باشيد، همان‏گونه كه عيسى‌بن‌مريم به حواريون گفت‏: «چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند؟!» حواريون گفتند: «ما ياوران خدائيم.» در اين هنگام گروهى از بنى‌اسرائيل ايمان آوردند و گروهى كافر شدند. ما كسانى را كه ايمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تأييد كرديم و سرانجام بر آنان پيروز شدند. (الصف ۱۴)

آیا پولس هم جزء این دسته بوده است !؟؟

اسامی دوازده حواری مسیح در کتاب مقدس

انجیل متی

انجیل لوقا

1) شمعون (پطروس)

1) شمعون (پطروس)

2) اندریاس(برادر پطروس)

2) اندریاس(برادر پطروس)

3) یعقوب پسر زبدی

3) یعقوب

4) یوحنا(برادر یعقوب بن زَبدَی)

4) یوحنا

5) فیلیپس

5) فیلیپس

6) بارتولما

6) بارتولما

7) توما

7) توما

8) متی( متی باجگیر)

8) متی

9) یعقوب پسر حلفی

9) یعقوب پسر حلفی

10) لَبَی (تَدی) ؟؟؟؟

10) یهودا پسر یعقوب ؟؟؟؟

11) شمعون قانوی

11) شمعون (شمعون فدایی)

12) یهودای اسخریوطی

12) یهودای اسخریوطی

 

در هیچ کدام از این لیستها اسم پولس نیست چرا ؟؟ چونکه جز حواریون نبود !!!

«پولس» هرگز عيسى را نديد؛ از حواريون نيز تنها پطرس و يعقوب را ديده بود !!!!

پس بنابراین با خیال راحت می شود گفت که پولس جزء حواریون نبود !!!!

و پولس جزء انصار الله گفته شده در این آیه ۱۴ سوره صف نیست که عده ای آمده اند و با این مغلطه می خواهد بر قرآن ایراد وارد کنند !!!

ولی چند نکته جالب و مهم :

می بینیم که در لیست های انجیل لوقا و متی در اعلام اسامی حواریون هم ، با هم هماهنگی ندارند

لبی (تدی) در متی ××××× یهودا پسر یعقوب در لوقا

شاید اینهم اختلاف در دید باشه ؟؟ چونکه در مسیحیت برای توجیه اشتباهات کتاب مقدس گفته می شود که، 
اختلاف در دید نویسندگان آنهاست !! یا شاید روح القدس در اون لحظه حواسش جای دیگه ای بوده!؟؟ خدا می دونه

نکته دوم :
اینها (نویسندگان کتاب مقدس) اگر همان حواریون هستند ، چرا حداقل درباره اسامی حواریون دیگر با هم متفق القول نیستند!؟؟

شما فرض کن توی یه کلاس 12 نفره هستید ! خوب حالا شما که بعد از گذشت چند سال که در همه شرایط با هم بودید امکان دارد که ندانید چه کسی همکلاسی شما بوده!!؟ یا حتی ندانید که چه کسی همکلاسی شما نبوده!!؟ که حتی در این مورد هم انجیل های منتسب به حواریون!! هم متفق و هم نظر نیستند !؟؟

پس در اینجا هم مطمئن می شویم که نویسندگان این انجیل های چهار گانه هم ارتباطی با حواریون مسیح نداشته اند !!! نه این انجیل متی نوشته حواری مسیح بوده و نه آن لوقا در ارتباط با حواریون !!! بلکه این کتاب ها را برای اینکه در بین مردم مقبولیتی داشته باشد به نام آنها منتسب کرده اند !!

آیا در انجیل ها ، در ثبت شجره‌نامه‌ی مکتوب مسیح ، اشتباه عددی رخ داده است؟

به نام خدا

با مطالعه شجره نامه حضرت عیسی در " انجیل لوقا "با " انجیل متی " متوجه می شویم که این دو شجره نامه با هم ابداْ هم همخوانی و هماهنگی ندارند و این برای کتاب مقدس که گقته می شود کلام خداست و نویسندگان آن در زیر نظر و پشتیبانی روح القدس [یکی از سه اقنوم خداوند] نوشته شده جای تعجب دارد :

انجیل متی

انجیل لوقا

ابراهیم

ابراهیم

1) اسحاق

1) اسحاق

2) یعقوب

2) یعقوب

3) یهودا

3) یهودا

4) فارص

4) فارص

5) حصرون

5) حصرون

6) ارام

6) ارام

7) عمیناداب

7)عمیناداب

8) نحشون

8) نحشون

9) شلمون

9) شلمون

10) بوعز

10) بوعز

11) عوبید

11) عوبید

12) یسی

12) یسی

13) داوود *******

13) داوود *******

از زمان داوود تا به اسارت رفتن بابل

از زمان داوود تا به اسارت رفتن بابل

1) سلیمان

1) ناتان

2) رحبعام

2) متاتا

3) ابیا

3) مینان

4) آسا

4) ملیا

5) یهوشافاط

5) ایلیاقیم

6) یورام

6) یونان

7) عزیا

7) یوسف

8) یوتام

8) یهودا

9) آحاز

9) شمعون

10) حزقیا

10) لاوی

11) منسی

11) متات

12) آمون

12) یوریم

13)یوشایاه

13) الیعازر

14) یکنیا

14) یوسی

------

15) عیر

------

16) ایلمودام

------

17) قوسام

------

18) آدی

------

19) ملکی

------

20) نیری

این زمان یهودیان به بابل تبعید شدند.(متی 11:1)

این زمان یهودیان به بابل تبعید شدند.(متی 11:1)

1) شالتیئیل

1) شالتیئیل

2) زروبابل

2) زروبابل

در اینجا دو نسب نامه به هم میرسند!!

در اینجا دو نسب نامه به هم میرسند!!

3) ابیهود

3) ریسا

4) ایلیاقیم

4) یوحنا

5) عازور

5) یهودا

6) صادوق

6) یوسف

7) یاکین

7) شمعی

8) ایلیهود

8) متاتیا

9)العازر

9) مأت

10) متان

10) نجی

11) یعقوب

11) حسلی

-------

12) ناحوم

-------

13) آموس

-------

14) متاتیا

-------

15) یوسف

-------

16)ینا

-------

17) ملکی

-------

18) لاوی

------

19) متات

------

20) هالی

12) یوسف

21) یوسف

13)عیسی مسیح

22)عیسی مسیح

 در اینجا چند نکته مهم وجود دارد :

 

1) بر خلاف گفته انجیل متی از زمان اسارت بابل تا مسیح با حساب خودش هم 13 نسل بیشتر نمی شود نه 14 نسل !!!!

2) بین زروبابل تا مسیح اختلاف نسل ها در انجیل متی با لوقا به 9 نسل می رسد !!!

3) از زروبابل به قبل تا داوود اشخاص دو نسب نامه ابدا ٌ با هم همخوانی ندارند!!!!

4) در قسمت داوود تا ابراهیم هم با حساب خود داوود در متی 13 نسل هستند نه 14 نسل !!!

5) تعداد نسل ها از داوود تا ابراهیم در متی و لوقا 6 نسل اختلاف دارند!!!

ولی اساسی ترین مسئله ، مسیح پدری انسانی نداشت و یوسف  شوهر مادر او بود یعنی نسب خونی با او نداشت !!! حالا چطور می شود که از طریق او نسبش به حضرت داوود برسد!؟؟؟

 

ادامه نوشته

نظر مسیح را بپذیریم یا نظر پولس را !؟؟

به نام خدا

بنا بر نظر باطنی مسیحیان و البته با راهنمایی ها و ارشادات روحانی پولس! خداوند بعد از هزاران سال که از خلقت انسان هوشمند هوشمند گذشت و دید که بله، انسانها از نظری شعوری پیشرفت کرده اند جامعه و زندگی اجتماعی تشکیل داده اند و آمادگی اش را پیدا کرده اند که وضعیت روابط اجتماعی و فرهنگی شان سرو سامانی بگیرد، پس به واسطه حضرت موسی و کتابش تورات، شریعت و قانون زندگی را فرستاد تا انسان ها بر طبق آن زندگی کنند و چندین نبی دیگر را نیز برای حفظ و استحکام آن مبعوث کرد و بنا بر نظر اولیه خداوند به این صورت رستگار شوند!! خداوند متوجه شد که اشتباه کرده!!! پس پشیمان شد و پیش خودش گفت که همان روش چندین هزار سال قبل که مردم روش الهی برای زندگی نداشتند بهتر از این بود که من برایشان این راه و رسم زندگی را تعیین کردم!!! برای همین در صدد آمد که این اشتباه را که شریعت تعیین کرده بود و فکر می کرد مردم بهتر هدایت می شوند را جبران کند؛ چونکه مردم از پس از اینکه خداوند این شریعت را گذاشت ، دیگر راه رسیدن به خداوند را خوب نمی توانستند طی کنند( نه که حالا قبل از آن می توانستند!! دیگر کمتر می توانند!!!) پس خداوند فکر ثانویه ای به ذهنش رسید، که با فرستادن یگانه پسرش و قربانی کردن او به دست انسان ها می تواند گناه اولیه و ذاتی انسان ها را که کس دیگری مرتکب شده بود و بر گردن بنی آدم ، البته خودش انداخته بود را ببخشد و در عین حال این اشتباه دیگر خود خداوند هم که شریعت را گذاشته بود ، با این قربانی پاک شود و بتواند این شریعت بیهوده را منسوخ کند!!! و چونکه مسیح خودش پایبند به شریعت بود ، خداوند این ماموریت بزرگ را به پولس سپرد.

نظر پولس درباره شریعت :

پس قانون اوّلیه به این علّت كه بی‌اثر و بی‌فایده بود لغو گردید،  زیرا شریعت موسی هیچ‌کسی یا هیچ چیزی را به كمال نمی‌رسانید، ولی امید بهتری جای آن را گرفته است و این همان امیدی است كه ما را به حضور خدا می‌آورد. (عبرانیان 7: 18و19)

در اینجا کاملاْ آشکار است که نظر مسیحیت بر این قرار دارد که خداوند موجودی است که می تواند خطا کار هم باشد !! و اعمالی انجام دهد که بر خلاف حکمت و علم خداوندی است !! چونکه در ابتدا فکر می کرده که شریعت باعث رشد انسانهاست ولی بعداْ متوجه اشتباه نا آگاهانه خودش شده و با فرستادن فرزندش به همراهی روح القدس این اشتباهش را خواسته با برداشتن شریعت دست و پا گیر بیهوده اش پاک کند !!!

اما اکنون دیگر وظیفه‌ای نسبت به احکام دین یهود ندارید، زیرا در همان زمان که اسیر آنها بودید، «مردید» و حال می‌توانید خدا را بطور حقیقی خدمت کنید، نه به روش سابق یعنی اطاعت از تعدادی امر و نهی، بلکه به روش نوین یعنی بوسیله روح القدس. (رومیان 6:7)

پس چه بگوییم؟ آیا شریعت گناهكار است؟ به هیچ وجه! اگر شریعت نبود من گناه را نمی‌شناختم. مثلاً اگر شریعت نگفته بود: «طمع نكن»، من هرگز نمی‌‌دانستم طمع‌كردن چیست. (رومیان 7:7)

گناه با استفاده از این قانون هر نوع طمع‌كاری را در زندگی من پدید آورد. زیرا گناه بدون شریعت مثل جسد بی‌جان است (رومیان 8:7)

خود من زمانی بی‌خبر از شریعت زنده بودم، امّا همین‌ که این حكم شریعت آمد، گناه جان تازه‌‌ای گرفت و من مُردم و شریعت كه قرار بود به حیات منجر شود، در مورد من، مرگ به بار آورد. 11 زیرا گناه با استفاده از آن حكم شریعت مرا فریب داده، كُشت.

12 بنابراین شریعت به خودی خود مقدّس است و تمام احكام آن مقدّس و عادلانه و نیكوست. 13 آیا مقصود این است كه چیزی نیكو موجب مرگ من شد؟ به ‌هیچ‌وجه! گناه این كار را كرد تا ماهیّت واقعی آن آشكار شود. گناه با استفاده از یک چیز نیكو موجب مرگ من شد تا به وسیلهٔ این حكم شریعت، پستی و شرارت بی‌حد گناه معلوم گردد.

 14 ما می‌دانیم كه شریعت روحانی است؛ امّا من نفسانی هستم و مانند برده‌‌ای به گناه فروخته شده‌‌ام. 15 نمی‌دانم چه‌کار می‌کنم؛ زیرا آنچه را كه دلم می‌خواهد انجام نمی‌دهم، بلكه برخلاف، چیزی را كه از آن تنفّر دارم به عمل می‌آورم. 16 وقتی كاری می‌کنم كه نمی‌‌‌‌‌خواهم بكنم، این نشان می‌دهد كه من با حقانیّت شریعت موافقم. 17 پس در واقع من آن کسی‌که این کار را انجام می‌دهد نیستم؛ بلكه این گناه است كه در من به سر می‌برد. 18 می‌دانم كه در من یعنی در طبیعت نفسانی من جایی برای نیكویی نیست، زیرا اگرچه میل به نیكی كردن در من هست ولی قدرت انجام آن را ندارم. 19 آن نیكی‌ای را كه می‌خواهم، انجام نمی‌دهم، بلكه كار بدی را كه نمی‌‌‌‌‌خواهم، به عمل می‌آورم. 20 اگر كاری را كه نمی‌‌‌‌‌خواهم، ‌انجام می‌دهم، دیگر كنندهٔ آن كار من نیستم، بلكه گناه است كه در من به سر می‌برد.

 21 پس به این قاعدهٔ كلّی پی می‌برم كه: هروقت می‌خواهم كاری نیكو انجام دهم، فقط شرارت از من سر می‌‌زند. 22 باطناً از شریعت خدا لذّت می‌برم، 23 ولی می‌بینم فرمان دیگری بر بدن من حاكم است كه با فرمان حاكم بر ذهن من می‌جنگند و مرا اسیر فرمان گناه می‌سازد، یعنی اعضای بدن مرا مطیع خود نموده است. 24 من چه آدم بدبختی هستم! این بدن، مرا به سوی مرگ می‌کشاند. چه كسی می‌تواند مرا از دست آن آزاد سازد؟ 25 خدا را شکر می‌کنم که به وسیلهٔ خداوند ما عیسی مسیح چنین كاری را كرده است. خلاصه درحالی‌که طبیعت نفسانی من بندهٔ گناه است، با عقل خود شریعت خدا را بندگی می‌کنم.      (رومیان 7: 9-25)

نتیجه می گیریم که شریعتی که خداوند گذاشته کار اشتباهی بوده (کاش پولس زود تر آمده بود) و سبب مرگ است ، چونکه این شریعت انسان را نسبت به گناه آگاه و مرتکب گناه می کند !!

13 زیرا به ابراهیم و ذریت او وعده‌ای كه او وارث جهان خواهد بود از جهت شریعت داده نشد بلكه از عدالت ایمان. 14 زیرا اگر اهل شریعت وارث باشند ایمان عاطل شد و وعده باطل. 15 زیرا شریعت، غضب را موجب می‌شود امّا جایی ‌كه شریعت نیست تجاوز از شریعت هم وجود ندارد . (رومیان 4: 13 تا 15)

نتیجه می گیریم که اگر قانون باشد سرپیچی از قانون هم وجود دارد . پس برای این که سرپیچی از قانون نباشد بهتر است که اصلاً قانون نباشد!!

مثلاً اینطور می شود گفت که پولس می گوید که اگر چراغ قرمزی نباشد دیگر کسی با عبور از آن جریمه نمی شود که حالا بگوییم او مجرم است . پس برای اینکه کسی مجرم نباشد بهتر است چراغ قرمز ها را بر داریم .

حالا بعد از برداشتن چراغ قرمزها چه اتفاقی می افتد و آیا همه مردم جامعه مردمان خوب و اهل رعایت حق خود و دیگران هستند !؟ با خداست !

وحی خداوند به حزقیال نبی : ....اگر پسر انصاف و عدالت را بجا آورده، تمامی فرایض مرا نگاه دارد و به آنها عمل نماید، او البته زنده خواهد ماند. 20 هر ‌که گناه کند او خواهد مرد.

(حزقیال ۱۸: ۱۹ - ۲۰)

نظر مسیح در این باره :

فكر نكنید كه من آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های انبیا را منسوخ نمایم. نیامده‌ام تا منسوخ كنم، بلكه تا آنها را تکمیل نمایم18 یقین بدانید كه تا آسمان و زمین بر جای هستند، هیچ حرف و نقطه‌ای از تورات از بین نخواهد رفت تا همهٔ آن به انجام برسد. 19 پس هرگاه کسی حتّی كوچكترین احكام شریعت را بشكند و به دیگران چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمان پست‌ترین فرد محسوب خواهد شد. حال آنكه هرکس شریعت را نگاه دارد و به دیگران نیز چنین تعلیم دهد، در پادشاهی آسمان بزرگ خوانده خواهد شد .( انجیل متی 5 / 17 و 18 و 19) 

خودتان قضاوت کنید باید نظر مسیح را پذیرفت یا نظر پولس را !؟؟؟ کدام ارجح تر هستند در مسیحیت ؟؟؟

ای وای کو چشم بینا کو گوش شنوا، که بشنود و ببیند!!!، خود مسیح دارد می گوید: که ای مردم، مواظب باشید هوشیار باشید آن کسی که بعد از من می آید و بر خلاف این می گوید، از من نیست!! بلکه او پست‌ترین افراد است!!!

 

یک نکته اساسی که در باب 5 از انجیل متی اهمیت دارد، این است که مسیح قوانین جدیدی را هم، به شریعت اضافه می کند :

 

ادامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

به دوزخ نرفتن بنی اسرائیل


به نام خدا

 

در اینجا شاهدی می آوریم که اسلام دروغ نگفته و واقعاْ یهودیان اعتقاد دارند که به دوزخ نمی روند:

ترجمه Farsi OPV :

7 آنگاه به آن جماعتی که برای تعمید وی بیرون می‌آمدند، گفت: «ای افعی‌زادگان، که شمارا نشان داد که از غضب آینده بگریزید؟ 8 پس ثمرات مناسب توبه بیاورید و در خاطر خود این سخن را راه مدهید که ابراهیم پدر ماست، زیرا به شما می‌گویم خدا قادر است که از این سنگها، فرزندان برای ابراهیم برانگیزاند. 9 و الان نیز تیشه بر ریشه درختان نهاده شده است، پس هر درختی که میوه نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده می‌شود.» 10 پس مردم از وی سوال نموده گفتند: «چه کنیم؟»

ترجمه Far FLB :

7 بسیاری از مردم، برای غسل تعمید نزد یحیی می‌آمدند. یکبار او به عده‌ای از ایشان گفت: «ای مارهای خوش خط و خال، فکر کردید می‌توانید بدون توبه ء واقعی، از عذاب جهنم بگریزید؟ 8 رفتارتان نشان می‌دهد که واقعاً توبه کرده اید یا نه. این فکر را نیز از سرتان بیرون کنید که چون جدتان ابراهیم است، از غضب خدا در امان خواهید ماند، زیرا خدا می‌تواند از این سنگهای بیابان برای ابراهیم فرزندان بوجود آورد! 9 اکنون تیشه داوری خدا بر ریشه درخت زندگی شما گذاشته شده است. هر درختی که میوه خوب ندهد، بریده و در آتش‌انداخته خواهد شد!» 10 از او پرسیدند: «چه باید بکنیم؟» (انجیل لوقا 3 : 7 – 10)

 

در اینجا اعتقاد بنی اسرائیل بر اینکه هرگز مجازات نمی شوند در همان قرن نخستین میلادی ذکر شده است!
 
تکمله بالا قسمت هایی از تلمود:
 
ابراهیم، ارواحی را که محکوم به عقوبت کشیدن در جهنم شده اند ، از آن مکان بیرون می آورد و از ایشان پذیرایی می کند. البته غیر از یهودیانی که با زنان غیر یهودی همبستر شده و یا آنکه پوست ختنه گاه خود را کشیده اند تا نامختون به نظر آیند و شناخته نشوند که یهودی هستند.
(عرووین، 19 الف)
 
یا
 
آتش جهنم بر دانشمندان تورات اثری ندارد. درست مانند خون سمندر که چون خود از آتش پدید آمده است، با مالیدن آن روی بدن، آتش به وی آزار نمی رساند. خداوند می فرماید: مگر نه اینکه کلام من مثل آتش است (ارمیا، 29:23)، پس دانشمندان تورات که سراسر وجودشان آتش است، به طریق اولی که آتش جهنم بر آنها کارگر نیست. حتی گناهکاران اسرائیل که علیرغم گناهکاریشان هنوز به اندازۀ دانه های انار پر از نیکوکاری هستند، به طریق اولی که آتش جهنم بر ارواح آنها مسلط نمی شود (حگیگا، 127 الف)
درست مانند قربانگاه زرّین که روکشی از طلا به ضخامت یک دینار داشت و از آتشی که سالهای بسیار روی آن می سوخت، آسیبی نمی دید.
 
********************************************************
این برگرفته از تحقیقات برخی از دوستان است

انجیل ، کتاب مقدس !؟؟ (1)

به نام خدا

در اینجا برای روشن شدن اینکه انجیل ها واقعاْ کلام خداوند می تواند باشد ، مقاله ای را با اندکی تغییر از یکی از دوستان در این پست قرار می دهیم که بسیار مفید و علمی و دقیق است :

كتاب مقدس مسيحيان شامل دو بخش عهد جديد (new testment) و عهد قديم (old testment) مي باشد ، اين اصطلاح را ، اولين بار پولس مطرح ساخت

و در اواسط قرن دوم ميلادي از جانب كليسا پذيرفته شد . كليساي مسيحيت مجموعه رسالات كتاب مقدس را بیبل مي نامد كه از كلمه يوناني بيبلوس ( به معني كتاب ) گرفته است . بيبل شامل اطلاعات اعتقادي و مذهبي مسيحيان است كه كانن ( در يوناني به معني مقياس) ناميده ميشود
انجيل از كلمه يوناني انگليون ( به معني بشارت و خبر خوب ) گرفته شده است و براي اولين بار توسط مسيحيان يوناني مطرح شد . ( كلمه انجيل براي اولين بار در مرقس 1:1 بكار رفته است ) . عهد جديد شامل رسالات زير مي باشد :
انجيل هاي چهارگانه مرقس ، لوقا ، متي ، يوحنا ( بنا بر باور كليسا اناجيل متي و يوحنا به نام دو نفر از حواريون عيسي ناميده شده است ، مرقس را عموزاده برنابا همكار نزديك پطروس و پولس ، رسولان عيسي خوانده اند ، و لوقا را يكي ازپزشكان همراه پولس دانسته اند)
اعمال رسولان ( بنا بر باور كليسا نوشته لوقا مي باشد)
نامه هاي رسولان ( بنا بر نظر كليسا اين نامه ها نوشته تعدادي از حواريون عيسي است كه براي هيئت اوليه مسيحي نوشته اند و شامل سه بخش است
1_ نامه هاي پولس به روميان ، قرنطيان ، غلاطيان ، افسسيان ، فيلي پيان ، كولسيان ، تسالونيكيان

2_ نامه هاي پاستورال

3_ نامه هاي كاتوليك كه عبارتند از : نامه يعقوب برادر عيسي ، دو نامه پطروس ، سه نامه يوحنا ، نامه يهودا )

و مكاشفه يوحنا

ادامه مطلب ....

ادامه نوشته

انجیل ، کتاب مقدس !؟؟ (2)

در انجيلها سخن از آن است كه عيسي كسبه و كبوتر فروشان را از معبد اورشليم بيرون ريخته است ( متي 21:11 ) حال آنكه هرگز در معبد كبوتر يا حيوان ديگري خريد و فروش نمي شد و اگر داد و ستد براي حيوانات صورت مي گرفته آن هم براي قرباني بوده است و آن هم نه در معبد بلكه در خيابانهاي اطراف صورت مي گرفته . حال معلوم هم نيست چگونه عيسي به تنهائي توانسته همه كسبه را از معبد بيرون كند و با مقاومت فروشندگان هم روبرو نشده باشد ، و جالب است كه خريد و فروش حيوانات قرباني تجارتي مقدس در تورات شناخته شده است!!

ادامه مطلب ...

 

ادامه نوشته

عیسی همان موسای نوین است (تثنیه ۱۸ : ۱۵-۱۸)!؟؟

به نام خدا

در این پست می خواهیم درباره این گفته در یکی از وب لاگها که در تثنیه ۱۸:۱۸ بشارت آمدن مسیح داده شده به بررسی بپردازیم ! آیا واقعاٌ این گفته درست است ؟؟

در اینجا ترجمه مقاله پاپ بندیکت شانزدهم را که آقای شاهپور بارنابا ترجمه کرده و در وبلاگش گذاشته را عیناٌ می آوریم

ادامه نوشته

آیا موعودِ موسی می‌تواند شخص ِ محمد باشد؟

به نام خدا

در تورات آیاتی است که دلالت بر آمدن حضرت محمد می کند که البته

یکی از مهمترین این آیات تثنیه ۱۸: ۱۸ تا ۲۲ است:

نبیا  اقیم لهم مقرب  احیهم  کموک ونتتی   دبری  بفیو ودبر  الیهم ات کلاشر   اصونو (تثنیه عبری 18:18)

"نبی‌ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را

به دهانش خواهم گذاشت و هر‌آنچه به اوامر فرمایم به ایشان خواهد گفت.

 19 و هر کسی‌که سخنان مرا که او به اسم من گوید نشنود، من ازاو مطالبه خواهم کرد. 20 و اما نبی‌ای که جسارت نموده، به اسم من سخن گوید که به گفتنش امرنفرمودم، یا به اسم خدایان غیر سخن گوید، آن نبی البته کشته شود21 و اگر در دل خود گویی: «سخنی را که خداوند نگفته است، چگونه تشخیص نماییم22 هنگامی که نبی به اسم خداوند سخن گوید، اگر آن چیز واقع نشود و به انجام نرسد، این امری است که خداوند نگفته است، بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته است. "

 

ادامه نوشته

آیا قرآن به اهل کتاب تهمت زده است !؟؟


به نام خدا

در وبلاگی نوشته بود که قرآن به اهل کتاب تهمت زده !! و اصلاً در یهود شخصیتی مانند عُزیر قرآن ،که بنا بر گفته قرآن در نزد یهودیان، فرزند خدا یا موجودی الهی ، کسی که مانند مسیح (در مسیحیت ) باشد، وجود نداشته و این تنها گفته قرآن است !!

آیا واقعاً اینچنین است ؟ برخی از مفسرین قرآن گفته اند که عُزیر ، باید " عزرا " باشد!!(حتی بعضی می گویند که ارمیا است) ولی در کتاب مقدس کنونی و یهودیت کنونی البته!! دلیلی بر این نمی توان یافت که این دو نفر در نظر یهودیان شخصیتی خداگونه داشته اند!

 

هر چند این دلیلی بر رد این گفته نیست چونکه ما در کتاب مقدس با شخصیتی هایی نظیر آن باز هم مواجه هستیم که دقیقاً به مانند عُزیر هستند، شخصیتی که مسیح مانند اوست!! ملکی صدق Malkitseḏeq!!

 

" يهود گفتند: «عزير پسر خداست!» و نصارى كفتند: «مسيح پسر خداست!» اين سخنى است كه با زبان خود مى‏گويند، كه همانند گفتار كافران پيشين است; خدا آنان را بكشد، چگونه از حق انحراف مى‏يابند؟! (توبه 30)

آنها « علما و راهبان » خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند، و  « مسيح فرزند مريم » را; در حالى كه دستور نداشتند جز خداوند يكتائى را كه معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاك و منزه است از آنچه همتايش قرار مى‏دهند! (توبه 31)  "

شاید ، عُزیر قرآن می تواند می تواند که همان ((مَلکی صدق)) باشد؛ اتفاقاٌ قرآن تاکید کرده بر "علما و راهبانی" که معبود خویش قرار دادند!!!

 

مَلکیصدق ؛ کاهن و کشیش ابدی ، تجسدی الهی غیر از مسیح ، بویژه در کتاب مقدس رساله عبرانیان باب هفتم ، که در آن گفته شده که مسیح همانند اوست و از عظمت او همین بس که مسیح هم پایه مقام اوست.

و این عقیده یهودیت بوده که به مسیحیت منتقل شده است !!!!!

((بی‌پدر و بی‌مادر وبی نسب نامه و بدون ابتدای ایام و انتهای حیات بلکه شبیه به پسر خدا شده، کاهن دایمی می‌مانَد.)) (عبرانیان 7: 3)

((این موضوع باز هم روشنتر می‌شود؛ آن کاهن دیگری که ظهور می‌کند، "کسی مانند مَلکی‌صدق " است.)) (عبرانیان 7: 15)

((اما در آنجا کسی‌که بر زنده بودن وی شهادت داده می‌شود)) (عبرانیان 7: 8) یعنی مَلکیصدق زنده و جاوید است !!

((رتبهٔ ملکی‌صدق و نه به رتبهٔ هارون؟)) (عبرانیان 7: 11) یعنی مقام او برتر از مقام هارون کاهن اعظم بود

((و هیچ شكّی نیست كه بركت دهنده از بركت گیرنده مهمتر است.)) (عبرانیان 7: 7) منظور بزرگتر بودن مقام مَلکی صدق نسبت به حتی ابراهیم است ، زیرا این او بود که ابراهیم را برکت داد ! پس او از ابراهیم مقامی بالاتر دارد !

 

در اینجا پولس عقاید یهودیان در قرن اول میلادی را بیان می کند !!!

نکته پایانی اینکه هدف از آوردن این مطلب این نیست که بگوییم ملکی صدق همان عزیر است ، بلکه هدف این بود نشان دهیم در نزد اهل کتاب تا حدودی افرادی خداگونه به مانند عزیر وجود داشته اند!

زیرا که بنابر احادیث صحیح به یقین در دورانی حداقل عده ای از بنی اسرائیل عقیده به پسر خدا بودن عزیر را داشته اند چون که در مقابل این سخن قرآن آنها آنرا رد نکردند! بلکه سعی کردند که آنرا به گونه ای توجیه کنند!!!

ارزش والای زن در مسیحیت


به نام خدا

اینجا مطلبی را از یکی از دوستان برایتان عیناٌ نقل می کنیم :

آیا مسیحیت حقوق زن را پاس داشته است؟

آیا زن در کتاب مقدس ارزشمند است؟

 

در مسیحیت وقتی که می خواهند بگویند زن ارزشمند است ،‌ به آیه زیر از کتاب مقدس استناد می کنند:‌

۲۷ .. همة شما که در مسیح تعمید یافتید مسیح را در برگرفتید. ۲۸ هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همة شما در مسیح عیسی یک می‌باشید(غلا ۳ : ۲۸).

از همین رو پیوسته به وضعیت حقوق زن در ادیان مختلف اعتراض می کنند و در حالی که آگاهی کافی ندارند به نقد حقوق زن در اسلام می پردازند.

این در حالی است که پاسخ شایسته و در خوری را در قبال سوالات زیر از ایمانداران مسیحی ندیده ام و امیدوارم اکنون با نظرات خوب مسیحیان آگاه راهنمایی شوم. دوستان خوبم:

اگر شما به حکم ورود بانوان حائض به مسجد معترض هستید ،‌ پس چرا اجازه نمی دهید ،‌ زنان حائض وارد هیکل شوند؟

اگر به حکم نفاس معترضید ،‌ پس چرا معتقدید اگر زنی فرزند پسر به دنیا آورد تا هفت روز نجس است و اگر فرزند دختر به دنیا آورد تا دو هفته؟‌

لاویان ۱۲ : « ۱ و یهُوَه موسی را خطاب کرده گفت: ۲ “بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو: چون زنی آبستن شده پسر نرینه ای بزاید آنگاه هفت روز نجس باشد موافق ایام طَمث حیضش نجس باشد. ۳ و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. ۴ و سی و سه روز در خون تطهیر خود بماند و هیچ چیز مقدس را لمس ننماید و به مکان مقدس داخل نشود تا ایام طُهرش تمام شود. ۵ و اگر دختری بزاید دو هفته بر حسب مدت طَمث خود نجس باشد و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند. »

اولاٌ چرا زن باید نجس باشد. ثانیاٌ چرا برای فرزند دختر این نجاست دو برابر و به اندازه دو هفته است؟‌

 

ادامه اش را در ادامه مطلب حتماً مطالعه فرمایید

 

ادامه نوشته

عقیده پولس در مورد ازدواج

 

به نام خدا

 

در اینجا عقیده پولس را در مورد ازدواج و اینکه پدران بهتر است مانع ازدواج دختران شوند را می آوریم:

 

32 آرزوی من این است كه شما از هر نوع نگرانی به دور باشید. مرد مجرّد به امور الهی علاقه‌مند است و می‌خواهد خداوند را خشنود سازد. 33 امّا مرد متأهل به امور دنیوی علاقه‌مند است و می‌خواهد همسر خود را خشنود سازد 34 و به این سبب او به دو جهت ، كشیده می‌شود. همان‌طور، یک زن مجرّد یا یک دوشیزه به امور الهی علاقه دارد و مایل است در جسم و روح مقدّس باشد، امّا زن شوهردار به چیزهای دنیوی دلبستگی دارد، یعنی می‌خواهد شوهر خود را خشنود نماید.

35 برای خیریّت شما این را می‌گویم و مقصودم این نیست كه برای شما قید و بند به وجود آورم بلكه می‌خواهم آنچه را كه صحیح و درست است انجام دهید و بدون هیچ اشتغال خاطر تمام وقت و هستی خود را وقف خداوند نمایید.

 

36 با وجود این اگر كسی تصوّر كند كه نسبت به دختر خود بی‌انصافی می‌کند و دخترش از حدّ بلوغ گذشته و باید ازدواج كند، و اگر او می‌خواهد دخترش ازدواج نماید، گناهی مرتكب نشده است. 37 امّا اگر پدری از روی میل و ارادهٔ خود و بدون فشار دیگران تصمیم جدّی گرفته است كه دختر خود را باكره نگه دارد، كاری نیكو می‌کند. 38 پس شوهردادن دختر نیكوست ولی شوهر ندادن او نیكوتر است.

 

نکته جالب اینجاست که نظر خود دختر اصلاً مهم نیست!!

 

 39 زن تا زمانی‌که شوهرش زنده است «به او تعلّق دارد»؛ ولی هرگاه شوهرش بمیرد، او آزاد است با هر کسی‌که می‌خواهد ازدواج نماید، به شرط آنكه آن مرد نیز مسیحی باشد. 40 امّا به عقیدهٔ من اگر او مجرّد بماند، شادتر خواهد بود و گمان می‌کنم كه من نیز روح خدا را دارم.

 

[اول قرنتیان 7: 32 – 40]

 

احتمالاً پولس دچار توهم بوده و شیطان را همراه خودش داشته!!

به راستی اگر قرار بود همه انسان ها راه باطل پولس را بروند بزودی نسل انسان منقرض می شد و جا برای زندگی چهارپایان و حیوانات دیگر باز تر می شد!!

آیا واقعاً هدف پولس خدمت به شیطان بود یا به خداوند!؟ آیا واقعاً شیطان را می دید یا خداوندش را!؟

مجوز تعدد زوجات در کتاب مقدس

 

به نام خدا

 

یکی از اشکالاتی که مسیحیت بر اسلام وارد می کند ، این است که چرا اسلام تعدد زوجات را مجاز می داند!؟

 

در حالیکه این گفته آنها کاملاً مایه حیرت و شگفتی است زیرا خود کتاب مقدس تعدد زوجات را کاملاً تایید می کند و در هیچ کجا از کتاب مقدس حتی در عهد جدید ، اینکار منع نشده است!

 

و اگر مردی را دو زن باشد یکی محبوبه و یکی مکروهه [یکی را دوست داشته باشد و دیگر را دوست نداشته باشد] ، و محبوبه و مکروهه هر دو برایش پسران بزایند، و پسر مکروهه نخست زاده باشد، 16 پس در روزی که اموال خود را به پسران خویش تقسیم نماید، نمی تواند پسر محبوبه را بر پسر مکروهه که نخست زاده است، حق نخست زادگی دهد. 17 او باید دو سهم از دارایی خود را به پسر بزرگتر، که فرزند ارشد او و مستحقّ است بدهد، گرچه او پسر زن مورد علاقه‌اش نباشد.

[تثنیه 21: 15 – 17]

*

در سفر خروج باب 21 که با این فقره شروع می شود: «و این است احکامی که پیش ایشان می گذاری» .....

اگر زن دیگری بگیرد باید همان غذا و لباس و معاشرتی را که قبلاً با زن اول داشته حفظ کند. 11 اگر این سه چیز را انجام ندهد، باید او را بدون قیمت آزاد کند.

[خروج 21: 10 – 11]

 

توجه داشته باشید که در این دو مورد بالا در سفر تثنیه و خروج داستان زندگی پیامبران را تعریف نمی کند بلکه قوانین و فرامین خداوند را بیان می کند!!

احکام . [ اَ ] (ع اِ) جِ حُکم . فرمانهای شاهی . رأی ها. دستورها

*

و سارای، زوجه ابرام، برای وی فرزندی نیاورد. و او را کنیزی مصری، هاجر نام بود. 2 پس سارای به ابرام گفت: «اینک خداوند مرا از زاییدن باز داشت. پس به کنیز من درآی، شاید از او بنا شوم [شاید او فرزندی برای من به دنیا بیاورد].» و ابرام سخن سارای را قبول نمود. 3 و چون ده سال از اقامت ابرام در زمین کنعان سپری شد، سارای زوجه ابرام، کنیز خود هاجر مصری را برداشته، او را به شوهرخود، ابرام، به زنی داد. پس به هاجر درآمد و او حامله شد. و چون [هاجر] دید که حامله است، خاتونش بنظر وی حقیر شد.

[پیدایش 16: 1 – 4]

 

به ادامه مطلب برای خواندن باقی مقاله رجوع کنید

ادامه نوشته

آیا کتاب مقدس تنها محبت است !؟؟

به نام خدا

بسیاری از وبلاگ ها و سایت های مسیحی برای جلب خوانندگانی که تا کنون کتاب مقدس را نخوانده اند و برای تخریب اسلام پیوسته روی این قضیه تاکید می کنند که اسلام دین خشونت است و مسیحیت دین محبت برای همین لازم دیدم که بخش هایی را از کتاب مقدس در اینجا قرار دهم تا خودتان قضاوت کنید که آیا اینچنین است ؟؟

اینها فرامین خداوند ، خدای محبت در کتاب مقدس است :

1ـ كشتار فجيع

«و خداوند مرا گفت: اينك به تسليم نمودن سيحون و زمين او به دست تو شروع كردم پس بنا به تصرف آن بنما تا زمين او را مالك شوي...... و تمام شهرهاي او را در آنوقت گرفته مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاك كرديم كه يكي را باقي نگذاشتيم» تثنيه 2:‌31 ـ 34.

انهدام عراد

پادشاه کنعانی سرزمین عراد (واقع در نگب کنعان ) وقتی شنید اسرائیلیها از راه اتاریم می‌آیند، سپاه خود را بسیج نموده، به قوم اسرائیل حمله کرد و عده‌ای از ایشان را به اسیری گرفت. 2 پس قوم اسرائیل به خداوند نذر کردند که اگر خداوند ایشان را یاری دهد تا بر پادشاه عراد و مردمش پیروز شوند، تمامی شهرهای آن مرزوبوم را بکلی نابود کنند. 3 خداوند دعای ایشان را شنیده کنعانی‌ها را شکست داد، و اسرائیلی‌ها آنان و شهرهای ایشان را بکلی نابود کردند. از آن پس، آن ناحیه«حرمه» (یعنی نابودی) نامیده شد.

(اعداد ۲۱ : ۱ - ۳)

نابودی باشانی ها و اموری ها 

سپس بنی اسرائیل بازگشتند و راهی را که به باشان منتهی می‌شد در پیش گرفتند؛ اما عوج، پادشاه باشان، برای جنگ با آنها، با سپاه خود به ادرعی آمد. 34 خداوند به موسی فرمود: «نترس، زیرا دشمن را بدست تو تسلیم کرده‌ام. همان بلایی بسر عوج پادشاه می‌آید که در حشبون بسر سیحون، پادشاه ‌اموریها آمد.» 35 پس قوم اسرائیل، عوجِ پادشاه را همراه با پسرانش و اهالی سرزمینش کشتند، بطوری که یکی از آنها هم زنده نماند. قوم اسرائیل آن سرزمین را تصرف نمود.

(اعداد ۲۱: ۳۳ - ۳۵)

2ـ قتل عامي ديگر

 «و با مديان به طوري كه خداوند موسي را امر فرموده بود جنگ كرده همة ذكوران را كشتند... و بني اسرائيل زنان مديان و اطفال ايشان را به اسيري بردند و جميع بهايم و جميع مواشي ايشان و  همة املاك ايشان را غارت كردند و تمامي شهرها و مساكن وقلعه‌هاي ايشان را به آتش سوزانيدند... و موسي بر رؤساي لشكر يعني سرداران هزاره‌ها و سرداران صدها كه از خدمت جنگ باز آمده بودند غضبناك شد و موسي به ايشان گفت: آيا همة زنان را زنده نگاه داشتيد؟... پس الآن هر ذكوري از اطفال را بكشيد و هر زني را كه مرد را شناخته با او همبستر شده باشد بكشيد و از زنان هر دختري را كه مرد را نشناخته و با او همبستر نشده براي خود زنده نگاه داريد» اعداد 31:‌‌‌‌7 ـ 18.

ادامه نوشته

آیا در بین گزارشاتِ عهدجدید، پیرامون دست‌گیری، تصلیب و رستاخیز مسیح، ناسازگاری وجود دارد؟

به نام خدا

خیلی ها در این موضوع که در انجیل درباره روزهای پایانی زندگی حضرت عیسی تناقض گویی شده مغلطه گری می کنند و توجیهاتی می سازند که اصلاً چنین اختلافی در انجیل وجود ندارد ما در اینجا عبناً از خود کتاب مقدس برای شما این موارد را می گذاریم تا شما خودتان قضاوت کنید که آیا اختلافی وجود دارد یا نه !! :

اختلاف اناجیل در اتفاقات زمان مصلوب شدن مسیح

بعد از مصلوب شدن عيسي به روايت انجیل متی اتفاقات بسيار هولناكي افتاد مثل زمين لرزه و پاره شدن پرده هيكل و شكافته شدن سنگها و گشاده شدن قبرها و زنده شدن مردگان و ....

متی این اتفاقات را چنین گزرش می دهد:
50 عیسی
باز به آواز بلند صیحه زده روح را تسلیم نمود. 51 كه ناگاه پرده هیكل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل و سنگها شكافته گردید.52 و قبرها گشاده شد و بسیاری از بدنهای مقد‌ّسین كه آرامیده بودند برخاستند 53 و بعد از برخاستن وی از قبور برآمده به شهر مقد‌ّس رفتند و بر بسیاری ظاهر شدند. (متی 27: 50تا 53)

اما وقتی به سراغ انجیل مرقس می رویم می بینیم که او جز پاره شدن پرده هیکل چیز دیگری را گزارش نمی دهد. او چنین گزارش می دهد:

37 پس عیسی آوازی بلند برآورده جان بداد. 38 آنگاه پردة هیكل از سر تا پا دو پاره شد. (مرقس 15: 37و 38)



وقتی انجیل لوقا را مطالعه می کنیم می بینیم که لوقا بر خلاف مرقس و متی گزارش داده است که پرده قبل از مرگ عیسی پاره شده است!!! او اینچنین گزارش می دهد:

45 و خورشید
تاریك گشت و پردة قدس از میان بشكافت. 46 و عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ای پدر به دستهای تو روح خود را می‌سپارم.” اینرا بگفت و جان را تسلیم نمود. (لوقا 23: 45 و 46)

شگفت تر اینکه یوحنا هیچ ذکری از این اتفاقات را مطرح نکرده است!!!

در جمع بندی کلی به این نتیجه می رسیم:
که از میان این چهار انجیل فقط متی و مرقس در پاره شدن پرده اتفاق نظر دارند!!! و لوقا بر خلاف مرقس و متی پاره شدن را قبل از مرگ عیسی گزارش داده!!! و یوحنا نیز چیزی ذکر نکرده است!!!

سوال دیگری که در اینجا پیش می آید این است که لوقا با استناد به چه سندی پاره شدن پرده را قبل از مرگ عیسی گزارش داده است و چرا با اناجیل مرقس و متی مخالفت کرده است؟

آیا عجيب نيست كه اين وقايع بسيار مهم را فقط متي ديده باشد و مرقس تنها پاره شدن پرده هيكل را ديده باشد و لوقا بر خلاف متی و مرقس پاره شدن پرده را قبل از مرگ عیسی دیده باشد و یوحنا هيچ نديده باشد؟

با توجه به اینکه اولین انجیل نوشته شده مرقس است آیا سخنان او معتبر است ؟ یا متی ؟ و یا لوقا که متاخر از این دو انجیل است سخن راست را نوشته است ؟ و یا یو حنا که جوانترین انجیل است و بخاطر اینکه اصلا چنین اتفاقاتی نیفتاده ننوشته!؟
پس طبیعی است که در مرگ یک انسان معمولی(بنا بر نظر اسلام که مسیح نمرد) اتفاقات خاصی نیفتد. و شاید یوحنا به این خاطر وقایعی را که متی آورده را ذکر نکرده چون اصلا چنین اتفاقاتی نیفتاده اند!!


آيا اين موضوع نيز با توجيه اختلاف زاويه ديد حل مي شود كه به ادعای مسیحیان ، نويسندگان اناجيل هركدام از زاويه اي وقايع را ديده اند و ننوشتن اين اتفاقات یا بر خلاف هم نوشتن جزئی از این اتفاقات ، به خاطر اختلاف زاويه ديد نویسندگان اناجیل بوده است!!؟

طبق گزارش انجیل متی، حضرت مسیح، پیشگویی نمود که سه شبانه روز در دل زمین خواهد بود:

«آنگاه بعضی از کاتبان و فریسیان در جواب او گفتند: ای استاد می خواهیم از تو آیتی ببینیم. او در جواب ایشان گفت:... زیرا همچنانکه یونس سه شبانه روز در شکم ماهی ماند، پسر انسان نیز سه شبانه روز در شکم زمین خواهد بود» انجیل متی 12: 38- 40

اما آیا به راستی مسیح سه شبانه روز در زمین مدفون بود؟
پاسخ منفی است.!!

مطابق انجیلها، حضرت مسیح، روز جمعه به صلیب کشیده شد و شبانگاه دفن گردید و صبح یکشنبه از قبر برخاسته بود:

«پس عیسی آوازی بلند بر آورده جان بداد... و چون شام شد از آن جهت که روز قبل از سبت (سبت = شنبه) بود...» (انجیل مرقس 15: 37- 42)

غروب همان روز كه روز تدارک، یعنی پیش از روز سبت بود [همان روز جمعه]، 43  یوسف از اهل رامه، كه یکی از اعضای محترم شورای یهود و در انتظار ظهور پادشاهی خدا بود، با كمال شهامت پیش پیلاطس رفت و جسد عیسی را از او خواست (مرقس 15: 42 – 43)


« و صبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاب بر سر قبر آمدند... جوانی را که جامه ای سفید در بر داشت بر جانب راست نشسته دیدند پس متحیر شدند. او بدیشان گفت: ترسان مباشید عیسی ناصری مصلوی را می طلبید؟ او برخاسته است» (انجیل مرقس 16: 2- 6)

 

از ساعت 3 بعد از ظهر روز جمعه تا 3 بعد از ظهر روز شنبه (سبت) می شود 24 ساعت!!

از 3 بعد از ظهر روز شنبه تا صبح روز یکشنبه از زمانی که خورشید طلوع می کند را ساعت 7 صبح هم در نظر بگیریم در ماه آوریل ، می شود 16 ساعت!!

40=16+24

32=40-72

تقریباً می شود گفت زمان مرگ تا زنده شدن مسیح بنا بر نظر انجیل کنونی 32 ساعت بوده است که معادل تقریبی کمتر از 5/1 شبانه روز است!!! نه 3 روز!!!!!


بنابر این حضرت مسیح به جای آنکه طبق پیشگویی خود، سه شبانه روز در قبر بماند، تنها یک روز و دو شب در قبر بوده است.!



" آنرا که عیان است چه حاجت به بیان است "

کتاب مقدس کلام خداوند

به نام خدا

در این پست می خواهم با استفاده از تحقیقات چند تن از دوستان بزرگوار و گرامی، به این موضوع بپردازیم که آیا امکان دارد که کتاب مقدس که به گفته مسیحیت کلام خداست ، کلام خداوند نباشد !

از مدت ها پیش حتی دین پژوهان مسیحی هم متوجه این شده اند که در کتاب مقدس اشتباهات و ضد و نقیض های فراوانی وجود دارد که البته بعضی از آنها قابل توجیه و تفسیر هستند ولی تعداد زیادی تناقض و اشتباه در آن به هیچ صورتی قابل توجیه نیست !!

در اینجا تعدادی از این موارد را می آوریم :

البته قبل از آن بهتر دیدم که این عبارت از انجیل لوقا را اضافه کنم که می گوید :

" هدف لوقا از نوشتن انجیل

چنانچه آنانی که از ابتدا نظارگان و خادمان کلام بودند به ما رسانیدند ، من نیز به نوبهٔ خود، به عنوان کسی‌که جریان كامل این وقایع را جزء به جزء مطالعه و بررسی كرده است، صلاح دیدم كه این پیشامدها را به ترتیب تاریخ وقوع برای تو بنویسم ای تیوفلس عزیز (لوقا ۱: ۲و۳)"

یعنی خود لوقا شاهد قضیه نبوده و از یاران مسیح هم نبوده !! ولی مطالب خود را از دیگرانی که قبل از او بودند نقل می کند که مشخص نیست چه کسانی هستند !! و حالا به نظر شما با چه سندی می شود گفت که وحی منزل و از جانب " روح القدس " است !؟

جالب اینجاست که خود این لوقا ، توسط پولس مسیحی شده که او هم ، مسیح را ندیده است !!

حالا ادامه بحث :

۱) داود چند نفر از سواران پادشاه صوبه را دستگير کرد ؟ ۱۷۰۰ يا ۷۰۰۰ نفر

 دوم سموئیل فصل 8/4 ا و داود ((هزار و هفتصد سوار)) و بیست هزار پیاده از او گرفت و داود جمیع اسبهای ارابه‌هایش را پی كرد اما از آنها برای صد ارابه نگاه داشت.

 اول توایخ18 /4 و داود هزار ارابه و ((هفت هزار سوار)) و بیست هزار پیاده از او گرفت و داود تمامی اسبان ارابه را پی كرد اما از آنها برای صد ارابه نگاه داشت.

 توجیه: داوود دوبار حمله کرد!کاملا توجیه سالم و عقلانی است.و شگفت آور اینکه در حمله دوم هم مثل حمله اول بیست هزار پیاده اسیر شدند و اسبها پی شدند به الا صد راس اسب که آنها را برای استفاده نگه داشتند.

۲) اخزيا پادشاه بني اسراييل هنگام پادشاهی چند سال داشت ؟ ۴۲ يا ۲۲

دوم تواریخ 22 /2و اَخزیا ((چهل و دو ساله)) بود كه پادشاه شد و یك سال در اورشلیم سلطنت كرد و اسم مادرش عتَلیا دختر عمری بود.
دوم پادشاهان 8 /2۶و اَخَزیا چون پادشاه شد ((بیست و دو ساله)) بود و یكسال در اورشلیم پادشاهی كرد و اسم مادرش عتَلیا دختر عمری پادشاه اسرائیل بود.

[یک نکته بسیار مهم اینکه مترجمین ترجمه های: شریف و هزاره نو در یک خیانت آشکار، ‌فقره ۲ از باب ۲۲ از سفر دوم تواریخ را خودشان تبدیل به بیست و دو کرده اند!!!!]

توجیه:یکی از آیه ها با تاریخ رومیان است و دیگری تاریخ اسرائیلی!و البته اختلاف 20 سال خدشه ای به اعتبار کتاب مقدس وارد نمی کند. والبته 7300 روز در همه تقویم ها تقریبا َ 20 سال است !!!

۳) فرمانده جنگي داود در يک حمله چند نفر را کشت؟ ۸۰۰ يا ۳۰۰

دوم سموئیل 23/8 و نامهای شجاعانی كه داود داشت این است: یوشَیب بشَبتِ تَحكمونی كه سردار شالیشیم بود كه همان عدِینُو عِصنِی باشد كه بر هشتصد نفر تاخت آورد و ایشانرا ((در یك وقت كشت)).

اول تواریخ 11 /11 و عدد شجاعانی كه داود داشت این است: یشُبعام بن‌حكو‌ُنی كه سردار شلیشیم بود كه بر سیصد نفر نیزة خود را حركت داد و ((ایشانرا در یك وقت كشت)).

توجیه: این فرمانده جسور دوبار حمله کرد!و یا شاید در همان حمله اولی به هشتصد نفر ضربه زد ولی پانصد نفر نمردند. ولی حیف که گفته همه رو در یه وقت کشت!!

شاید هم اختلاف در تقومشون بوده

 

۴) يهوياکين چند سالگي به پادشاهي رسيد؟ ۸ يا18

دوم تواریخ 36 /9 یهویاكین ((هشت ساله)) بود كه پادشاه شد و سه ماه و ده روز در اورشلیم سلطنت نمود و آنچه در نظر یَهُوَه ناپسند بود به عمل آورد.

دوم پادشاهان24 /8 و یهویاكین ((هجده ساله)) بود كه پادشاه شد و سه سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش نَحوشُطا دختر اَلناتان اورشلیمی بود.

توجیه:دو نفر یهویاکین بوده اند.و تصادفاٌ هر دو در زمان نبوکد نصر پادشاه بوده اند و تصادفا هر دو هم در اورشلیم بوده اند.و تصادفا پدر هردو هم بد بوده اند.و یا باز تقویم رومی و اسرائیلی باهم فرق دارند.

[یک نکته بسیار مهم اینکه مترجمین ترجمه های: شریف و هزاره نو در یک خیانت آشکار، ‌فقره ۹ از باب ۳۶ از سفر دوم تواریخ را خودشان تبدیل به هجده کرده اند!!!!]

 

۵) تعداد سرکارگرهای سلیمان چند نفر بود؟ مقایسه شود اول پادشاهان 9: 23 با دوم تواریخ ایام 8: 10 .

و اینانند ناظران خاصه که بر کارهای سلیمان بودند، ((پانصد و پنجاه نفر)) که بر اشخاصی که در کار مشغول می‌بودند، سرکاری داشتند.( اول پادشاهان 9: 23)

((دویست و پنجاه نفر)) نیز بعنوان سرپرست کارگران سلیمان گمارده شده بودند.( دوم تواریخ ایام 8: 10)

 

۶) زمان وفات هارون چه وقت بود ؟؟ روز اول ماه یازدهم یا روز اول ماه پنجم ؟؟!!

- تثنیه 1 : 3 – 5 « پس در ((روز اول ماه یازدهم سال چهلم)) ، موسی بنی اسرائیل را بر حسب هر آنچه خداوند او را برای ایشان فرموده بود تکلم نمود .... گفت : ......... »

- تثنیه 33: 38 « و هارون کاهن خداوند بر حسب فرمان خداوند به جبل هور بر آمده در ((سال چهلم خروج بنی اسرائیل از مصر ، در روز اول ماه پنجم)) وفات یافت »

 

۷) اشتباه در انجیل متی

در انجیل متی باب ۲۷ فقره: ۷ تا ۹ آمده است: « آنگاه سخنی که به زبان ((ارمیای نبی )) گفته شده بود تمام گشت که سی پاره ی نقره را برداشتند بهای آن را قیمت کرده شده ای که بعضی از بنی اسرائیل بر او قیمت گذاردند و آنها را بجهت کوزه گر دادند چنانکه خداوند به من گفت ».


این در حالی است که جمله ی مذکور هرگز در کتاب ارمیا نیامده است بلکه در کتاب ((زکریا نبی)) آمده باب ۱۱ فقره: ۱۲ تا ۱۳ است و این اشتباهی آشکار از سوی نویسنده ی انجیل متی است.

۸) گزارش انجیل متی از داستان معجزه‏ی مسیح:

«بامدادان چون به شهر مراجعت می کرد، گرسنه شد. و در کناره‏ی راه یک درخت انجیر دیده، نزد آن آمد و جز برگ بر آن هیچ نیافت. پس آن را گفت: از این به بعد میوه تا به ابد بر تو نشود. که ((در ساعت درخت انجیر خشکید)) و چون شاگردانش این را دیدند!!! متعجب شده گفتند: چه بسیار زود!!! درخت انجیر خشک شده است» متی 21: 18- 20

گزارش انجیل مرقس از این داستان:

«ناگاه درخت انجیری که برگ داشت از دور دیده، آمد تا شاید چیزی بر آن بیابد اما چون نزد آن رسید جز برگ بر آن هیچ نیافت زیرا که موسم انجیر نرسیده بود. پس عیسی توجه نموده بدان فرمود: از این پس تا به ابد، هیچ کس از تو میوه نخواهد خورد و شاگردانش شنیدند. پس وارد اورشلیم شدند... و صبحگاهان در اثنای راه، درخت انجیر را از ریشه خشک یافتند. پطرس بخاطر آورد که عیسی روز قبل، درخت را نفرین کرده بود. وی را گفت: «استاد نگاه کنید! درخت انجیری که نفرین کردید، خشک شده است!!! » مرقس 11: 12- 21

نیاز به توضیح ندارد که طبق گزارش انجیل متی، درخت انجیر فورا خشک گردید و حواریون اظهار تعجب کردند اما مطابق انجیل مرقس، پس از نفرین مسیح، به اورشلیم رفتند و فردای آن روز وقتی از آنجا می گذشتند، درخت را خشک شده یافتند و...

۹) ابتدا به کوه بلند برده شد یا به شهر اورشلیم؟!

یکی از تفاوتهای بسیار روشن در گزارشات انجیلها، داستان امتحان شدن مسیح است.
تفاوت گزارش دو انجیل کاملا روشن است. انجیل متی می گوید: ابتدا مسیح به شهر مقدس (اورشلیم) برده شد و پس از آن به کوهی بلند؛ اما در انجیل لوقا، ترتیب این واقعه دقیقا بر عکس ذکر شده است: ابتدا به کوهی بلند سپس به اورشلیم !

انجیل متی: «آنگاه عیسی به دست روح به بیابان برده شد تا ابلیس او را تجربه (امتحان) نماید... آنگاه ابلیس او را به شهر مقدس بردو بر کنگره‏ی هیکل بر پا داشته به وی گفت: اگر پسر خدا هستی، خود را به زیر انداز... پس ابلیس او را به کوهی بسیار بلند برد و همه‏ی ممالک جهان را بدو نشان داده به وی گفت: اگر مرا سجده کنی، همانا این همه را به تو خواهم بخشید» متی 4: 1- 9

انجیل لوقا: «و روح او را به بیابان برد و مدت چهل روز ابلیس او را تجربه می نمود... پس ابلیس او را به کوهی بلند برده، تمامی ممالک جهان را در لحظه‏ای بدو نشان داد و ابلیس بدو گفت: جمیع این قدرت و حشمت آنها را به تو می دهم... پس او را به شهر اورشلیم برده، بر کنگره‏ی هیکل قرار داد و بدو گفت: اگر پسر خدا هستی خود را از اینجا به زیر انداز» لوقا 4: 1- 9

شاید بپرسیم برخی از این تفاوتها چندان اهمیت ندارد پس چرا به آنها می پردازیم؟

پاسخ این است که: بله اگر این تفاوتها در دو کتاب از یک نویسنده‏ی عادی بود اشکالی نداشت اما مسیحیان معتقدند کتاب مقدس، وحی الهی است و از خطا به دور است! وجود این موارد، این آیه‏ی قرآن را برای ما یاد آور می شود که:
وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا  (نساء،82)


«و اگر از جانب غیر خدا بود، قطعاْ در آن اختلاف بسیاری می یافتند»


ادامه نوشته

درج مطلبی علمی در وبلاگی مسیحی


به نام خدا

در یک وبلاگ تبلیغی مسیحی مطلبی دیدم دربار‌ه یک پیشگویی در مکاشفه یوحنا باب ۱۳ فقره : ۱۶ تا ۱۸ که آمده است :

" از این گذشته، بزرگ و کوچک، فقیر و غنی، برده و آزاد را مجبور کرد تا علامت مخصوص را بر روی دست راست یا پیشانی خود بگذارند؛ و هیچ کس نمی‌توانست شغلی به دست آورد تا چیزی بخرد مگر این که علامت مخصوص این جانور، یعنی اسم یا عدد او را بر خود داشته باشد. این خود معمایی است و هر که باهوش باشد می‌تواند عدد جانور را محاسبه کند. این عدد، اسم یک انسان است و مقدار عددی حروف نام او 666 است. برده و آزادشدگان "

و در آن وبلاگ به موضوع یک فن آوری جدید که ابداع کننده اولیه آن « شرکت وری چیپ » بوده می پردازد و با کمی تغییرات آنرا در ارتباط با پیشگویی مکاشفه یوحنا می داند !! که البته در همان کشورهای ابداع کننده آن که از قضا مسیحی هم هستند این گفته رد می شود !! :

نگرانی درباره‌ی وری‌چیپ‌ها اخیراً به حدی افزایش یافته که شبکه‌ی خبری مسیحیت درباره‌ی این که آیا این تراشه‌ها و سایر تراشه‌ها همان نشان حیوان صفتی هستند، از عالم انجیل و استاد دانشگاه ریگنت، جوزف کیکاسولا این موضوع را سؤال کرد. او سعی کرد که مخاطبان را آرام کند، سپس گفت: «نظر من منفی است. من گمان می‌کنم که کتاب مقدس آشکارا می‌گوید که نشان حیوان‌صفتی برای خرید و فروش است و نیز چیزی است اجباری، یعنی از جانب دولت اجباری می‌شود. اما این ریزتراشه‌ها برای مقاصد خوبی چون پرونده‌های پزشکی و کودکان گمشده طراحی شده‌اند. اینها برای خرید و فروش نیستند، آن گونه که در کتاب مقدس توصیف شده». "

این چیپ ها که به وری چیپ معروف هستند ، و البته الزامی برای اینکه در دست راست و یا پیشانی نسب شوند هم وجود ندارد !!

و آن را در زیر چشم و یا در دست چپ!! همانگونه که در عکس  ضمیمه شده مشاهده می کنید و یا هر جای دیگر هم به راحتی و بودن مشکل نصب می شود !! چونکه به اندازه یک دانه برنج بوده که عاری از هرگونه منبع الکتریکی می باشد . میکروچیپ در زیر پوست جاندار کاشته می شود به طوریکه این عمل کاشت نظیر واکسیناسوین بوده و بدون درد انجام می پذیرد . و در داخل محفظه شیشه ای که قابلیت تطابق با بافت زنده موجود را دارد قرار می گیرد این محفظه از ایجاد واکنش های ایمنی جاندار جلوگیری می نماید لذا میکروچیپ تا انتهای عمر جاندار در بدن بدون هیچ گونه عارضه ای باقی می ماند. 

در این بخش از مکاشفه یوحنا آمده که : « این عدد، اسم یک انسان است و مقدار عددی حروف نام او 666 است » بر روی آن قرار گرفته !! 

نام یک انسان است که مقدار عددی حروف آن برابر ۶۶۶ است ! در حالی که بر روی این وری چیپ ها معمولاٌ صرفاٌ عدد نام یک سایت یا حساب بانکی و مبلغ آن آمده در حالی که بی شمار عدد مختلف بر روی آن قرار می گیرد که مقدار عددی آن معادل با 666 نیست !! و همچنین صرفاٌ برای خرید کردن هم استفاده نمی شود و هر چیزی می تواند باشد ، از جمله خرید کردن .

و گفته شده که مردم مجبور به استفاده از آن هستند!! در حالی که این را بیشتر در حال حاضر در کشورهای مسیحی و البته به اختیار ! استفاده می کنند و آن هم برای مصارفی که بیشتر مثبت هستند ، مانند پزشکی و حفظ اطلاعات شخصی و مانند اینها کاربرد دارد .

و نکته بعدی اینکه اگر این یک پیشگویی مربوط به آینده بوده و نه همان زمان خود نگارش مکاشفه یوحنا ، پس اینکه در آن گفته شده « برده و آزاد » خودش باید این پرسش را ایجاد کند که آن پیشگو که درباره فرضاٌ وری چیپ ها پیشگویی کرده چطور نمی دانسته که در زمان ساخت آنها دیگر برده ای وجود ندارد که هم شامل بردگان باشد هم انسان های آزاد !!! که اینطور روی آن تاکید می کند!!؟

و اینکه این وری چیپ ها در کشورهایی ساخته می شود که خودشان مسیحی هستند و در کشورهای غیر مسیحی ای که مثلاٌ موافقتی با مسیحیت ندارند ساخته نشده !!

ادامه مطلب ..

ادامه نوشته