ارزش والای زن در مسیحیت
آیا مسیحیت حقوق زن را پاس داشته است؟
آیا زن در کتاب مقدس ارزشمند است؟
در مسیحیت وقتی که می خواهند بگویند زن ارزشمند است ، به آیه زیر از کتاب مقدس استناد می کنند:
۲۷ .. همة شما که در مسیح تعمید یافتید مسیح را در برگرفتید. ۲۸ هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همة شما در مسیح عیسی یک میباشید(غلا ۳ : ۲۸).
از همین رو پیوسته به وضعیت حقوق زن در ادیان مختلف اعتراض می کنند و در حالی که آگاهی کافی ندارند به نقد حقوق زن در اسلام می پردازند.
این در حالی است که پاسخ شایسته و در خوری را در قبال سوالات زیر از ایمانداران مسیحی ندیده ام و امیدوارم اکنون با نظرات خوب مسیحیان آگاه راهنمایی شوم. دوستان خوبم:
اگر شما به حکم ورود بانوان حائض به مسجد معترض هستید ، پس چرا اجازه نمی دهید ، زنان حائض وارد هیکل شوند؟
اگر به حکم نفاس معترضید ، پس چرا معتقدید اگر زنی فرزند پسر به دنیا آورد تا هفت روز نجس است و اگر فرزند دختر به دنیا آورد تا دو هفته؟
لاویان ۱۲ : « ۱ و یهُوَه موسی را خطاب کرده گفت: ۲ “بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو: چون زنی آبستن شده پسر نرینه ای بزاید آنگاه هفت روز نجس باشد موافق ایام طَمث حیضش نجس باشد. ۳ و در روز هشتم گوشت غُلفة او مختون شود. ۴ و سی و سه روز در خون تطهیر خود بماند و هیچ چیز مقدس را لمس ننماید و به مکان مقدس داخل نشود تا ایام طُهرش تمام شود. ۵ و اگر دختری بزاید دو هفته بر حسب مدت طَمث خود نجس باشد و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند. »
اولاٌ چرا زن باید نجس باشد. ثانیاٌ چرا برای فرزند دختر این نجاست دو برابر و به اندازه دو هفته است؟
کتاب مقدس از ۶۶ سفر تشکیل شده است که به اذعان نویسندگان و پژوهشگران مسیحی همه این اسفار توسط نویسندگان مرد نوشته شده است. شما که به حقوق زن در اسلام ایراد می گیرید ، پس چرا خداوند حتی یک زن را هم به عنوان نویسنده حتی یک بخش کوتاه و مختصر از یکی از اسفار برنگزیده است؟!
حتی به یکی از زنان سبط لاوی اجازه نداده است تا کهانت و خدمت در خیمه اجتماع در هیکل (درعهد قدیم) را بر عهده بگیرد؟!
مسیحیان می گویند که چرا یکی از امامان زن نیست ؟! ( البته متوجه وجود شخصیت بزرگی مانند حضرت فاطمه در بین ۱۴ معصوم نیستند که با بر بعضی احادیث مقامی بالاتر از ۱۱ امام بعد از خودش دارد !!)
و در حالی که از میان دوازده رسول و حواری مسیح علیه السلام حتی یک نفر زن هم برنگزیده و همه حواریون مسیح مرد هستند؟!
از این دوازده نفر گذشته ، چرا در آن هفتاد رسولی که خداوند فرستاد ، حتی نشنیده ایم یک نفرشان زن باشد؟!
چرا در اعمال رسولان فصل ۶ آیه سه آمده است : ای برادران هفت مرد نیکنام و پر از و حکمت را از میان خود انتخاب کنید تا ایشان را بر این مهم بگماریم؟ چرا نگفته است هفت زن؟ یا حتی یک زن؟چرا همه باید مرد باشند؟! مگر دلیل انتخاب این هفت مرد خدمت به بیوه زنان نبوده است (بیوهزنان ایشان در خدمت یومیه بیبهره میماندند)؟ خوب در اینجا چه فلسفه ای وجود داشته است که به بیوه زنان باید مردان خدمت کنند نه زنان ؟!
در نامه پولس به قرنتیان (اول قرنتیان فصل ۱۵)، برای اثبات قیام مسیح نام مردان بسیاری آورده می شود که در میان آنها حتی یک زن هم نیست . این نیاوردن نام یک زنان در میان اسامی که گفتیم ، قطعا به دلیل خاصی بوده است . چرا که اولین کسی که شاهد قیام مسیح بود ، مریم بود و او بود که نخستین بشارت به قیام را اعلام کرد. اما چرا نام وی از لیست شاهدان قیام مسیح حذف شده است؟ ایا این یک دلیل آشکار بر نادیده گرفتن جایگاه زن در مسیحیت نیست؟
در کلیسای اولیه به تفصیلی که در نامه های اول تیموتاوس و تیطس آمده است، روی سخن با اسقف ها و شماسان مرد است و در این میان از زنان اسقف و شماس خبری نیست؟! کما این که در عهد جدید ما اصلا نامی از زنان بشارت دهنده یا شبان یا معلم به همان معنای عامی که در عهد جدید است ، نمی بینیم.
در هیچ جایی از عهد جدید نام زنی نیامده است که به دست او معجزه ای رخ داده باشد. در حالی که در قرآن کریم در مورد حضرت مریم علیها سلام آمده است:
درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایی کشاند؛ (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم، و بکلّی فراموش میشدم!» ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: «غمگین مباش! پروردگارت زیر پای تو چشمه آبی (گوارا) قرار داده است! و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازهای بر تو فرو میریزد!
در مکاشفه یوحنا سخن از دو شاهد نبی مرد است نه دو شاهد زن یا یکی زن و دیگری مرد.
به نظر من که یک مسلمان هستم و قائل به تفاوت حقوق زن و مرد ، حقوق زن در اسلام و مسیحیت هر دو محترم است . اما از نظر برادران و خواهران مسیحی که قائل به تساوی حقوق زن هستند ، سوالات فوق چگونه پاسخ داده می شود؟ آیا واقعا مسیحیان حقوق زن در دین خود و کتاب مقدس را درک کرده اند؟
در ادامه این موضوع :
طلاق مترادف است با زنا
«همچنین گفته شده: 'هرگاه مردی زن خود را طلاق دهد، باید طلاقنامهای به او بدهد.' 32 امّا من به شما میگویم: هرگاه کسی زن خود را جز به علّت زنا طلاق دهد، او را به زنا كاری میکشاند و هرکس با چنین زنی ازدواج نماید، زنا میکند.»
[انجیل متی 5: 31 – 32]
«برای متأهلان دستوری دارم كه دستور خودم نیست، بلكه از جانب خداوند است: یک زن شوهردار نباید شوهرش را ترک كند؛ 11 امّا اگر چنین كند یا باید تنها بماند و یا آنكه دوباره با شوهرش آشتی كند. شوهر نیز نباید زن خود را طلاق بدهد.»
[اول قرنتیان 7: 10 -11]
در مورد قرن حاضر حق با شماست فشارهای روز افزون جوامع کلیسا را در این شیوه ی نگرش مجبور به عقب نشینی کرد درباره زنان و چیزهای دیگر چنانچه در موارد بسیار زیاد دیگری نیز شاهد عقب نشینی های کلیسا بوده ایم
حتما خبر دارید که زمانی که گالیله اعلام کرد که این زمین است که به دور خورشید می گردد و نه بر عکس
او را متهم به کفر کردند و وی را مرتد خواندند اما پیشرفت علم ، کلیسا را مجبور به عقب نشینی کرد و در نهایت کلیسا تسلیم شد
نمی دانم شنیده اید که تا زمان ظهور پروتستان در اواخر قرون وسطی طلاق در کلیساهای مسیحی ممنوع و مساوی با زنا بود !!!
بیچاره زن و شوهری که به هر دلیل مایل به ادامه ی زندگی نبودند هیچ چاره ای برای جدا شدن از یکدیگر نداشتد
یا حتی اگر مرد دچار ناتوانی ناتوانی جنسی بود یا دچار بیماری خطرناک مقاربتی بود باز هم حق جدا شدن را نداشتند
تا اینکه کلیساهای پروتستان رسماٌ تعلیم حضرت عیسی در مورد حرمت طلاق ( و مساوی بودن ازدواج مجدد با زنا ) را کنار گذاشتند !!!!
جالب است بدانید که کلیسای کاتولیک تا همین چندی پیش اجازه ی جدا شدن زن و شوهر را از یکدیگر نمی داد اما فشارهای جوامع این کلیسا را نیز مجبور کرد تا بدون گذاشتن نام طلاق اجازه ی جدا شدن زوجین را ( بدون اجرای طلاق ) بدهد یعنی دقیقا مخالف تعلیم مسیح که زن و شوهر هرگز نباید از هم جدا شوند
ترجمه OPT :
و اگر مردی دختر باکرهای را که نامزدنباشد بیابد و او را گرفته، با او همبستر شود وگرفتار شوند، 29 آنکه آن مرد که با او خوابیده است پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بدهد و آن دختر زن او باشد، چونکه او را ذلیل ساخته است و در تمامی عمرش نمی تواند او را رها کند.(تثنیه 28:22)
ترجمه TV :
28 «اگر مردی به یک دختری که نامزد نباشد، تجاوز کند و در حال انجام این کار دستگیر شود، 29 آن مرد متجاوز باید به پدر دختر پنجاه تکه نقره بپردازد و با آن دختر ازدواج کند چون او، آن دختر را بیحرمت ساخته است. هرگز اجازه ندارد که او را طلاق بدهد .(تثنیه 28:22)
باز هم در ادامه این مطلب :
برتری بی چون و چرای مرد بر زن
«من به زنی اجازه نمیدهم كه تعلیم دهد و یا بر مردان حكومت كند. زنها باید ساكت باشند.»
[اول تیموتائوس 2: 12]
« اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن مرد »
(رساله ی پولس رسول به قرنتیان 11 : 3)
حکومت مرد بر زن ، مجازاتی خدایی برای زنان
« و به زن گفت: درد و حمل تو را بسيار افزون گردانم با درد ، فرزندان خواهي زاييد و اشتياق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمراني خواهد کرد »
( سفر پیدایش باب 3)
مرد جلال خداست و زن جلال مرد !
« زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چونکه او صورت و جلال خداست اما زن جلال مرد است ! »
(رساله ی پولس به قرنتیان 11 : 7)
برتری مردان بر زنان ، همچون برتری مسیح بر کلیسا
« شوهر سر زن است چنانکه مسيح نيز سر کليسا 24 و چنانکه كلیسا مطیع مسیح است، زنها نیز در هر مورد باید از شوهرهای خود اطاعت كنند»
(افسسيان 5 : 23 – 24)
زنان برای مردان آفریده شدند !
« و نیز مرد بجهت زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد »
(قرنتیان 11 : 9)
زن باید مطیع مرد باشد همانگونه که ما مطیع خدا هستیم !
« اي زنان شوهران خود را اطاعت کنيد چنانکه خداوند را » !!!
(افسسيان 5 : 22)
« همچنانکه کليسا مطيع مسيح است همچنين زنان نيز شوهران خود را در هر امري مطیع باشند »
(افسسيان 5 : 24)
زن يکبار فريب خورد پس ديگر ساکت باشد و تعليم ندهد :
« و زن را اجازت نمی دهم كه تعليم دهد......بلكه در سكوت بماند زيرا كه آدم اول ساخته شد و بعد حوّا و آدم فريب نخورد بلكه زن فريب خورد »
[اول تیموتائوس باب دوم]
نتیجه اینکه به دو دليل زن حق تعليم ندارد :
1 - دوم ساخته شد
2 - او بود که فريب خورد
ازدواج برابر با هوی و هوس
نام بیوهزنهای جوانتر ثبت نگردد؛ «زیرا به محض اینکه هوی و هوس آنها را از مسیح دور سازد، علاقهمند به ازدواج میشوند»
[اول تیموتائوس 5: 1۱]
رستگاری زن در گروی زاییدن !
« آدم فريب نخورد بلكه زن فريب خورده اما به زاييدن رستگار خواهد شد .»
[اول تیموتائوس باب دوم]
زن خوب ، زن خانه نشین
3 همچنین زنان پیر، در سیرت متقی باشند و نه غیبتگو و نه بنده شراب بلکه معلمان تعلیم نیکو، 4 تا زنان جوان را خرد بیاموزند که شوهردوست و فرزنددوست باشند، 5 و خرداندیش و عفیفه و «خانه نشین» و نیکو و «مطیع شوهران» خود که مبادا کلام خدا متهم شود.
[تیتوس 2: 3 – 5]
اصلاً بگذارید تمام این باب ۱۱ از رساله اول به قرنتیان را برایتان بگذارم و نکته مهمی وجود دارد و آن اینکه کتاب مقدس این را تنها روش خود می داند: “ما و کلیساهای خدا روش دیگری غیراز این نداریم” از من پیروی كنید همانطور كه من از مسیح پیروی میکنم. 2 اكنون باید شما را تحسین كنم؛ زیرا همیشه بهیاد من هستید و از آن تعالیمی كه به شما سپردم، پیروی میکنید. 3 امّا میخواهم بدانید كه سر هر مرد مسیح است و سر هر زن شوهر اوست و سر مسیح خداست. 4 پس مردی كه با سر پوشیده دعا كند یا پیامی از طرف خدا بیاورد، سر خود یعنی مسیح را رسوا میسازد. 5 همچنین زنی كه با سر برهنه دعا كند یا پیامی از خدا بیاورد، سر خود یعنی شوهرش را رسوا ساخته و با زنی كه سرش تراشیده شده، هیچ فرقی ندارد. 6 اگر پوشانیدن یا نپوشانیدن سر برای زنی مهم نیست، پس سر خود را هم بتراشد و اگر تراشیدن موی سر برای زن رسوایی به بار میآورد، بهتر است كه سر او هم پوشیده باشد. 7 لازم نیست كه مرد سر خود را بپوشاند، زیرا او صورت و جلال خدا را منعكس میسازد. امّا زن، جلال مرد را منعكس میسازد؛ 8 زیرا مرد از زن آفریده نشد، بلكه زن از مرد به وجود آمد 9 و مرد نیز بهخاطر زن آفریده نشد، بلكه زن برای مرد خلق شد. 10 به این جهت و همچنین به خاطر فرشتگان، زن باید سر خود را بپوشاند تا نشان دهد كه تحت فرمان است. 11 به هر حال در اتّحاد ما با خداوند، زن از مرد یا مرد از زن بی نیاز نیست. 12 زیرا چنانکه زن از مرد به وجود آمد، مرد از زن متولّد میشود. نه تنها هردوی آنها بلكه همه چیز متعلّق به خداست. 13 خودتان قضاوت كنید آیا شایسته است زن با سر برهنه در پیشگاه خدا دعا كند؟ 14 مگر خود طبیعت به شما نمیآموزد كه گیسوی بلند برای مرد شرمآور است، 15 امّا برعکس، گیسوی بلند زن، مایهٔ افتخار اوست و برای این به او داده شده است تا با آن سر خود را بپوشاند. 16 اگر كسی بخواهد در این خصوص مجادله كند، تنها چیزی كه به او میگویم این است كه ما و كلیساهای خدا روش دیگری غیراز این نداریم. (رسالة اول به قرنتیان ۱۱: 1 – 12) و یا 1 به همین طریق شما ای زنها، «مطیع شوهرهای خود باشید» تا چنانچه بعضی از آنها به كلام ایمان ندارند، به وسیلهٔ رفتار شما ایمان آورند. بدون آنكه شما به آنها چیزی بگویید، 2 زیرا آنها رفتار نیک و خداترسی شما را خواهند دید. 3 زیبایی شما نباید در آرایش ظاهری باشد كه به آرایش مو و پوشیدن جواهرات و لباس زیبا بستگی دارد؛ 4 بلكه زیبایی شما باید در باطن باشد. درون خود را با گوهر فنا ناپذیر یک روح آرام و ملایم بیارایید، زیرا این نوع زیبایی در نظر خدا ارزش بسیار دارد. 5 به این طریق بود كه زنهای مقدّسی كه در قدیم به خدا توکّل داشتند، خود را زیبا میساختند. آنها «مطیع شوهران خود بودند»، 6 مثل سارا كه از ابراهیم اطاعت كرده و او را «ارباب» خطاب مینمود. پس اگر شما هم نیكوكاری كنید و از چیزی نترسید «دختران او خواهید بود». (اول پطرس 3: 1 – 6)
و یا
9 نام بیوه زنی كه بیش از شصت سال داشته و بیش از یک شوهر نكرده باشد، باید ثبت شود. 10 علاوه بر این، او باید در امور خیریه، از قبیل پرورش اطفال، مهماننوازی، «شستن پاهای مقدّسین»، دستگیری ستمدیدگان و انجام هر نوع نیكوكاری شهرت داشته باشد.
11 نام بیوهزنهای جوانتر ثبت نگردد؛ «زیرا به محض اینکه هوی و هوس آنها را از مسیح دور سازد، علاقهمند به ازدواج میشوند»
12 و از اینکه پیمان قبلی خود را با مسیح میشكنند، محكوم خواهند شد. 13 گذشته از این یاد میگیرند كه خانه به خانه بگردند و بیكار باشند. نه فقط بیكار بلكه سخنچین و فضول و چیزهایی میگویند كه گفتن آنها شایسته نیست. 14 پس عقیدهٔ من این است، كه بیوهزنهای جوان «ازدواج كنند» و «صاحب فرزندان شوند» و «خانهداری نمایند» تا به دشمنان ما فرصت بدگویی ندهند. 15 زیرا بعضی از بیوهزنها قبل از این هم منحرف شده و به دنبال شیطان رفتهاند
(اول تیموتائوس 5: 9 – 15)
یک مرد از هزار مرد اما دریغ از یک زن
جامعه پس از آنکه بخشی از این کتاب را به حکمت و مشخصات آن می پردازد در نهایت می گوید :
« اینک چون این را با آن مقابله کردم تا نتیجه را دریابم این را دریافتم که جان من تا به حال آن را جستجو می کند و نیافتم .
یک مرد از هزار یافتم اما از جمیع آنها زنی نیافتم »
(جامعه ۸ : ۲۷ و ۲۸)
فروختن دختر به عنوان کنیز !
« اگر شخصی دختر خود را به کنیزی بفروشد .... » سفر خروج ۲۱ : ۷
اگر کسی دختر خود را به عنوان کنیز بفروشد، آن دختر مثل غلامان آزاد نشود. اگر کسی دختری را بخرد تا با او ازدواج کند ولی بعداً از او خوشش نیاید، آنگاه میباید به پدرش بازفروخته شود و ارباب او حق ندارد وی را به بیگانگان بفروشد. زیرا به او خیانت کرده است. (خروج 21: 7 و 8)
زنان ؛ ناپاک !
مطابق کتاب مقدس زن پس از دو بار طلاق ناپاک مي شود ! ! !
(تثنيه 24 : 4)
زنی که حیض می بیند ؛ تا هفت روز ناپاک است و اگر کسی هم به او دست بزند ناپاک می شود !
« و اگر زني جريان دارد! و جرياني که در بدنش است خون باشد هفت روز در حيض خود بماند و هر که او را لمس کند تا شب نجس باشد ! و بر هر چيزي که در حيض خود بخوابد نجس باشد و بر هر چيزي بر آن بنشيند
نجس باشد و هر که بستر او را لمس کند رخت خود را بشويد و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و هر که چيزي را که او بر آن نشسته بود لمس کند رخت خود را بشويد و با آب غسل کند و تا شب نجس باشد. و اگر آن بر بستر باشد يا بر هر چيزي که او بر آن نشسته بود چون آن چيز را لمس کند
تا شب نجس باشد. و اگر مردي با او هم بستر شود و زن حايض باشد، مرد تا هفت روز نجس خواهد بود و هر بستري که بر آن بخوابد نجس خواهد بود »
( سفر لاويان، باب 15، شماره 19 تا آخر )
نکته ای که برای من عجیب است اینکه آیا براستی زنان در هر ماه یک هفته را باید نجس باشند و هیچ کس هم به ایشان دست نزند ، بستری که بر آن می خوابد و هر جایی که بر آن می نشیند نجس می شود !!!
آیا این همان کرامت زن است ؟!
« پولس رسول زنان را دعوت به حضور در اجتماع عبادی با حجاب و رعایت سکوت میکند و میگوید اگر سئوالی داشته باشند باید از شوهرانشان بپرسند، نه از کلیسا. زن نمیتواند تعمید دهد و کشیشی زن ممکن نیست. زنان نمیتوانند به مردان چیزی (مطالب مذهبی) یاد دهند، زیرا باعث تسلط زنان بر مردان میشود. »
در انجیل مطالب زیادی درباره حقوق زنان وجود ندارد. این پروتستانیسم بود که به عبارتی فقه مسیحی را بر اساس عرف جوامع اروپایی بنیاد نهاد.
در پروتستانیسم هویت زن دچار تحول شد و زن و مرد برابر شدند »